افراد مبتلا به اسکیزوفرنی هم عاشق میشوند و ممکن است بخواهند زندگی مشترک تشکیل دهند. اما زوجها باید بدانند که زندگی با فرد مبتلا به اسکیزوفرنی مسیری پرچالش، پرفشار و پیچیده است. ازدواج با فرد مبتلا به اسکیزوفرنی فقط مسئله عشق و علاقه نیست، بلکه به آگاهی کامل، صبر، مهارتهای ارتباطی و آمادگی برای مدیریت علائم بیماری در زندگی احتیاج دارد. در این مقاله، قصد داریم با مسئله بیماری اسکیزوفرنی و ازدواج بیشتر آشنا شویم و بایدها و نبایدهای زندگی مشترک با فرد مبتلا به اسکیزوفرنی را یاد بگیریم. اگر همسر فردی مبتلا به اسکیزوفرنی هستید یا شخصی در اطرافیانتان با فردی مبتلا به اسکیزوفرنی زندگی میکند، این مقاله میتواند راهنمای کاملی برای بهبود کیفیت زندگی شما باشد.
اسکیزوفرنی و ازدواج: از منظر روانپزشکی و اجتماعی
اسکیزوفرنی یک اختلال روانی مزمن و شدید است که با تغییر در تفکر، ادراک، احساسات و رفتار مشخص میشود. فرد مبتلا به اسکیزوفرنی اغلب دچار الگوی مداومی از هذیانها، توهمات، تفکر و گفتار نامنظم، کاهش انگیزه و اختلال در عملکرد اجتماعی و شغلی میشود. این بیماری روانی، جدی، طولانیمدت و ناتوانکننده است و قادر است زندگی بیماران و همسران آنها را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد و فشار زیادی روی رابطه زناشویی بیاورد.
در بسیاری از جوامع سنتی و خانوادهمحور وظیفه مراقبت از بیمار روی دوش خانواده، بهخصوص همسر گذاشته میشود. مراقبت از همسر مبتلا به اسکیزوفرنی کار بسیار سخت و خستهکنندهای است، زیرا انرژی، وقت و هزینه زیادی میطلبد و استرس روانی و جسمی زیادی به همراه دارد. این فشار روی جنبههای مختلف زندگی اثر میگذارد و باعث مشکلات اجتماعی، عاطفی و مالی برای خانواده میشود.
بیشتر بخوانید: علائم اسکیزوفرنی کاتاتونیک
علائم روانی و رفتاری اسکیزوفرنی بهطور مستقیم روی صمیمیت و عملکرد روزمره در زندگی زوجی اثر دارد. تحقیقات نشان میدهند فشار علائمی مثل هذیانها، توهمها مثل شنیدن صدا، افکار پراکنده، کنارهگیری اجتماعی، ابراز نکردن احساسات و عواطف در کنار مشکلات مربوط به مراقبتهای پایه مثل بهداشت فردی باعث افزایش نرخ طلاق بین افراد مبتلا به اسکیزوفرنی شده است.
بهطور کلی، نرخ ازدواج برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی پایینتر از بقیه جامعه است. بااینهمه، برخی افراد بهخصوص زنان شانس بیشتری برای شروع و نگهداشتن رابطه عاطفی دارند، زیرا بیماری آنها ممکن است دیرتر شروع شود یا عملکرد اجتماعی بهتری داشته باشند. به همین دلیل، لازم است در مورد بیماری اسکیزوفرنی و ازدواج آگاهیبخشی انجام شود تا باورهای نادرست اجتماعی کمتر شوند و افراد مبتلا به اسکیزوفرنی رابطه پایدارتر و سالمتری داشته باشند. 
مهمترین سؤال: آیا فرد مبتلا به اسکیزوفرنی حق ازدواج دارد؟
حق ازدواج یا طلاق یکی از حقوق بنیادی انسانی است. این حق در اعلامیههای بینالمللی مثل ماده ۱۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۲۳ کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت درج شده است. بنابراین، از نظر حقوق بشر، افراد مبتلا به اسکیزوفرنی حق دارند ازدواج کنند.
همچنین، به عقیده متخصصان فرد مبتلا به اسکیزوفرنی همچنان میتواند رابطه جنسی و عاطفی برقرار کند و روابط نزدیک و صمیمی داشته باشد. حتی تحقیقها نشان میدهند بهرهمندی از یک رابطه پایدار و مثبت باعث میشود فرد در جامعه بهتر فعالیت کند و بهتر ادغام شود. ازدواج میتواند منبعی برای نزدیکی عاطفی، امنیت، حمایت و انگیزه برای بهبود باشد.
بااینهمه، تشکیل و حفظ رابطه عاطفی با یک فرد مبتلا به اسکیزوفرنی ممکن است پیچیدگیها و چالشهای متعددی داشته باشد. اولین شرط موفقیت یک رابطه عاطفی، رضایت آگاهانه طرفین است. مشکلاتی مثل اختلال در تفکر و ادراک، نوسانات خلقی، تکانشگری و تحریکپذیری بیمار اسکیزوفرن میتواند روی ورود آگاهانه به روابط جنسی، روابط عاطفی و درک درست موقعیت اثر منفی داشته باشد.
بیشتر بخوانید: اسکیزوافکتیو چیست؟
بنابراین، درکل میتوانیم بگوییم فرد مبتلا به اسکیزوفرنی حق ازدواج دارد، اما باید با آگاهی کامل طرفین از شرایط همدیگر انجام شود. همچنین، چنین رابطهای باید شامل آموزش روانی، تمرین مهارتهای ارتباطی و درمان زوجی برای حل مشکلات مربوط به صمیمیت باشد.
چالشهای اساسی زندگی مشترک با اسکیزوفرنی
در زندگی مشترک با فرد مبتلا به اسکیزوفرنی، چالش اصلی به دوش همسر سالم است که خیلی اوقات نقش مراقب را برعهده میگیرد. مراقبت از همسر مبتلا به اسکیزوفرنی کار طاقتفرسا و پرچالشی است و علاوهبر فشار روانی و جسمی زیاد، به انرژی، زمان و هزینه قابلتوجهی احتیاج دارد.
فشار زندگی با همسر دچار اسکیزوفرنی میتواند مشکلات متعدد اجتماعی، عاطفی و مالی ایجاد کند. همسران افراد مبتلا به اسکیزوفرنی، درگیر استرس و فشار روانی زیادی هستند. این فشار روانی میتواند کیفیت زندگی آنها را کاهش دهد و زمینه را برای بروز اضطراب و افسردگی مهیا کند. بهطور ویژه، زنانی که همسران مبتلا به اسکیزوفرنی دارند، در جوانب مختلفی مثل فیزیکی، روانی، اجتماعی و محیطی با مشکلات بیشتری روبهرو هستند. این مشکلات بهطور مستقیم روی رابطه زناشویی اثر منفی میگذارد.
تحقیقات علمی نشان میدهند همسران افراد مبتلا به اسکیزوفرنی معمولاً فشار سنگین، انزوا و استرس روانی زیادی را تحمل میکنند و کیفیت زندگی پایینی دارند. همسران بیماران اسکیزوفرن سازگاری جنسی، اجتماعی و عاطفی نشان دادهاند و روابط زناشویی خدشهدار آنها روی سلامت جسمی و روانی این افراد اثر منفی داشته است. 

نتیجه چیست؟
این چالشها باعث شده است در ازدواجهایی که یکی از زوجین مبتلا به اسکیزوفرنی هستند، نرخ طلاق و جدایی بالاتر از حد معمول باشد. علائم اسکیزوفرنی موانع زیادی برای حفظ صمیمیت و زندگی مشترک ایجاد و تواناییهای رابطه را محدود میکند. علاوهبر این، نوسانات بیماری و عواقب ناتوانکننده آن میتواند باعث هرجومرج در روند معمول و روتین زندگی شود.
افرادی که مقابل درمان اسکیزوفرنی مقاومت میکنند، بیشتر دچار توهمهای شنیداری، افکار نامنظم، رفتار غیرعادی و بیثباتی میشوند. علائم دیگری مثل بیتفاوتی، کنارهگیری اجتماعی، بیتوجهی و مشکلات مراقبت از خود که گاهی با افسردگی اشتباه گرفته میشوند هم میتوانند صمیمیت بین زوج را از بین ببرند.
کاهش تواناییهای شناختی مثل مشکلات تمرکز، تصمیمگیری و حافظه روی رابطه اثر میگذارند. این شرایط فشار مضاعفی از نظر تقسیم وظایف خانوادگی و بازتعریف برنامههای زندگی مشترک، روی مراقب (همسر سالم) ایجاد میکند. علاوهبر این، برخی از داروهای ضدروانپریشی باعث بیحالی، افزایش وزن و کاهش بیان عاطفی میشوند که اثر مستقیم روی روابط زناشویی دارد. 
مدیریت علائم روانپریشی در منزل
هذیانها و توهمهای فرد مبتلا به اسکیزوفرنی در افراد سالم دیده نمیشود. بهعنوان مثال، فرد مبتلا به اسکیزوفرنی بهخصوص اگر در طیف پارانویا و بدبینی افراطی باشد، ممکن است فکر کند کسی علیه او نقشه کشیده است و قصد دارد به او صدمه بزند. همچنین، بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی ممکن است تجربههای حسی زیادی داشته باشد که هیچ پایه واقعی ندارند، مثلاً صداهایی بشنود که با او حرف میزنند. این علائم میتوانند فشار زیادی روی زندگی زناشویی و محیط منزل وارد کنند.
از آنجا که توهمها و هذیانها برای فرد دچار اسکیزوفرنی کاملاً واقعی به نظر میرسند، بهترین کار برای مدیریت آرامش در منزل این است که با فرد مبتلا در مورد واقعی بودن یا نبودن هذیانها و توهمهایش بحث نکنید. تلاش برای قانع کردن فرد مبنی بر خیالی بودن تصوراتاش ممکن است اوضاع را بدتر کند. فراموش نکنید که هنگام عود علائم اسکیزوفرنی، با یک بیماری روبهرو هستید نه با شخصِ بیمار.
درصورت عود علائم، با احترام و آرامش با فرد بیمار صحبت کنید. محتوای هذیانها و توهمهای فرد را تأیید نکنید، اما با او وارد بحث هم نشوید. چیزی که بیمار شما احتیاج دارد، شنیدن و توجه کردن بدون تلاش برای حل مشکل است. درصورتی که علائم شدید شدند، مشورت با یک متخصص سلامت روان میتواند به مدیریت اوضاع کمک بزرگی کند. در این راستا، قابلیت ویزیت آنلاین دکتردکتر به شما کمک میکند در هر مکان و زمان به یک متخصص باتجربه دسترسی داشته باشید.
نحوه مواجهه با انکار بیماری اسکیزوفرنی توسط همسر
یکی از بزرگترین چالشهای همسر سالم این است که همسر مبتلا به اسکیزوفرنی اغلب بیماریاش را قبول نمیکند یا از درمان فرار میکند. فکر درمان حتی ممکن است به باورهای پارانویایی فرد دامن بزند و باعث واکنش بیمار علیه درمانگرش شود. گاهی هم ممکن است فرد بهخاطر رابطه عاشقانه و صمیمی با همسرش، تصور کند که حالاش خوب شده است و دیگر نیازی به دارو ندارد. قطع داروها میتوانند شخصیت و رفتار فرد را تغییر دهند و باعث افزایش فشار روی رابطه شوند.
بنابراین، مهمترین اصل در مواجهه با انکار بیماری از سوی فرد مبتلا به اسکیزوفرنی، حفظ صبر و خونسردی است. همسر سالم باید مراقب باشد تا همسر بیمار را برای پذیرش درمان تحت فشار قرار ندهد و مستقیماً تهدید نکند. میتوان با میتوان با رویکردی ملایم و حمایتگر، اهمیت درمان را در بهبود کیفیت زندگی و کاهش علائم توضیح داد.
جلسات مشاوره و زوجدرمانی هم میتوانند به بیمار و همسر او کمک کنند تا احساس امنیت به فضای خانواده برگردد و پذیرش درمان برای بیمار سادهتر شود. برای پیگیری بهتر جلسات مشاوره و زوجدرمانی، همسر سالم میتواند دلایل مراجعه به روانشناس و روانپزشک را یک مشکل عمومی و قابلدرمان مثل بیخوابی مطرح کند، نه روانپریشی همسر.
دراینبین، همسر سالم نباید مراقبت از خودش را فراموش کند. همسر سالم باید از حمایت اجتماعی، خودمراقبتی و مرزبندی برای حفظ آرامش و تعادل برخوردار باشد تا بتواند فشار روانی ناشی از انکار بیماری اسکیزوفرنی توسط همسر را بهخوبی تاب بیاورد و مدیریت کند.
توصیههای کلیدی برای همسر فرد مبتلا به اسکیزوفرنی
اگر شما همسر فردی مبتلا به اسکیزوفرنی هستید و نقش مراقب را برعهده گرفتهاید، باید بدانید که این مسئولیت میتواند چالشبرانگیز و گاهی طاقتفرسا باشد. آگاهی از بیماری، صبر، مهارتهای ارتباطی موثر و مراقبت از خود، ستونهای اصلی حمایت از همسری هستند که با بیماری اسکیزوفرنی دستوپنجه نرم میکند. در ادامه، چند پیشنهاد و توصیه کلیدی برای همسران افراد مبتلا به اسکیزوفرنی را فهرست میکنیم:
- یک برنامه مراقبتی ساختاریافته داشته باشید و بیمار را به رعایت درمان و مصرف مرتب دارو تشویق کنید.
- علائم حاد اسکیزوفرنی را زیر نظر داشته باشید و امنیت خود و خانواده را در اولویت قرار دهید.
- از ابزارهای یادآور مثل تقویم یا اپلیکیشن برای مصرف منظم داروها کمک بگیرید. قطع دارو یکی از شایعترین دلایل عود بیماری اسکیزوفرنی است.
- رفتارها و حالات روحی بیمار را هرروز ثبت و به پزشک ارائه کنید.
- اگر با توهم و هذیان فرد مواجه شدید، برای قانع کردن او تلاش نکنید و احترام و ارتباط مثبت را حفظ کنید.
- توهمها و هذیانهای فرد را تأیید نکنید، اما به حرفهای او گوش دهید و در کنارش باشید تا فضا آرامتر شود.
- برای خودمراقبتی بهتر، درصورت امکان از یک سیستم حمایتی بهره بگیرید و عضو گروههای پشتیبانی شوید.
- از تغذیه مناسب، استراحت کافی، ورزش منظم و دیدار با خانواده و دوستان کمک بگیرید تا فشار روانی و استرس ناشی از مراقبت را مدیریت کنید.
- به یاد داشته باشید که مشکل شما، بیماری اسکیزوفرنی است نه خودِ فرد. این مسئله میتواند انعطاف و تابآوری شما را افزایش دهد.
برای حفظ آرامش و مدیریت علائم روانپریشی در منزل هم پیشنهاد میکنیم این نکات را در نظر بگیرید:
- اگر با دورههای حاد روانپریشی بیمار همراه با برگشت ناگهانی پارانویا، سردرگمی یا پرخاشگری روبهرو شدید، محرکهای دیداری و صوتی را محدود کنید و محیط را آرام نگه دارید.
- اگر بیمار قصد آسیب به خودش یا دیگران را دارد، با پزشک بیمار، پلیس یا اورژانس اجتماعی با شماره ۱۲۳ تماس بگیرید.
- پیش از وقوع بحران، اطلاعاتی مثل شماره تماس تیم درمانی و مقصد بیمارستان روانپزشکی را آماده داشته باشید.
- اگر فرزندی در منزل دارید، حتماً مکانی امن مثل خانه همسایهای معتمد را در نظر داشته باشید تا درصورت شدت بحران، کودکان از آسیب حفظ شوند.

آیا فرزندآوری برای زوجین مبتلا به اسکیزوفرنی خطرناک است؟
بهطور کلی، بله. تصمیم به فرزندآوری برای زوجین مبتلا به اسکیزوفرنی پیچیده، حساس و پرخطر است و باید با مسئولیت و آگاهی کامل طرفین انجام شود. به عقیده متخصصها، بچهدار شدن دغدغههای مهمی مثل امنیت، ثبات و سلامت کل خانواده ایجاد میکند. توانایی والدگری فرد اسکیزوفرن در کنار بارهای سنگینی که این بیماری روی خانواده میگذارد، مدیریت امور مالی و کارهای منزل را برای همسر سالم دشوار میکند.
نکته بعدی، احتمال آسیب به فرزندان درصورت عود بیماری است. احتمالاتی مثل سورفتار کلامی یا احساسی، تخریب اموال منزل یا ایجاد خطر جانی برای همسر سالم و فرزندان باید در نظر گرفته شود. علاوهبر اثر مستقیم والد مبتلا به اسکیزوفرنی روی فرزند، احتمال به ارث بردن بیماری توسط فرزند وجود دارد. همچنین، اگر زنی مبتلا به اسکیزوفرنی بارداری و زایمان را تجربه کند، ممکن است نوسانات شدیدی در وضعیت روانی خود داشته باشد.
بنابراین، یکی از مهمترین مباحث درخصوص اسکیزوفرنی و ازدواج، گفتوگو در مورد روابط جنسی و روشهای احتمالی جلوگیری از بارداری است. البته، برخی تحقیقات نشان میدهند که وجود فرزندان اثر مثبتی روی نگهداری طولانیمدت ازدواج داشتهاند. بااین اوصاف، اگر زوج به هر دلیلی تصمیم به بچهدار شدن داشته باشند، آگاهانه و مسئولانه باید در این خصوص برنامهریزی کنند. همچنین، نیاز است زوج ریسکهای ژنتیکی و روانی را ارزیابی کنند و راهکارهایی برای پیشگیری از عود بیماری در دوران بارداری در نظر بگیرند. ناگفته نماند که ایجاد سیستم حمایتی قوی برای مراقبت از مادر و کودک در اولویت است.
کلام آخر دکتردکتر
زندگی مشترک با فرد مبتلا به اسکیزوفرنی پرچالش و پیچیده است و به آگاهی، صبر و آمادگی برای مدیریت علائم احتیاج دارد. در ازدواج با فرد مبتلا به اسکیزوفرنی، همسر سالم ممکن است بار سنگینی به دوش داشته باشد و نیازمند حمایت و مراقبت باشد. اگر خودتان یا یکی از عزیزانتان با یک فرد مبتلا به اسکیزوفرنی زندگی میکنید، فقط کافی است از طریق گزینه ویزیت آنلاین با یکی از متخصصان حرفهای و باتجربه تیم دکتردکتر ارتباط بگیرید تا بتوانید از دقیقترین راهنماییها برای مدیریت علائم بیماری و حفظ سلامت روان خود و عزیزانتان بهرهمند شوید.
سوالات متداول
منابع
littlechapel pmc.ncbi.nlm.nih psychiatriapolska focusonthefamily
