بیماری دوقطبی چیست و چگونه درمان می‌شود؟

بیماری دوقطبی و درمان
اشتراک گذاری ثبت دیدگاه

همه ما گاهی پرانرژی و گاهی خسته و کسل هستیم، اما اگر کسی این احوال را با شدت و مدت‌زمان بسیار بیشتری تجربه کند، احتمال دارد دچار اختلال دوقطبی باشد. بیماری دوقطبی باعث می‌شود خلق‌وخو، سطح انرژی و حتی توانایی فرد در فکرکردن و تصمیم‌گیری، بین دو قطبِ به‌کل متفاوت در نوسان باشد: گاهی سرخوشی و گاهی هم غم اما بسیاری از افراد با درمان مناسب می‌توانند به تعادل نسبی برسند و زندگی پایدار و موفقی داشته باشند. در این مطلب، شما را با اختلال دوقطبی، علائم و روش‌های درمان آن آشنا می‌کنیم. همچنین، در ادامه توضیح می‌دهیم که همسران یا اعضای خانواده بیمار دوقطبی دچار چه چالش‌هایی می‌شوند و چگونه می‌توانند از این بحران‌ها به‌سلامت عبور کنند.

بیماری دوقطبی (Bipolar) چیست؟

اختلال دوقطبی (Bipolar Disorder) یک اختلال روانی است که با نوسان‌های شدید خلقی بین دو قطب «شیدایی» یا همان مانیا (Mania) و «افسردگی» (Depression) شناخته می‌شود. در این حالت، موضوع فقط تغییرات ساده و روزمره خلق نیست، بلکه فرد دوره‌هایی را تجربه می‌کند که در آن انرژی به‌شکل غیرعادی بالا می‌رود، نیاز به خواب کم می‌شود، فعالیت‌ها افزایش پیدا می‌کنند و گاهی رفتارهای تکانشی هم دیده می‌شود.

در مقابل فاز مانیا، دوره‌های افسردگی قرار دارند که با بی‌انگیزگی، غم عمیق و افت محسوس عملکرد همراه هستند. این تغییرات اغلب به‌صورت دوره‌ای رخ می‌دهند و ممکن است از چند روز تا چند هفته ادامه داشته باشند. این دو وضعیت اغلب به‌شکل دوره‌ای یا با فاصله‌های زمانی متفاوت در طول زندگی فرد تکرار می‌شوند.

از نظر ماهیت، دوقطبی یک اختلال مزمن اما قابل‌مدیریت است. یعنی بااینکه دوقطبی به‌طور کامل از بین نمی‌رود، اما با درمان‌هایی مثل دارودرمانی، روان‌درمانی و تنظیم سبک زندگی می‌توان شدت و تعداد دوره‌های آن را تا حد زیادی کاهش داد. تشخیص دقیق این اختلال توسط روان‌پزشک و براساس بررسی کامل تاریخچه خلقی، علائم و الگوی زمانی آنها انجام می‌شود.

ایا بیماری دوقطبی درمان میشود

پزشکان متخصص روانشناسی
مشاهده همه

علائم بیماری دوقطبی

علائم بیماری دوقطبی در قالب دو قطب اصلی خلقی شیدایی و افسردگی خودش را نشان می‌دهد. در فاز شیدایی، فرد ممکن است دنبال احساس سرخوشی شدید، اعتمادبه‌نفس بالا، سرعت زیاد افکار و گفتار و حتی رفتارهای پرریسک مثل تصمیم‌های سرمایه‌گذاری ناگهانی یا روابط جنسی پرخطر برود. در برخی موارد شدیدتر، این وضعیت گاهی به حدی می‌رسد که ارتباط فرد با واقعیت مختل می‌شود.

در نقطه مقابل، فاز افسردگی است که در آن علائمی مثل احساس ناامیدی و بی‌ارزشی، افسردگی سایکوتیک، خستگی شدید، کاهش علاقه به فعالیت‌های روزمره و اختلال خواب دیده می‌شود. در چنین شرایطی، توان تمرکز و تصمیم‌گیری هم کاهش پیدا می‌کند و در موارد شدیدتر، بیمار ممکن است افکار خودکشی هم پیدا کند.

نکته مهم در مورد دوقطبی این است که این تغییرات خلقی به‌صورت دوره‌ای و نوسانی اتفاق می‌افتند؛ یعنی فرد بین دوره‌های مختلف خلقی جابه‌جا می‌شود و در فاصله بین آنها ممکن است حالتی به‌نسبت پایدار و طبیعی داشته باشد. البته شدت و الگوی این اپیزودها در افراد مختلف یکسان نیست؛ برخی بیشتر درگیر دوره‌های شیدایی هستند و برخی دیگر افسردگی‌های طولانی‌تر را تجربه می‌کنند. در مجموع، دوقطبی فقط یک نوسان خلقی معمولی نیست، بلکه اختلالی عمیق در تنظیم هیجان، سطح انرژی و الگوی تفکر به شمار می‌رود که می‌تواند فرد را بین سرخوشی شدید و افسردگی عمیق جابه‌جا کند و اغلب نیاز به درمان و مدیریت بلندمدت دارد.

انواع بیماری دوقطبی

اختلال دوقطبی در واقع یک بیماری واحد و یک‌دست نیست، بلکه در قالب یک طیف با چند زیرگروه مختلف تعریف می‌شود که براساس شدت و الگوی دوره‌های خلقی دسته‌بندی شده‌اند. مهم‌ترین انواع آن شامل دوقطبی نوع یک، دوقطبی نوع دو و اختلال سیکلوتایمیک (Cyclothymia) یا همان اختلال خلق ادواری است. تفاوت اصلی میان انواع دوقطبی به شدتِ مانیا و الگوی دوره‌های افسردگی برمی‌گردد.

در دوقطبی نوع یک، فرد دست‌کم یک دوره مانیای کامل را تجربه می‌کند. این دوره‌ها اغلب شدت بالایی دارند و عملکرد شغلی، اجتماعی و حتی وضعیت روانی فرد را به‌طور جدی مختل می‌کنند، تاحدی‌که گاهی نیاز به بستری‌شدن نیز وجود دارد. در کنار آن، دوره‌های افسردگی هم ممکن است رخ دهند، هرچند برای تشخیص این نوع، وجود افسردگی الزامی نیست. در برخی موارد، شدت علائم مانیا به‌قدری زیاد است که فرد ارتباط خود را با واقعیت تاحدی از دست می‌دهد.

در دوقطبی نوع دو، فرد دوره‌های افسردگی شدید را در کنار دوره‌های هایپومانیا (Hypomania) تجربه می‌کند. هیپومانیا حالتی خفیف‌تر از مانیاست و اغلب به‌شکل افزایش انرژی یا خلق بالا بروز می‌کند، اما برخلاف مانیای کامل، باعث آشفتگی شدید یا قطع ارتباط با واقعیت نمی‌شود. همین موضوع تشخیص این نوع دوقطبی را دشوار می‌کند، چون هیپومانیا ممکن است با عملکرد خوب اشتباه گرفته شود، درحالی‌که دوره‌های افسردگی اغلب شدیدتر و طولانی‌تر هستند.

اختلال سیکلوتایمیک یا اختلال خلق ادواری هم با نوسانات خلقی مزمن مشخص می‌شود؛ به‌طوری که فرد  به‌مدت طولانی دوره‌هایی از علائم خفیف افسردگی و هیپومانیا را تجربه می‌کند، بدون آن‌ که شدت این علائم به سطح اپیزودهای کامل در انواع یک و دو برسد. این وضعیت اغلب پایدارتر است و گاهی تا سال‌ها ادامه پیدا می‌کند.

آیا بیماری دوقطبی قابل درمان است

مشاوره آنلاین و تلفنی دکتر روانشناسی

علت‌های بیماری دوقطبی

علت دقیق اختلال دوقطبی هنوز به‌طور کامل روشن نشده است، اما بیشتر پژوهش‌ها نشان می‌دهند که این اختلال حاصل ترکیب چند عامل مختلف است، یعنی نمی‌شود آن را به یک دلیل واحد نسبت داد. از مهم‌ترین عوامل بروز بیماری دوقطبی زمینه ژنتیکی است، به این معنا که اگر در خانواده درجه ‌یک فردی مبتلا به اختلال دوقطبی وجود داشته باشد، احتمال درگیر شدن سایر اعضا هم بالاتر می‌رود. البته این موضوع به معنی انتقال قطعی بیماری نیست و داشتن ژن مرتبط به‌تنهایی برای بروز اختلال کافی نخواهد بود.

در کنار ژنتیک، عوامل زیستی و عملکرد مغز هم نقش قابل‌توجهی دارند. بررسی‌ها نشان داده‌اند که در برخی افراد مبتلا، تفاوت‌هایی در ساختار و کارکرد بخش‌هایی از مغز دیده می‌شود؛ به‌خصوص نواحی‌ای که در تنظیم هیجان، خلق و سطح انرژی نقش دارند. هرچند هنوز جزئیات این تغییرات به‌طور کامل مشخص نشده است، اما به نظر می‌رسد در الگوهایی مثل خواب، تصمیم‌گیری و نوسانات خلقی تأثیرگذار باشند.

عامل مهم دیگر، شرایط محیطی و تجربه‌های زندگی است. موقعیت‌های پراسترس، رویدادهای آسیب‌زا مثل ازدست‌دادن عزیزان، تجربه خشونت یا فشارهای طولانی‌مدت روانی می‌توانند نقش محرک داشته باشند و باعث شروع بیماری یا تشدید دوره‌های آن شوند. همچنین، مصرف الکل یا مواد مخدر نیز یکی از عواملی است که می‌تواند شدت علائم را افزایش دهد یا روند اختلال را پیچیده‌تر کند.

در نگاه کلی‌تر، متخصصان سلامت روان تأکید می‌کنند که دوقطبی یک اختلال چندعاملی است؛ یعنی از تعامل هم‌زمان عوامل ژنتیکی، زیستی، روانی و اجتماعی شکل می‌گیرد. به همین دلیل، در افراد مختلف ممکن است سهم هر یک از این عوامل متفاوت باشد؛ در واقع، مسیر واحدی برای ایجاد بیماری وجود ندارد.

در مجموع، می‌توان گفت دوقطبی نتیجه یک علت ساده یا مشخص نیست، بلکه حاصل برهم‌کنش پیچیده‌ای از آسیب‌پذیری‌های درونی و فشارهای محیطی است. به همین خاطر هم نمی‌توان به‌طور کامل از آن پیشگیری کرد، اما با شناخت عوامل خطر و مدیریت بهتر استرس، می‌شود تا حد زیادی احتمال بروز یا شدت آن را کاهش داد.

روش‌های تشخیص بیماری دوقطبی

تشخیص اختلال دوقطبی یک فرایند بالینی و چندمرحله‌ای است، چون برخلاف بعضی بیماری‌ها، هیچ آزمایش خون یا تصویربرداری مشخصی وجود ندارد که به‌تنهایی بتواند این اختلال را تأیید یا رد کند. در عمل، روان‌پزشک با اتکا به مصاحبه بالینی، بررسی شرح حال دقیق و ارزیابی الگوی تغییرات خلقی در طول زمان به تشخیص می‌رسد. در این میان، هم وضعیت فعلی فرد و هم سابقه او، مثل دوره‌های قبلی افسردگی یا شیدایی، اهمیت زیادی دارند.

یکی از بخش‌های اصلی در این ارزیابی، بررسی وجود اپیزودهای مانیا، هیپومانیا و افسردگی است؛ مثلاً در دوقطبی نوع یک لازم است حداقل یک دوره مانیای کامل وجود داشته باشد. این دوره ممکن است آن‌قدر شدید باشد که عملکرد فرد را به‌هم بزند یا حتی در برخی موارد با علائم روان‌پریشی همراه شود. در دوقطبی نوع دو اما، فرد حداقل یک دوره افسردگی شدید و یک دوره هیپومانیا را تجربه می‌کند، بدون اینکه وارد مانیای کامل شده باشد.

پزشک علاوه‌بر نوع اپیزودها، به شدت، مدت و میزان اثرگذاری آنها روی زندگی روزمره مثل عملکرد شغلی، روابط بین‌فردی و کیفیت تصمیم‌گیری هم توجه می‌کند. همین بررسی‌ها کمک می‌کند تا دوقطبی از سایر انواع اختلالات روانی و خلقی مثل اسکیزوافکتیو یا اسکیزوفرنی تفکیک شود.

در کنار مصاحبه، اطلاعات تکمیلی از خانواده یا اطرافیان هم بسیار کمک‌کننده است. چون در دوره‌های مانیا، فرد ممکن است خودش دید دقیقی نسبت به وضعیتش نداشته باشد. اطرافیان اغلب تغییراتی مثل افزایش غیرعادی انرژی، کاهش نیاز به خواب یا رفتارهای پرریسک را گزارش می‌دهند. گاهی هم از فرد خواسته می‌شود خلق روزانه‌اش را ثبت کند تا الگوی نوسانات بهتر مشخص شود.

در مرحله بعد، برای ردکردن علل دیگر، آزمایش‌های پزشکی مثل بررسی عملکرد تیروئید یا آزمایش خون انجام می‌شود، چون بعضی بیماری‌های جسمی علائمی شبیه دوقطبی ایجاد می‌کنند. همچنین، مصرف مواد یا برخی داروها هم بررسی می‌شوند، زیرا آنها هم ممکن است تغییرات خلقی مشابهی ایجاد کنند. به همین دلیل، تشخیص دوقطبی بیشتر از اینکه یک تست ساده باشد، یک فرایند تفکیکی و تحلیلی است.

در نهایت، تشخیص براساس یک تصویر کلی از فرد انجام می‌شود که شامل الگوی زمانی نوسانات خلقی، شدت دوره‌ها، میزان اختلال در عملکرد و کنار گذاشتن سایر علل احتمالی است. این روند ممکن است زمان‌بر باشد، اما برای رسیدن به تشخیص دقیق و انتخاب درمان مناسب ضروری است.

بیماری دوقطبی و طلاق

درمان بیماری دوقطبی

درمان اختلال دوقطبی اغلب یک مسیر بلندمدت و ترکیبی است و بیشتر با هدف کنترل نوسانات خلقی شیدایی، افسردگی و پیشگیری از عود علائم انجام می‌شود تا اینکه به‌صورت قطعی بیماری را از بین ببرد. ستون اصلی درمان را داروهای تثبیت‌کننده خلق مثل لیتیوم و برخی داروهای ضدصرع تشکیل می‌دهند که به تنظیم نوسانات خلق کمک می‌کنند. این داروها اغلب باید در طولانی‌مدت یا حتی به‌صورت مداوم مصرف شوند، چون قطع خودسرانه آنها می‌تواند احتمال بازگشت علائم را بالا ببرد.

در کنار این داروها، گاهی از داروهای ضدروان‌پریشی هم برای کنترل دوره‌های شیدایی یا علائم شدیدتر استفاده می‌شود. در مواردی که فرد دچار افسردگی دوقطبی است، ممکن است داروهای ضدافسردگی هم اضافه شوند، اما این کار با احتیاط انجام می‌شود، چون در بعضی افراد می‌تواند باعث فعال‌شدن فاز شیدایی شود. به همین دلیل، انتخاب دارو اغلب مرحله‌به‌مرحله و با تنظیم دقیق توسط پزشک انجام می‌شود تا بهترین تعادل بین اثر درمانی و عوارض به دست بیاید.

بخش مهم دیگر درمان، روان‌درمانی است. رویکردهایی مثل درمان شناختی-رفتاری، آموزش روانی و درمان ریتم‌های بین‌فردی و اجتماعی به فرد کمک می‌کنند هم الگوهای فکری خودش را بهتر بشناسد و هم عوامل محرک نوسانات خلقی را مدیریت کند. علاوه‌بر این، عواملی مثل توجه به چرخه خواب، فعالیت‌های روزانه و روابط اجتماعی هم در کنترل بیماری نقش مهمی دارند. آموزش خانواده هم در این میان خیلی کمک‌کننده است، چون اطرافیان می‌توانند نشانه‌های اولیه عود را زودتر تشخیص دهند و جلوی شدت گرفتن آن را بگیرند.

در شرایط شدیدتر، ممکن است نیاز به بستری کوتاه‌مدت وجود داشته باشد یا در برخی موارد خاص از روش‌هایی مثل الکتروشوک درمانی (ECT) استفاده شود؛ به‌خصوص زمانی که خطر خودکشی مطرح است یا درمان دارویی به‌تنهایی پاسخ کافی نداده است. در کنار همه این موارد، اصلاح سبک زندگی مثل تنظیم خواب، پرهیز از مصرف الکل و مواد، داشتن فعالیت بدنی منظم و حتی ثبت و پایش روزانه خلق هم بخش جدایی‌ناپذیر مدیریت دوقطبی است.

در نهایت، درمان دوقطبی یک فرایند مرحله‌ای و شخصی‌سازی‌شده است که ترکیبی از دارودرمانی، روان‌درمانی و تغییر سبک زندگی را در بر می‌گیرد. هدف اصلی هم رسیدن به ثبات پایدار، کاهش دفعات عود و کم‌کردن شدت دوره‌های خلقی است. اگر به‌دنبال دریافت درمان ترکیبی اختلال دوقطبی از مرجعی معتبر هستید، پلتفرم دکتردکتر را گوشه ذهن داشته باشید. دکتردکتر دسترسی شما را به ده‌ها روان‌درمانگر و روان‌پزشک حاذق و حرفه‌ای در سرتاسر ایران فراهم کرده است. به‌سادگی چند کلیک می‌توانید نوبت حضوری بگیرید یا از مشاوره آنلاین بهره ببرید. همچنین، در صورت نیاز به دارو می‌توانید ازطریق داروخانه آنلاین دکتردکتر سفارش ثبت کنید و داروی مورد نیازتان را درب منزل تحویل بگیرید.

بیماری دوقطبی و ازدواج

ازدواج در کنار اختلال دوقطبی می‌تواند رابطه‌ای باشد که در آن نوسانات هیجانی و رفتاری نقش پررنگی دارند، زیرا این اختلال به‌طور مستقیم بر خلق، سطح انرژی، تصمیم‌گیری و شیوه رفتار فرد اثر می‌گذارد. در دوره‌های شیدایی، فرد ممکن است پرانرژی‌تر از حالت معمول، پرحرف یا حتی تکانشی و بدون در نظر گرفتن پیامدها عمل کند. در مقابل، در دوره‌های افسردگی، احتمال دارد فرد به‌سمت کناره‌گیری، کاهش انگیزه و فاصله گرفتن عاطفی حرکت کند. همین تغییرات رفتاری می‌تواند برای همسر، تجربه‌ای شبیه به حضور در یک رابطه غیرقابل‌پیش‌بینی ایجاد کند.

این نوسانات خلقی اغلب بر احساس امنیت، ثبات عاطفی و سطح اعتماد در رابطه تأثیر می‌گذارند؛ مثلاً در فاز شیدایی ممکن است فرد تصمیم‌های ناگهانی یا رفتارهای پرریسک داشته باشد، درحالی‌که در فاز افسردگی ارتباط عاطفی و صمیمیت کاهش پیدا می‌کند. در نتیجه، همسر ممکن است مدام در حال تطبیق خود با شرایط متغیر باشد، بدون اینکه بتواند به یک الگوی پایدار و قابل‌پیش‌بینی تکیه کند.

باوجوداین، ازدواج در زمینه دوقطبی لزوماً به معنای رابطه‌ای ناپایدار یا شکست‌خورده نیست. در صورت وجود درمان منظم، مصرف دارو و آگاهی کافی هر دو طرف، بسیاری از زوج‌ها می‌توانند به رابطه‌ای قابل‌مدیریت و به‌نسبت پایدار دست پیدا کنند. آموزش درباره ماهیت بیماری، شناخت علائم هشداردهنده و مشارکت همسر در روند درمان مانند همراهی در جلسات درمانی یا کمک به پایش وضعیت خلقی می‌تواند نقش مهمی در کاهش بحران‌ها داشته باشد.

در کنار این موارد، یکی از چالش‌های مهم در چنین ازدواج‌هایی، فشار روانی و فرسودگی عاطفی در همسر است. مراقبت طولانی‌مدت از فردی با نوسانات خلقی می‌تواند به استرس مزمن، احساس خستگی روانی یا حتی تجربه تنهایی بینجامد. به همین دلیل، در رویکردهای بالینی تأکید می‌شود که حمایت از خانواده و آموزش اطرافیان به‌اندازه درمان فرد مبتلا اهمیت دارد و بخش جدایی‌ناپذیری از فرایند درمان محسوب می‌شود.

بیماری دو قطبی چیه

خیانت در افراد با بیماری دوقطبی

اختلال دوقطبی به‌خودیِ‌خود به این معنا نیست که فرد رفتارهای بی‌وفایی یا خیانت‌آمیز دارد. بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال می‌توانند روابط عاطفی پایدار، مسئولانه و متعهدانه‌ای داشته باشند. بااین‌حال، در برخی دوره‌های بیماری، به‌خصوص در فاز شیدایی یا نیمه‌شیدایی، ممکن است تغییراتی در رفتار دیده شود که می‌تواند رابطه را در معرض آسیب قرار دهد.

در این دوره‌ها فرد ممکن است انرژی بسیار بالایی داشته باشد، کنترل تکانه‌هایش کاهش پیدا کند، تصمیم‌های ناگهانی بگیرد و دچار نوعی اعتمادبه‌نفس یا احساس توانمندی اغراق‌شده شود. در چنین شرایطی، رفتارهای پرخطر ازجمله افزایش میل جنسی یا ورود بدون فکر به روابط عاطفی متعدد هم ممکن است بیشتر شوند. سازمان جهانی بهداشت هم اشاره می‌کند که این اختلال می‌تواند روی قضاوت، تصمیم‌گیری و عملکرد فرد در جنبه‌های مختلف زندگی اثر بگذارد.

ازطرف‌دیگر، زندگی در کنار فردی که دچار نوسانات خلقی شدید است، برای همسر یا شریک عاطفی می‌تواند چالش‌برانگیز و فرساینده باشد. فشار روانی مداوم، نگرانی‌های تکرارشونده و نیاز به مراقبت عاطفی همیشگی ممکن است به‌مرور باعث خستگی ذهنی، استرس مزمن یا احساس تنهایی در طرف مقابل شود. در بعضی روابط، همین فشارها می‌تواند زمینه‌ساز تعارض‌های جدی‌تر یا حتی بروز رفتارهای آسیب‌زا مانند خیانت شوند، هرچند این موضوع قطعی یا عمومی نیست.

در کنار این موارد، شریک عاطفی فرد مبتلا ممکن است پس از دوره‌های شیدایی با احساساتی مثل سردرگمی، خشم یا بی‌اعتمادی روبه‌رو شود، چون برخی رفتارها در زمان اوج علائم، ناگهانی و خارج از الگوی معمول شخصیت فرد اتفاق می‌افتند. بااین‌حال، درک نقش بیماری به معنای نادیده گرفتن مسئولیت فرد نیست. در چنین روابطی، گفت‌وگوی شفاف، ادامه درمان، آگاهی از نشانه‌های شروع دوره‌های مانیا و افسردگی در کنار داشتن مرزهای روشن در رابطه اهمیت زیادی دارد.

آیا بیماری دوقطبی درمان قطعی دارد؟

بیماری دوقطبی یک اختلال خلقی مزمن است که با دوره‌هایی از افسردگی و شیدایی (یا هیپومانیا) شناخته می‌شود. بر اساس شواهد علمی، این اختلال در حال حاضر درمان قطعی به معنای ریشه‌کن‌شدن کامل ندارد. برخلاف بعضی بیماری‌های جسمی که با یک دوره درمان به‌طور کامل برطرف می‌شوند، دوقطبی اغلب به‌عنوان یک وضعیت طولانی‌مدت در نظر گرفته می‌شود که ممکن است در طول زندگی همراه فرد باقی بماند.

با این همه، نبود درمان قطعی به معنای ناتوانی در کنترل آن نیست. در بسیاری از افراد، ترکیب دارودرمانی مثل داروهای تثبیت‌کننده خلق، روان‌درمانی و تغییر سبک زندگی می‌تواند علائم را تا حد زیادی کنترل کند، به‌طوری که فرد بتواند زندگی عادی، پایدار و قابل‌قبولی داشته باشد. هدف اصلی درمان در این اختلال، رسیدن به ثبات خلقی و جلوگیری از عود دوره‌هاست، نه حذف کامل بیماری.

نکته مهم این است که درمان یک فرایند بلندمدت محسوب می‌شود. حتی زمانی که فرد احساس بهبودی دارد، قطع خودسرانه داروها ممکن است باعث بازگشت علائم یا شدت‌گرفتن دوره‌های شیدایی و افسردگی شود. به همین دلیل متخصصان تأکید می‌کنند که مدیریت دوقطبی نیازمند پیگیری مداوم و منظم است و نمی‌توان آن را در کوتاه‌مدت درمان کرد.

از منظر علمی، دلیل نبود درمان قطعی این است که دوقطبی فقط یک تغییر خلق ساده نیست، بلکه با اختلال در تنظیم سیستم‌های پیچیده مغزی مثل خلق، انرژی، خواب و رفتار مرتبط است. به همین دلیل، درمان‌ها بیشتر بر متعادل‌سازی این عملکردها تمرکز دارند تا حذف کامل اختلال. داروهایی مانند تثبیت‌کننده‌های خلق و برخی داروهای ضدروان‌پریشی به کاهش شدت نوسانات کمک می‌کنند.

در کنار دارو، روان‌درمانی هم نقش بسیار مهمی دارد. رویکردهایی مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT) یا آموزش شناخت علائم خلقی به فرد کمک می‌کنند نشانه‌های اولیه شروع یک دوره شیدایی یا افسردگی را زودتر تشخیص دهد و از شدت گرفتن آن جلوگیری کند. این موضوع باعث می‌شود بیماری، حتی بدون درمان قطعی، تا حد زیادی قابل‌مدیریت باشد.

در نهایت، بسیاری از افراد مبتلا به دوقطبی با درمان مناسب به ثبات طولانی‌مدت می‌رسند و ممکن است برای دوره‌های قابل‌توجهی بدون علائم واضح زندگی کنند. بااین‌حال، احتمال عود همچنان وجود دارد و به همین دلیل، مدیریت مداوم بخش جدایی‌ناپذیر روند درمان در این اختلال محسوب می‌شود.

بیماری دوقطبی ارثی است

زندگی با بیماری دوقطبی

زندگی با اختلال دوقطبی بیشتر به مدیریت مداوم نوسانات خلقی شباهت دارد تا درمانی که یک‌باره تمام شود. فرد ممکن است در بعضی دوره‌ها انرژی بالا، فعالیت زیاد و احساس توانمندی یا حتی سرخوشی مثل مانیا یا هیپومانیا را تجربه کند و در مقابل، در دوره‌های دیگر وارد حالتی از بی‌حوصلگی، افت انرژی، کاهش انگیزه و حتی افسردگی عمیق شود. این تغییرات فقط در حد احساسات نیستند و می‌توانند روی خواب، تمرکز، تصمیم‌گیری و روابط اجتماعی هم اثر مستقیم بگذارند.

در واقع، کیفیت زندگی روزمره فرد تا حد زیادی به میزان ثبات خلقی او وابسته است. ممکن است در بعضی روزها عملکرد خیلی خوبی داشته باشد و احساس کند همه‌چیز تحت کنترل است. با این اوصاف، اگر همین الگو شدت بگیرد، می‌تواند به تصمیم‌های عجولانه، بی‌خوابی و رفتارهای پرخطر ختم شود. ازطرف‌دیگر، در دوره‌های افسردگی حتی کارهای ساده‌ای مثل بلندشدن از تخت یا ارتباط‌گرفتن با دیگران برای فرد سخت و طاقت‌فرساست. به همین دلیل، این اختلال وضعیتی ثابت نیست که درمان ثابتی داشته باشد. روند درمان در این اختلال معمولاً نیازمند تنظیم و پیگیری مداوم است.

یکی از بخش‌های مهم در مدیریت روزمره، یادگرفتن تشخیص زودهنگام تغییرات خلقی است. خیلی از افراد به‌مرور متوجه نشانه‌های اولیه مثل تغییر الگوی خواب، تحریک‌پذیری بیشتر یا افت انرژی می‌شوند و همین آگاهی کمک می‌کند قبل از شدت‌گرفتن علائم، اقدام لازم را انجام دهند. وقتی این مهارت کنار درمان دارویی قرار می‌گیرد، شدت نوسانات کمتر و زندگی قابل‌پیش‌بینی‌تر می‌شود.

ازطرف‌دیگر، نقش روابط اجتماعی و خانوادگی هم خیلی پررنگ است، چون این نوسانات خلقی می‌توانند روی ارتباط با دیگران، تصمیم‌های مالی و حتی شیوه تعامل فرد تأثیر بگذارند. داشتن یک شبکه حمایتی پایدار از خانواده یا دوستان به تنظیم بهتر شرایط کمک می‌کند. در بسیاری از موارد هم وقتی اطرافیان آموزش کافی درباره بیماری داشته باشند، سوءبرداشت‌ها و تنش‌ها کمتر می‌شود.

در کنار همه این موارد، سبک زندگی منظم هم اهمیت زیادی دارد. خواب منظم، تغذیه پایدار، پرهیز از الکل و مواد محرک و داشتن یک برنامه روزانه قابل‌پیش‌بینی، می‌تواند به کاهش نوسانات خلقی کمک کند. حتی عواملی مثل کم‌خوابی یا استرس شدید گاهی شروع‌کننده یک دوره شیدایی یا افسردگی هستند؛ بنابراین کنترل این محرک‌ها خیلی مهم است.

کلام آخر دکتردکتر

اختلال دوقطبی فقط یک نوسان ساده خلق نیست، بلکه وضعیتی پیچیده و بغرنج است که می‌تواند فرد را بین دو قطب متفاوت جابه‌جا کند. اختلال دوقطبی بین دوره‌هایی با انرژی بالا، سرخوشی و رفتارهای تکانشی گرفته تا دوره‌هایی از ناامیدی شدید، افت انرژی و افسردگی عمیق در نوسان است و می‌تواند روی کیفیت روابط، عملکرد شغلی، خواب، تصمیم‌گیری و بسیاری جوانب دیگر زندگی اثر جدی داشته باشد. با این همه، اختلال دوقطبی پایان زندگی نیست و اگر به‌موقع و درست شناسایی شود، قابل‌مدیریت است. فردی که مبتلا به دوقطبی باشد اما تحت درمان قرار بگیرد، می‌تواند زندگی پایدارتر، قابل‌پیش‌بینی‌تر و متعادل‌تری در زمینه کار و روابط داشته باشد.

خوشبختانه، پلتفرم دکتردکتر همراه همیشگی شماست تا با دسترسی آسان به روان‌پزشکان و روان‌شناسان باتجربه، امکان دریافت مشاوره تخصصی، تشخیص دقیق و شروع درمان اصولی را برایتان فراهم کند. شما می‌توانید بدون دردسر، به‌صورت آنلاین نوبت بگیرید، نظرات کاربران را بررسی کنید و مسیر درمان خود یا عزیزانتان را با اطمینان بیشتری آغاز کنید. همچنین، در صورت نیاز می‌توانید ازطریق داروخانه آنلاین دکتردکتر داروها و مکمل‌های مورد نیاز خود را سفارش دهید و درب منزل تحویل بگیرید تا درمان لازم را بدون معطلی شروع کنید.

سؤالات متداول

تفاوت دوقطبی با افسردگی چیست؟
در افسردگی فقط دوره‌های خلق پایین، بی‌انرژی بودن و کاهش علاقه دیده می‌شود. اما، در دوقطبی این حالت‌ها با دوره‌های خلق بالا مثل مانیا یا هیپومانیا همراه هستند. یعنی دوقطبی نوسان بین دو قطب خلقی مانیا و افسردگی است، ولی افسردگی فقط یک سمت ماجراست. در واقع، وجود خلق بالا تفاوت اصلی تشخیصی بین دوقطبی و افسردگی است.
آیا بیماری دوقطبی ارثی است؟
آیا فرد مبتلا می‌تواند زندگی عادی داشته باشد؟
درمان دوقطبی چقدر طول می‌کشد؟
آیا دوقطبی خطرناک است؟
نشانه‌های شروع دوره مانیا چیست؟

منابع

Mayoclinic

Clevelandclinic

World Health Organization

برچسب‌ها:
محتوای این مقاله صرفا برای افزایش اطلاعات عمومی شماست و به منزله تجویز پزشکی نیست.
اشتراک گذاری
ریحان کاظمیان
نویسنده: ریحان کاظمیان
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*