شاید درباره برونگرایی و درونگرایی شنیده باشید اما چیزی درباره شخصیت میانگرا به گوشتان خورده است؟ این هم یکی از انواع دستهبندی شخصیت است. شخصیت شما شکل و شیوه تعاملتان با آدمهای دیگر و دنیا را مشخص میکند. برای همین دقیقشدن روی ویژگیهای رفتاری و شخصیتی هر فرد مهم است. در این مقاله از مجله سلامت دکتردکتر میگوییم افراد میانگرا چه کسانی هستند؛ آنهایی که درست وسط طیف برونگرایی و درونگرایی قرار میگیرند.
اگر سوالی درباره میانگرایی و ویژگی افراد میانگرا دارید، میتوانید در انتهای همین مطلب و در بخش نظرات بنویسید تا پزشک پاسخ دهد.
میان گرا یعنی چی و افراد میانگرا چه کسانی هستند؟
ایده دستهبندی شخصیت افراد براساس برونگرایی و درونگرایی، پیش از همه در سالهای ۱۹۰۰ میلادی از سوی روانشناس معروف یعنی کارل یونگ (Carl G. Jung) مطرح شد. او اعتقاد داشت که برخی از افراد، انرژی روانی خود را از جمع و اجتماع میگیرند (برونگراها) و بعضی هم برای تأمین انرژی به درون خود مراجعه میکنند (درونگراها).
این دستهبندیها با طیف مشخص میشوند. در واقع، برونگرایی سر یک طیف و درونگرایی هم سر دیگر آن است. آدمها در نقاط مختلف این طیف قرار میگیرند. گاهی بعضی به سر طیف درونگرایی نزدیکتر هستند و برخی هم به سمت دیگر.
اگر در جایی میان این طیف قرار میگیرید، شما شخصیت میانگرا هستید. افراد میانگرا بنا به هر موقعیت و شرایط به یکی از سمتهای طیف مذکور نزدیک میشوند. در واقع، معمولاً ویژگیهایشان منطبق بر شاخصههایی است که در میان طیف درونگرایی-برونگرایی اعلام میشود. گاهی به سمت درونگراها میروند و گاهی هم برونگراها. برای تشخیص اینکه چه نوع تیپ شخصیتیای دارید میتوانید با یک دکتر روانشناس مشورت کنید.
تفاوت میانگرایی با درونگرا و برونگرا بودن
اگر میخواهید بدانید که میانگرایی چیست و چه ویژگیهایی دارد، باید ابتدا با دو مفهوم دیگر هم آشنا شوید. برونگراها (extrovert) آدمهایی هستند که از حضور در کنار افراد دیگر لذت میبرند و اصطلاحاً اجتماعی هستند. اینها معمولاً معاشرتی و خوشصحبت هستند.
درونگراها ( introvert) بیشتر اهل تنهایی و تأمل هستند. آنها از سپریکردن اوقات به تنهایی یا چند دوست محدود لذت میبرند. برای تأمین و بازیابی انرژی روحی هم نیاز به گذران اوقاتی به دور از جمع دارند. گاهی بهاشتباه این باور وجود دارد که درونگراها خجالتیاند. چنین چیزی صحت ندارد. در واقع، درونگراها هم میتوانند بسیار اجتماعی ظاهر شوند و از هیچکس خجالت نکشند اما تفاوتشان با برونگراها در میزان انرژی است که از جمع میگیرند.
کسانی که میان طیف درونگرایی و برونگرایی قرار میگیرند و ویژگیهایی از هر دو سر طیف را دارند، شخصیت میانگرا (ambivert) نامیده میشوند. این دسته از افراد، گاهی ویژگیهایی درونگرایانه بروز میدهند و گاهی هم رفتاری برونگرا دارند.

ویژگی افراد میانگرا چگونه است؟
اگر ویژگیهای زیر را در رفتار و شخصیت خود میبینید، احتمالاً میانگرا هستید:
- شنونده خوبی هستید و راحت ارتباط برقرار میکنید.
- بهسادگی رفتارهای خود را کنترل و تنظیم میکنید.
- هم به حضور در جمع علاقهمند هستید و هم اوقات تنهایی.
- ذاتاً ویژگی همدردی با دیگران در شما قوی است.
- در ایجاد توازن و تعادل در زندگی متبحر هستید.
شخصیت میانگرا با داشتن ویژگیهای متعادل از هر دو شخصیت درونگرا و برونگرا، میتوانند در محیطهای مختلف و شرایط گوناگون عملکرد خوبی داشته باشند. آنها با انعطافپذیری و مهارتهای ارتباطی خود، فرصتهای بسیاری برای موفقیت در زندگی شخصی و حرفهای دارند.

شنونده خوبی هستید و راحت ارتباط برقرار میکنید
درونگراها دوست دارند که بیشتر گوش کنند و برونگراها هم بیشتر اهل صحبتکردن هستند. میانگراها اما میدانند که چه زمانی صحبت کنند و چه موقع شنونده باشند. برای مثال، زمانی که در جمعی حاضر میشوند، برایشان آسان است که سر صحبت را باز کنند اما به متکلم وحده تبدیل نمیشوند و دیگران را هم وارد بحث و گفتوگو میکنند.

به سادگی رفتارهای خود را کنترل و تنظیم میکنید
یکی از مهمترین شاخصههای میانگرایی چیست و چطور بروز پیدا میکند؟ از مهمترین ویژگیهای این دستهبندی شخصیتی باید به توانایی در کنترل و تنظیم رفتارها اشاره کنیم. میانگراها خوب میدانند که در هر موقعیت چه رفتاری از خود بروز بدهند. آنها با در نظرگرفتن شرایط و حالوهوای خودشان تصمیمگیری میکنند.
برای مثال، اگر در آسانسور با افرادی دیگر همراه میشوند، نه مانند برونگراها شروع به صحبت میکنند و نه مانند درونگراها خودشان را به آن راه میزنند و حواسشان را برای حرفنزدن با دیگران پرت میکنند. میانگراها در چنین موقعیتی، بنا به آدمهایی که با آنها در یک جا قرار دارند و حسوحال خودشان تصمیم به حرفزدن یا نزدن میگیرند.
هم به حضور در جمع علاقهمند هستید و هم اوقات تنهایی
افراد میانگرا در میانه طیف برونگرایی-درونگرایی قرار دارند. برای همین، بنا به هر موقعیت و متناسب با شرایط است که درباره موضوعات مختلف رفتارهایی برونگرایانه یا درونگرایانه بروز میدهند.
برای مثال، اگر دوستی به آنها زنگ بزند و نزدیک غروب، پیشنهاد حضور در یک مهمانی یکدفعهای را مطرح کند، شاید بروند و شاید هم نه. برونگراها خیلی سریع به چنین موقعیتی بله میگویند. درونگراها هم به احتمال بسیار زیاد نه را در آستین دارند. اما افراد میانگرا شرایط را سبکوسنگین میکنند و شاید بروند و شاید هم نه. در واقع، میانگراها هم برای تنهایی ارزش قائلاند و هم حضور در جمع. فقط باید اوضاع را بسنجند و بعد درباره هریک از اینها تصمیم بگیرند.
ذاتاً ویژگی همدردی با دیگران در شما قوی است
اگر شخصیت میانگرا هستید، احتمالاً ویژگی همراهی و همدردی با دیگران در شما بسیار پررنگ است. چنانچه دوستی با مشکل روبهرو شده باشد، برونگراها سریعاً سعی در ارائه راهکاری برای او دارند.
درونگراها هم به مشکل خوب گوش میدهند و به فرد مقابل اجازه دردِدلکردن میدهند اما واکنش فردی روی طیف میانگرایی چیست و چه رفتاری خواهد داشت؟ او خوب به مشکل گوش میکند تا با درک دقیق شرایط بتواند راهکاری ارائه بدهد.

در ایجاد توازن و تعادل در زندگی متبحر هستید
افراد میانگرا در ایجاد توازن و تعادل در هر موقعیتی بسیار ماهر هستند. برای مثال، اگر در جمعی حاضر شوند که سکوتی سرد همهجا را فراگرفته است، خیلی راحت میتوانند با صحبتی کوتاه و بازکردن سر بحث به شکستن یخ جمع کمک کنند. آنها اعتماد افراد درونگرا را هم به خوبی جلب میکنند و باعث میشوند که چنین شخصیتهایی هم راحتتر با دیگران وارد گفتوگو شوند.
مزایا و معایب میانگرایی چیست؟
میانگرایی باعث میشود که آدمهای دارای این نوع از شخصیت، گاهی برونگرا باشند و گاهی درونگرا. برای همین هم از مزایای ویژگیهای رفتاری هر دو سر طیف بهرهمند هستند و هم از معایب آنها. اجازه بدهید که به تفکیک درباره این موضوع بیشتر صحبت کنیم.
مزایای میانگرایی
مدیریت روابط و سبک مدیریتی از مزایای شخصیت میانگرا میباشد. در ادامه به شرح هر یک پرداختهایم.
روابط
افراد میانگرا هم ویژگیهایی از برونگرایی دارند و هم شاخصههایی از درونگراها. این موضوع باعث میشود که مدیریت روابط برای آنها کار بسیار سادهای باشد و ارتباطات خوب و عمیقی با دیگران پیدا کنند. این افراد هم میتوانند بهسادگی وارد گفتوگو و رابطه با آدمهای دیگر شوند و هم روابط عمیق و پایداری با آنها بسازند.
سبک مدیریتی
مدیران میانگرا اصولاً بسیار موفق هستند. این دسته از افراد میتوانند درک درستی از نیروهای کاری خود داشته باشند و به موقع به حرفهایشان حسابی گوش کنند. از سوی دیگر در ابراز نظر خود و کنترل افراد هم توانمند هستند و در واقع، با ایجاد تعادل در محیط، کارها را بهتر پیش میبرند.

معایب میانگرایی
کسانی که میانگرا محسوب میشوند، انعطافپذیری بالایی دارند و میتوانند به سمت درونگراشدن یا برونگرایی در حرکت باشند. این انعطافپذیری گاهی از سوی آدمهای دیگر بهطور نادرستی درک میشود.
در واقع، به بهانه اینکه چنین شخصیتهایی منعطف هستند، گاهی از سوی محیط و آدمهای دیگر به آنها فشار وارد میشود. این در حالی است که میانگراها هم با وجود انعطافپذیری گاهی نیاز دارند که خواستههایشان را بیبحث و کوتاهآمدن به کرسی بنشانند.
مغز میانگراها چگونه کار میکند؟
پژوهشهای علمی نشان میدهند که مغز افراد برونگرا گیرندههای دوپامین (extroverts) بیشتری دارند. این ماده انتقالدهنده عصبی حس خوب است. از آنجا که مغز برونگراها گیرندههای بیشتری برای دریافت این ماده دارد، یعنی به مقدار بیشتری از آن هم نیازمند است.
آنها با حرفزدن، فعالیت و معاشرتکردن مدام در حال تحریک ترشح بیشتر دوپامین هستند تا احساسات بهتری نصیبشان شود. اما درونگراها اینطور نیستند و نیازی به تحریک مغز برای ترشح بیشتر دوپامین ندارند. برای همین هم هست که فعالیتهای اضافی و معمولاً اجتماعی که موجب تحریک ترشح دوپامین میشود، برایشان زیاد از حد و ناخوشایند است.
در واقع، دوپامین بیشتر برای درونگرایان به معنای مضطربشدن و تشویش است. شخصیت میانگرا ویژگیهای متوازن و متعادل دارد. در واقع، ترشح دوپامین در مغز او و اثرگذاریاش متعادل است.
رفتار مناسب با میانگراها چگونه است؟
میانگراها معمولاً افرادی منطقی هستند که شیوه ابراز احساسات و عقاید خود را میدانند. آنها فاقد ویژگیهای افراطی درونگراها یا برونگراها هستند و از همین روی انعطافپذیری بالایی دارند.
برای تعامل و ارتباط برقرارکردن با آنها دشواری خاصی وجود ندارد. این افراد از منطق، استدلال، ارتباطات خوب و درک دیگران بهرهمند هستند. همه اینها یعنی افراد خوشایندی برای دوستی و معاشرت هستند.

بهترین لیست مشاغل مناسب برای افراد میانگرا
شاید برایتان جالب باشد که شغل مناسب افراد میانگرا چیست و این افراد باید در چه زمینههای شغلی کار کنند. به طور کلی، میانگراها در مشاغلی موفق میشوند که تلفیقی از ارتباطات و استقلال در آنها وجود دارد. برای مثال:
- فروش؛
- مدیریت پروژه؛
- تهیهکنندگی؛
- طراحی داخلی؛
- تدریس.
فروش
کسانی که در زمینه فروش فعال هستند، هم باید توانایی شنیدن مشتریان را داشته باشند و هم توجیهکردن آنها را. ارتباطات خوب هم که از واجبات در این زمینه شغلی است. شخصیت میانگرا با برخورداری از ویژگیهای ارتباطی خوب و توانایی درک عمیق دیگران در چنین مشاغلی موفق خواهد بود.
مدیریت پروژه
در مدیریت پروژهها، نیاز به فردی میانگرا وجود دارد که ضمن رهبری و برقراری تعامل با آدمها مختلف، در سکوت و خلوت خود درباره راهبردهای لازم برای پیشبرد کار هم به نتیجهگیری مطلوب برسد.
تهیهکنندگی
تهیهکنندگان باید با طیف وسیعی از آدمهای مختلف در ارتباط باشند و در ضمن دید و نگاه عمیقی مشابه درونگرایان در آنها موجود باشد. در این صورت است که میتوانند برای کارهای مختلف از جمله تهیه فیلم و موسیقی به تصمیمهای بهتر نزدیک شوند.
طراحی داخلی
طراحان داخلی باید شنوندگان خوبی باشند و متوجه سفارشها و خواستههای مشتریان خود باشند. از سوی دیگر، برقراری ارتباط و تعامل سازنده با آنها هم به پیشبرد کارشان کمک شایانی میکند. این ویژگیها در چه کسانی قابل تجمیع است؟ میانگرایان.
تدریس
برای درسدادن باید طیف وسیعی از توانمندیهای آدمهای برونگرا و درونگرا را در خود داشته باشید. ضمن اینکه لازم است، انعطافپذیری بالایی در رفتارتان موجود باشد. برای همین است که تدریس هم برای شخصیت میانگرا شغل خوبی خواهد بود.

میانگرایی چطور تشخیص داده میشود؟
آزمونهای علمی مختلفی برای بررسی تیپ شخصیتی افراد وجود دارد. برای اینکه بدانید، میانگرا هستید یا ویژگیهایتان در دو سر دیگر طیف برونگرایی-درونگرایی تعریف میشود، باید از این تستها کمک بگیرید.
با طرح چند پرسش روانشناسانه از شما مشخص میشود که در کدام نقطه از طیف قرار میگیرید و آیا شخصیتی میانگرا دارید یا خیر. اگر در شهر شلوغ و پرهیاهویی مثل تهران زندگی میکنید، گاهی در این زمینه به کمک دکتر روانشناس هم نیاز پیدا خواهید کرد هرچند که پزشکان روانشناس توانمندی در سراسر ایران فعال هستند. قبل از انتخاب پزشک بهتر است اطلاعاتی درباره اینکه تخصص روانشناسی چیست کسب کنید.
از کجا بفهمیم میانگرا هستیم؟ (تست میانگرا بودن)
مغز میانگراها در پردازش ماده شیمیایی دوپامین، انعطافپذیری بالایی دارد. آنها نه مثل برونگراها تشنه محرکهای بیرونی هستند و نه مثل درونگراها به سرعت از این محرکها اشباع میشوند. در زندگی روزمره، یک میانگرا ویژگیهای زیر را نشان میدهد:
- انعطافپذیری در بازیابی انرژی: تنهایی طولانیمدت او را کلافه میکند، اما شلوغی بیشازحد نیز انرژی او را تخلیه خواهد کرد. او برای شارژ مجدد به تعادلی از هر دو نیاز دارد.
- شنونده و گوینده خوب: در گفتگوها بهیکاندازه مایل به گوشدادن عمیق و صحبتکردن است. برعکس برونگراها وسط حرف دیگران نمیپرد و برعکس درونگراها بیشازحد سکوت نمیکند.
- تغییر رفتار بسته به محیط: در میان دوستان صمیمی خود به شدت پرانرژی و شاد است، اما در یک محیط غریبه کاملا آرام، نظارهگر و محتاط رفتار میکند.
- مهارت در کار تیمی و مستقل: هم از انجام پروژههای انفرادی که نیاز به تمرکز بالا دارند لذت میبرد و هم در کارهای گروهی و طوفانهای فکری عملکرد مؤثری دارد.
یک روانشناس معروف به نام دانیل پینک تست میانگرا بودن را با این ۵ سؤال طراحی کرده است. به این سؤالها با «بله»، «خیر» یا «گاهی اوقات» پاسخ دهید:
- آیا هم از حضور در یک مهمانی شلوغ لذت میبرید و هم از گذراندن یک آخر هفته آرام در خانه، با یک کتاب یا فیلم؟
- آیا در یک گفتوگوی دونفره، تقریبا بهیکاندازه صحبت میکنید و گوش میدهید؟
- آیا عدهای شما را خجالتی و آرام توصیف میکنند و عدهای بسیار پرشور و اجتماعی؟
- آیا بهراحتی با تغییرات ناگهانی در برنامههای روز سازگار میشوید؟
- آیا بعداز حضور طولانی در یک جمع، ناگهان حس میکنید باتری انرژیتان تمام شده و باید به خانه برگردید؟
اگر بیشتر با «گاهی اوقات» یا ترکیبی متعادل از بله و خیر پاسخ دادهاید، میتوان گفت به احتمال زیاد شما یک شخصیت میانگرا هستید.

درونگراها چه ویژگی هایی دارند که در میانگراها نیست؟
- فرسودگی حسی فوری: مغز افراد درونگرا نسبت به محرکهای محیطی مثل نور و صدا بهشدت حساس است. یک میانگرا بعداز چند ساعت حضور در یک محیط شلوغ خسته میشود، ولی شاید مغز یک درونگرا ظرف نیم ساعت قفل و خسته شود.
- میل عجیب و شدید به تنهایی: میانگراها پس از چند روز تنهایی نیاز دارند موبایل خود را چک کنند یا با دوستی صحبت کنند؛ اما افراد درونگرا پتانسیل عجیبی برای تنهایی طولانیمدت دارند، بیآنکه حوصلهشان سر برود یا احساس انزوا کنند.
- بینیازی به محرکهای بیرونی برای ترشح دوپامین: مغز میانگراها برای ترشح هورمون پاداش (دوپامین) هنوز تا حدی به محرکهای بیرونی نیاز دارد؛ اما درونگراها این ماده پاداش را منحصرا از تفکر عمیق، سکوت و تمرکز بر دنیای درون خود میگیرد.
- پردازش درونی افکار: یک میانگرا میتواند همزمان فکر میکند و فیالبداهه حرف بزند؛ اما افراد درونگرا تا زمانی که یک ایده را در لایههای عمیق ذهن خود کاملا فرمولهبندی، نهایی و ویراستاری نکنند، آن را به زبان نمیآورند.
- بیزاری شدید از گپوگفتهای سطحی: میانگراها مهارت بالایی در بازکردن سر صحبت با غریبهها درباره آبوهوا یا مسائل روزمره دارند. برای یک درونگرا، این نوع مکالمات سطحی نهتنها جذاب نیست، که انرژی ذهنی آنان را تخلیه میکند. آنها مجذوب ارتباطات عمیق هستند.
- فیلترهای ارتباطی بهشدت سختگیرانه: شخصیت میانگرا بهراحتی دوستان، آشنایان و همکاران را در زندگی خود مدیریت میکند؛ اما فرد درونگرا مرزبندی سفتوسختی دارد و تعداد افراد در دایره امن او بهسختی از تعداد انگشتان یک دست بیشتر میشود. این افراد تمایلی به روابط سطحی ندارند.
- ترجیح مطلق ارتباطات متنی به تماس تلفنی: میانگراها بسته به شرایط با تماس تلفنی کنار میآیند؛ اما برای یک درونگرا تماس تلفنی غیرمنتظره یک عامل استرسزاست. این افراد ارتباط متنی را ترجیح میدهند چون فرصت پردازش افکار خود را دارند.
- دقت بالا و سرعت کم: شخصیت میانگرا در حل مسائل سریعتر عمل میکند؛ درحالیکه فرد درونگرا غرق در جزئیات میشود و همیشه سرعت را فدای دقت میکند.
در مرور شخصیتهای مختلف نمیتوانیم هیچ یک را بر دیگری برتر بدانیم. با این حال، میانگرایی باعث میشود که فرد رفتاری متعادل و مناسب از خود نشان بدهد. در واقع، چنین فردی متناسب با هر موقعیت، تصمیمگیریها و واکنشهایی مناسب ابراز میکند.
آدمها بسیار پیچیده هستند و امکان دارد که تجربههای زندگی، تغییرات فکر و تحولات محیطی روی تیپ و نوع شخصیتشان هم اثر بگذارد. برای بازکردن گرههای روانی و شخصیتی هم گاهی نیاز به مراجعه به دکتر روانشناس وجود دارد. برای دریافت نوبت ملاقات با مشاوران میتوانید از سیستم نوبت دهی اینترنتی دکتردکتر هم کمک بگیرید. شما میانگرا هستید یا درونگرا؟ شاید هم برونگرا هستید؟

سلام مرسی بابت مقاله زیباتون.
آیا افرادی که میانگرا هستند در شغل روان شناسی موفق نخواهند شد؟؟؟
امیدوارم شادوپیروز باشید.