آیا تابهحال برایتان پیش آمده که با وجود بودن در یک رابطه عاطفی، باز هم احساس تنهایی عمیقی داشته باشید؟ یا هنگامیکه شریک عاطفیتان به شما میگوید «دوستت دارم»، ته دلتان باور نکنید که او واقعا شما را دوست دارد؟ یا شاید ممکن است فردی باشید که بهشدت از صمیمیت و نزدیک شدن به دوست یا شریک عاطفی میترسد و درعینحال، از رها شدن هم وحشت دارد. اگر چنین احساساتی را تجربه کردهاید، باید بدانید که تنها نیستید. شما یکی از بیشمار افرادی روی کره زمین هستید که در چند ماه اول کودکی خود دچار دلبستگی ناایمن بوده است. خبر خوب اینجاست که میتوانید سبک دلبستگی ناایمن خود را به سبک دلبستگی ایمن تغییر دهید. بنابراین، در این مقاله قصد داریم شما را با انواع سبکهای دلبستگی ناایمن، علل بروز آنها و رویکردهای درمانی دلبستگی ناایمن آشنا کنیم. پس اگر میخواهید خودتان را بیشتر بشناسید و روابط باکیفیتتری بسازید، پیشنهاد میکنیم ادامه این مقاله را از دست ندهید.
دلبستگی ناایمن چیست و چگونه شکل میگیرد؟
سبک دلبستگی ناایمن (Insecure Attachment Style) الگوی رفتاری و هیجانیای است که باعث میشود فرد در روابط خود با دیگران احساس ناامنی و بیاعتمادی داشته باشد. برخلاف دلبستگی ایمن که در آن فرد میتواند روابط سالم، پایدار و سرشار از حس امنیت برقرار کند، در دلبستگی ناایمن فرد بهطور مداوم ترس از دست دادن، ترس از طرد شدن یا وابستگی بیش از حد دارد. برخی افراد با این سبک دلبستگی ممکن است بیش از حد چسبنده و وابسته شوند، در حالی که برخی دیگر از صمیمیت و نزدیکی فرار میکنند.
این مفهوم نخستین بار توسط جان بالبی (John Bowlby)، روانپزشک بریتانیایی و ماری آینوورث (Mary Ainsworth)، روانشناس آمریکایی در اواسط قرن بیستم معرفی شد. نظریه دلبستگی (Attachment Theory) نشان میدهد که کیفیت رابطه کودک با مراقب اولیه در ۱۸ ماه اول زندگی چگونه بر توانایی او در برقراری و حفظ روابط در بزرگسالی اثر دارد.
عواملی مانند برآورده نشدن نیازهای اولیه کودک، رفتار سرد یا حواسپرت مراقب اولیه، سواستفادههای هیجانی یا غفلت والدین میتوانند حس ناامنی عمیقی در کودک به وجود آورند و ذهن او را نسبت به جهان و دیگران بدبین و محتاط کنند. همچنین، تجربه تروما، غفلت عاطفی، سواستفاده جسمی و جنسی، تغییر و جابهجایی زیاد بین مراقبهای اولیه (مثل جابهجایی بین مهدکودکها) و افسردگی یا اعتیاد والدین برخی از عواملی هستند که در شکلگیری سبک دلبستگی ناایمن نقش دارند. این تجربهها میتوانند باعث شکلگیری ترس از طرد شدن، اضطراب در روابط و ناتوانی در اعتماد به دیگران شوند و در نهایت سبک دلبستگی ناایمن را در فرد تثبیت کنند. 
انواع دلبستگی ناایمن: اجتنابی، اضطرابی و آشفته
سبک دلبستگی ناایمن ممکن است به سه شکل در افراد بروز پیدا کند. این سه نوع دلبستگی ناایمن الگوهای رفتاری متفاوتی هستند که از تجربههای اولیه با مراقب اصلی شکل گرفتهاند. برخی از افراد از صمیمیت فرار میکنند و برخی دیگر بیش از حد وابسته و چسبنده میشوند.
همچنین، ممکن است برخی افراد با وجود میل عمیق درونی به نزدیکی و صمیمیت، همزمان از هر نوع رابطه صمیمی گریزان باشند. هر سه دسته در گروه افرادی جای میگیرند که سبک دلبستگی ناایمن دارند، درحالی که ویژگیهای متفاوتی از این سبک را بروز میدهند. در ادامه، هر کدام از سه سبک دلبستگی اجتنابی، اضطرابی و آشفته را بررسی میکنیم.
۱. دلبستگی ناایمن اجتنابی (Avoidant)
سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی با ناتوانی شدید در تحمل نزدیکی و صمیمیت در روابط بزرگسالی شناخته میشود. افرادی که دلبستگی ناایمن اجتنابی دارند، از صمیمیت فراری هستند و میل شدیدی به مستقل شدن دارند. این افراد معمولا ادعا میکنند به کسی احتیاج ندارند و بهعمد احساسات خود را در روابط سرکوب میکنند.
ویژگیهای اصلی دلبستگی ناایمن اجتنابی در رابطه
افراد اجتنابی ترس عمیقی از آسیبپذیری احساسی دارند و برقراری ارتباطهای واقعی برایشان دشوار است. به همین خاطر، این افراد بخش زیادی از انرژی، زمان و تمرکز خود را صرف کار و موفقیتهای شخصی میکنند و ترجیح میدهند در انزوا زندگی کنند.
افراد با دلبستگی ناایمن اجتنابی معمولا:
صمیمیت را خفهکننده و ناراحتکننده میبینند؛
اجازه نزدیک شدن به دوست یا شریک عاطفی خود نمیدهند؛
به روابط کوتاهمدت یا سطحی گرایش دارند؛
احساسات شریک عاطفی را نادیده میگیرند.
ریشههای شکلگیری دلبستگی ناایمن اجتنابی
ریشه سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی معمولا به غایب بودن یا طردکننده بودن مراقب اولیه در دوران نوزادی برمیگردد. اگر نیازهای عاطفی کودک در چند ماه اول زندگی رد یا نادیده گرفته شود، کودک یاد میگیرد برای محافظت از خود، از صمیمیت دوری کند و میل شدید و بیمارگونهای به استقلال پیدا کند.
همچنین، نادیده گرفتن گریه کودک یا شرمنده کردن او به خاطر احساساتش میتواند کودک را از نظر عاطفی به سمت بیتفاوتی و سرکوب احساسی سوق دهد.


۲. دلبستگی ناایمن اضطرابی (Anxious)
سبک دلبستگی ناایمن اضطرابی باعث میشود فرد بهطور مداوم احساس نگرانی و ناایمنی کند. افراد با این سبک، همراه با ترس عمیقی از طرد شدن و رها شدن به دیگران وابسته میشوند. این افراد بیش از حد بهدنبال رابطه و تشنه صمیمیت عاطفی هستند، درحالیکه نمیتوانند به شریک عاطفی خود اعتماد کامل داشته باشند. همین تضاد رفتاری، معمولا به چسبندگی بیش از حد یا رفتارهای تأییدطلبانه و اطمینانجویانه در رابطه منجر میشود.
ویژگیهای اصلی دلبستگی ناایمن اضطرابی در رابطه
فردی که دلبستگی ناایمن اضطرابی دارد، حساسیت زیادی دارد و منتظر کوچکترین نشانههای خطر در رابطه است. چنین فردی معمولا اعتمادبهنفس پایینی دارد و ارزش وجودی خود را صرفا براساس نحوه رفتار شریک عاطفی میسنجد.
این افراد:
به کوچکترین نشانه طرد شدن واکنش شدید ترس، عصبانیت یا اضطراب نشان میدهند؛
رعایت حد و مرز شریک عاطفی برایشان سخت است؛
مدام دنبال اطمینان گرفتن از «دوست داشته شدن» هستند.
واکنشهای رایج و الگوهای رفتاری
اضطراب بالا باعث میشود کنترل احساسات و هیجانات شدید برای این افراد دشوار شود. به همین دلیل، ممکن است برای حفظ رابطه از روشهایی مثل زیر استفاده کنند:
ایجاد احساس گناه
رفتارهای کنترلکننده
جلب توجه افراطی
این واکنشها اغلب از ترس عمیق رها شدن میآید و هدفشان اطمینان از پایبندی شریک عاطفی به رابطه است؛ هرچند گاهی نتیجه عکس میدهد و فشار بیشتری به رابطه وارد میکند.
ریشههای شکلگیری دلبستگی ناایمن اضطرابی
ریشه این سبک معمولا به چند ماه اولیه کودکی برمیگردد؛ زمانی که مراقب اصلی بهصورت نامنظم به نیازهای عاطفی کودک پاسخ میداد. یعنی مراقب گاهی پاسخگو و دلسوز بود و گاهی غایب، سرد یا حواسپرت.
این بیثباتی در برآورده شدن نیازها باعث میشود کودک اضطراب، بیاعتمادی و ناایمنی شدیدی تجربه کند و نداند نیازهایش چه زمانی قرار است برآورده شوند.
پیامدهای این تجربه در بزرگسالی
در چنین شرایطی، کودک یاد میگیرد برای دریافت عشق و توجه باید مدام مراقب رفتار والد یا مراقب اصلی باشد. کودک میآموزد که همیشه باید نسبت به هر نشانه احتمالی طرد شدن گوشبهزنگ و آماده واکنش باشد.
این تجربههای اولیه در نهایت الگویی از نگرانی مداوم، وابستگی هیجانی و اضطراب نسبت به روابط آینده میسازد و سبک دلبستگی ناایمن اضطرابی را در بزرگسالی شکل میدهد.

۳. دلبستگی ناایمن آشفته یا سازماننیافته (Disorganized)
سبک دلبستگی ناایمن آشفته یا سازماننیافته سومین نوع دلبستگی ناایمن است. این سبک تلفیقی از اضطراب و اجتناب زیاد است. بزرگسالانی که دلبستگی ناایمن آشفته یا سازماننیافته دارند، اغلب حس میکنند دنیای جای خطرناکی است و آنها بهرهای از رابطه و صمیمیت نخواهند برد.
در روابط، رفتار افرادی که دلبستگی ناایمن آشفته یا سازماننیافته دارند، اغلب گیجکننده، غیرقابل پیشبینی و ناپایدار است. این افراد بهشدت تشنه عشق و ارتباط هستند، اما همزمان از اینکه توسط معشوق خود آسیب ببینند، میترسند. این تضاد باعث میشود افراد با سبک دلبستگی آشفته بهطور مداوم رفتارهای جذب و دفع داشته باشند، یعنی گاهی بهدنبال صمیمیت هستند و گاهی بدون هشدار عقب مینشینند.
افراد با سبک دلبستگی آشفته، در مدیریت و کنترل احساسات خود ناتوان هستند و اغلب دیدگاه منفی نسبت به خود دارند. این افراد به هیچکس اعتماد ندارند و خیلی اوقات رفتارهای پرخاشگرانه، کنترلکننده یا سواستفادهگر از آنها سر میزند. سبک دلبستگی ناایمن سازماننیافته با احتمال شکلگیری اختلالات شخصیتی در فرد ارتباط معنیداری دارد.
این سبک ناامن دلبستگی زمانی شکل میگیرد که مراقب اولیه کودک هم منبع آرامش و هم منبع ترس برای کودک بوده است، مثلا رفتار مادری را در نظر بگیرید که هم منبع تغذیه و آرامش کودک است و هم کودکاش را برای گریه کردن تنبیه و توبیخ میکند. بهاینترتیب، کودک نمیداند چه واکنشی نسبت به مراقب اولیه باید داشته باشد و رفتارهای گیجکننده نشان میدهد. همچنین، افرادی که در کودکی هدف تروما، غفلت یا سواستفاده بودهاند، خیلی اوقات دچار دلبستگی ناایمن آشفته میشوند.
این تجربههای اولیه در بزرگسالی باعث میشود فرد میان میل به صمیمیت و ترس از آسیب گیر کند. در نتیجه، روابط این افراد اغلب پر از تنش، سوتفاهم و قطع و وصلهای مکرر است. چنین افرادی بهسختی حس عشق و امنیت عاطفی دریافت میکنند.
فرق دلبستگی ناایمن آشفته و دوسوگرا چیست؟
سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا (اضطرابی) و سبک دلبستگی ناایمن آشفته (سازماننیافته) هر دو با اضطراب و ناامنی در روابط همراهاند، اما در ریشهها و الگوی رفتاری در بزرگسالی با هم تفاوت دارند.
در دلبستگی ناایمن دوسوگرا یا همان اضطرابی (Anxious/Ambivalent)، فرد از طرد شدن و رها شدن میترسد و به همین دلیل به دیگران میچسبد. چنین فردی توجه و تأیید دائمی میخواهد و در روابطاش رفتارهایی مثل نگرانی افراطی، چسبندگی، کنترلگری یا وابستگی شدید نشان میدهد. این سبک اغلب در نتیجه پاسخهای ناپایدار و غیرقابل پیشبینی مراقب اولیه به نیازهای کودک شکل میگیرد، یعنی زمانی که والد گاهی مهربان و در دسترس است و گاهی بیاعتنا یا سرد میشود.
در مقابل، فقدان حس امنیت در دلبستگی آشفته (Disorganized) پیچیدهتر و عمیقتر است. کودک در این سبک همزمان از مراقب خود احساس ترس و امنیت دریافت میکند، یعنی همان کسی که باید پناه باشد، گاهی منبع تهدید یا درد است. به همین دلیل، فرد در بزرگسالی بین میل شدید به صمیمیت و ترس از آسیب گیر میکند و رفتارهای متناقضی مثل قهر و آشتیهای مکرر نشان میدهد. چنین فردی نمیتواند راهکار منظم و ثابتی برای مقابله با مشکلات داشته باشد و غیرقابل پیشبینی رفتار میکند.
ساده بگوییم: فرد دوسوگرا اضطرابی از «رها شدن» میترسد، اما فرد آشفته هم از «رها شدن» میترسد و هم از «رابطه داشتن» دچار اضطراب میشود، زیرا در کودکی خود یاد گرفته است که عشق و خطر از یک منبع ناشی میشوند. 
دلبستگی ناایمن در کودکان
سبکهای دلبستگی ناایمن از ماههای اولیه زندگی شکل میگیرند و نشاندهنده نوع رابطه عاطفی کودک با مراقب اصلی او هستند. طبق نظریه دلبستگی جان بالبی و ماری آینوورث، وقتی مراقب نتواند بهشکلی ثابت و پایدار به نیازهای جسمی و عاطفی کودک پاسخ درست بدهد، کودک احتمالا دچار سبک دلبستگی ناایمن میشود. سبکهای دلبستگی ناایمن از ابتدای کودکی شکل میگیرند و اگر درمان نشوند، تا آخر عمر با فرد همراه خواهند بود. بنابراین، کودکان هم ممکن است سه سبک دلبستگی ناایمن را نشان دهند.
- سبک دلبستگی مضطرب-وابسته: این سبک زمانی شکل میگیرد که مراقب گاهی پاسخگو و گاهی غایب است. در این شرایط کودک احساس ناامنی و اضطراب دارد و مراقب خود را غیرقابل اعتماد میبیند. چنین کودکی وقتی از مراقب خود جدا میشود، غمگین و مضطرب میشود. اما وقتی مراقب برمیگردد، کودک آرام نمیشود و نسبت به والد رفتارهای متناقض نشان میدهد. چنین کودکی بهشکل اضطرابی به والد میچسبد و بهسختی محیطاش را جستوجو میکند. همچنین، کودکانی که سبک دلبستگی مضطرب-وابسته دارند، در کنترل احساسات خود به مشکل برمیخورند و ممکن است رفتارهایی حاکی از عصبانیت یا ناامیدی بیش از حد نشان دهند.
- سبک دلبستگی اجتنابی-نادیدهگیرنده: زمانیکه کودک احساس میکند نیازهای عاطفیاش توسط مراقب اولیه نادیده گرفته یا رد میشود، سبک دلبستگی اجتنابی-نادیدهگیرنده شکل میگیرد. مراقب در مقابل بروز احساسات چنین کودکی، او را شرمنده یا توبیخ کرده است. بنابراین، کودک رویکرد اجتناب و سردی عاطفی را پیش میگیرد و تلاش میکند به شکل افراطی دوریگزین و مستقل باشد. وقتی کودک با سبک دلبستگی اجتنابی بترسد یا احساس آسیب دیدن داشته باشد، برای آرامش گرفتن نزد والد خود برنمیگردد و اگر از والد جدا شود، ناراحتی بروز نمیدهد. همچنین، هنگامی که والد به سمت او برمیگردد، کودک اجتنابی اغلب تماس با والد را رد میکند. چنین کودکی بین مراقب اصلی و یک فرد غریبه تفاوتی قائل نمیشود.
- سبک دلبستگی آشفته: کودکی که سبک دلبستگی آشفته دارد، معمولا ریشههایی مثل ترس شدید، غفلت، تروما یا سواستفاده را تجربه کرده است. چنین کودکی نسبت به مراقب اولیه گیج و سردرگم است، زیرا او را همزمان هم منبع آرامش میداند و هم منبع تنبیه و ترس. رفتارهای کودکی که سبک دلبستگی آشفته دارد، متناقض و غیرقابل پیشبینی است. این کودک ممکن است در لحظههایی به سمت والد خود برود تا آرام شود، اما ناگهان از او فاصله بگیرد یا حتی رفتارهای ترسیده و دفاعی نشان دهد. این واکنشهای متناقض به این دلیل است که کودک نمیداند والد قرار است او را آرام کند یا نسبت به او پرخاشگر باشد.
اگر برای کمک به کودکانی که دلبستگی ناایمن دارند، مداخلات درستی انجام نشود، الگوهای ناایمن دلبستگی میتوانند تا بزرگسالی ادامه پیدا کنند و تأثیر جدیای روی روابط آینده این افراد داشته باشند.
علائم و تأثیر دلبستگی ناایمن در بزرگسالی
سبکهای دلبستگی ناایمن از تجربههای دوران کودکی شروع میشوند و اغلب تا بزرگسالی ادامه پیدا میکنند. این سبکها با دامن زدن به حس بیاعتمادی و بیارزشی فرد، مشکلات جدی در آغاز و نگه داشتن روابط ایجاد میکنند. افرادی که دلبستگی ناایمن دارند، ممکن است بنا به مشکلاتی که در دوران کودکی از سر گذراندهاند، در ایجاد صمیمیت مشکل داشته باشند یا برعکس، بیش از حد به طرف مقابل وابسته شوند. در ادامه، با توجه به انواع دلبستگی ناایمن، به برخی از علائم و الگوهای این سبکها در بزرگسالی اشاره میکنیم.
ویژگیهای دلبستگی اضطرابی
- افراد در دلبستگی اضطرابی، بهشدت از رها شدن یا طرد شدن میترسند.
- این افراد بهشدت دنبال صمیمیت هستند، اما نگراناند که دیگران نخواهند با آنها صمیمی باشند.
- افراد با دلبستگی اضطرابی همیشه بهدنبال اطمینان گرفتن و تأییدطلبی هستند و از نظر دیگران بسیار نیازمند یا چسبنده به نظر میرسند.
- رعایت حد و مرز برای این افراد سخت است و به شریک عاطفی خود فضای شخصی نمیدهند.
- دیدگاه منفی نسبت به خود دارند، اما قادرند از دیگران بُت بسازند.
ویژگیهای دلبستگی اجتنابی
- تمایل زیادی به دوری از صمیمیت دارند و به استقلال بیش از حد بها میدهند.
- نیازهای عاطفی خود را بیان نمیکنند و حتی هنگام بروز اضطراب و استرس شدید، احساساتشان را سرکوب میکنند.
- روابط خود را زود تمام میکنند تا به کسی وابسته نشوند.
- شریک عاطفی این افراد اغلب آنها را بسته، خشک، سرد و بیعاطفه توصیف میکند.
مطالعه بیشتر: علائم افسردگی چیست؟
ویژگیهای دلبستگی آشفته
- این افراد رفتارهای گیجکننده، غیرقابل پیشبینی و ناپایدار دارند.
- بزرگسالهایی که دلبستگی آشفته دارند، همیشه دنبال عشق هستند اما همزمان از آسیب دیدن هم وحشت دارند.
- این افراد بهطور مداوم بین نزدیکی و دوری (جذب و دفع) نوسان میکنند.
- افراد با دلبستگی آشفته نمیتوانند احساسات و هیجانات خود را مدیریت کنند و ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه، کنترلکننده یا غیرمنطقی نشان دهند.
- برای این افراد اعتماد کردن به دیگران دشوار است و نسبت به خود و دیگران تصویر منفی دارند.
- افرادی که دلبستگی آشفته دارند، مستعد ابتلا به اختلالات شخصیتی مثل اختلال شخصیت مرزی هستند.

نحوه درمان دلبستگی ناایمن در بزرگسالی
اگرچه سبکهای دلبستگی از دوران نوزادی شکل میگیرند، اما نیازی نیست بزرگسالها تا آخر عمر اسیر این الگوها بمانند. مغز همیشه قابلیت تغییر دارد. فرد میتواند با تلاش و آگاهی سبک دلبستگی ناایمن خود را به سبک دلبستگی ایمن تبدیل کند که به آن «امنیت بهدستآمده» گفته میشود. این کار اغلب از طریق روابط بزرگسالی سالم مثل دوستان خوب یا کمک گرفتن از رواندرمانگر رقم میخورد.
درمانگر حرفهای میتواند برای شناخت تروماهای کودکی، پردازش مجدد تجربههای عاطفی گذشته و کسب دید مثبتتر و واقعبینتر نسبت به خود و جهان اطراف محیطی امن ایجاد کند. در این راستا، میتوانید از کمک حرفهای رواندرمانگرهای دکتردکتر از طریق ویزیت آنلاین یا نوبت حضوری بهره ببرید و امنیت بیشتری به خودتان و روابطتان هدیه دهید.
رواندرمانگرها از درمانهای مختلفی برای درمان دلبستگی ناایمن در بزرگسالی استفاده میکنند. برخی از این رویکردها را در ادامه معرفی میکنیم.
- رفتار درمانی شناختی (CBT): در رفتار درمانی شناختی، درمانگر به فرد کمک میکند تا افکار منفی و الگوهای فکری تحریفشدهای را شناسایی کند که باعث اضطراب، ترس از طرد شدن یا رفتارهای اجتنابی میشوند. سپس، درمانگر کمک میکند تا فرد این افکار را با باورهای واقعبینانهتر و سالمتر جایگزین کند. هدف CBT، تغییر طرز فکر و رفتار در روابط است تا فرد بتواند هیجانات خود را مدیریت کند و رفتار متعادلتری نشان دهد.
- رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT): رفتار درمانی دیالکتیکی بهویژه برای افرادی مفید است که در تنظیم احساسات خود مشکل دارند. این رویکرد بر پذیرش هیجانات، یادگیری شیوههای کنترل خشم و اضطراب و بهبود مهارتهای ارتباطی تمرکز دارد. درمانگر در DBT به فرد میآموزد چگونه میان پذیرش خود و تلاش برای تغییر تعادل برقرار کند و در روابط نزدیک، رفتارهای افراطی یا واکنشهای هیجانی شدیدش را کاهش دهد.
- رواندرمانی پویشی (Psychodynamic Therapy): در این نوع درمان، تمرکز بر کشف ریشههای ناهشیار مشکلات در روابط فعلی است. درمانگر به فرد کمک میکند تا ارتباط میان تجربههای دوران کودکی، رابطه با والدین و سبک دلبستگی کنونی خود را درک کند. با افزایش بینش نسبت به این الگوهای ناهشیار، فرد میتواند رفتارهای ناسالم را اصلاح کند و روابط ایمنتر و بالغتری بسازد.
بهطور کلی، فرد با آگاهی در مورد آثار تجربههای کودکی روی تصمیمهای ناخودآگاه و شناخت سبک دلبستگی ناایمن، نصف مسیر درمان را طی کرده است. فردی که در مورد سبک دلبستگی خود آگاهی و بینش دارد، میتواند در جهت اصلاح افکار ناکارآمد و رفتارهای خودتخریبگر گامهای موثری بردارد.
راهکارهای دیگری که میتوانند به افزایش امنیت روانی فرد کمک کنند، افزایش مهارتهای بینفردی، درک ارتباطهای غیرکلامی، افزایش هوش هیجانی و مدیریت احساسات هستند. ایجاد ارتباط با دوستان و شریک عاطفی سالم و حامی هم میتواند نقش مهمی در ترمیم زخمهای عاطفی گذشته و شکلگیری احساس اعتماد و امنیت داشته باشد.

کلام آخر دکتردکتر
دلبستگی ناایمن مثل نخی نامرئی است که از دوران کودکی با ما گره خورده و باعث میشود در روابطمان احساس ترس، اضطراب و بیاعتمادی شدید داشته باشیم. بااینهمه، راه بازگشت باز است و درمانهای متعددی برای برگرداندن امنیت به افراد وجود دارند. اولین قدم، شناخت سبکهای دلبستگی و قدم بعدی، کمک گرفتن از یک متخصص حرفهای در زمینه سلامت روان است. خوشبختانه، ویزیت آنلاین دکتردکتر کار را برای شما راحت کرده است تا بهراحتی به باتجربهترین رواندرمانگرهای ایران دست پیدا کنید و با ترمیم زخمهای عاطفی گذشته، روابط پرمعناتر و پایدارتری با دوستان و عزیزان خود بسازید.
سوالات متداول
دلبستگی ناایمن چطور در روابط عاطفی ما تأثیر میگذارد؟
سبکهای دلبستگی ناایمن باعث بروز مشکلات متعدد در روابط بزرگسالی میشوند و توانایی ساختن یا حفظ رابطه پایدار را کم میکنند. بسته به سبک دلبستگی (مضطرب، اجتنابی یا آشفته)، فرد ممکن است خیلی نگران و کنترلگر باشد، از صمیمیت دوری کند یا رفتارهای غیرقابل پیشبینی مثل قهر و آشتیهای بیدلیل انجام دهد.
آیا دلبستگی ناایمن اجتنابی و اضطرابی قابل درمان است؟
بله، هر دو سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی و اضطرابی قابل تغییر هستند و افراد میتوانند با کمک گرفتن از یک متخصص سلامت روان، «دلبستگی ایمن بهدستآمده» پیدا کنند.
