افسردگی ماژور یکی از شایعترین اختلالات روانی است که با علائمی مانند خلقوخوی افسرده و ازدستدادن علاقه به فعالیتهایی که قبلاً لذتبخش بودند شناخته میشود. این اختلال تنها حس غم و اندوه موقت نیست، بلکه حالتی پایدار از ناامیدی، حس پوچی و بیارزشبودن و ناتوانی در لذتبردن از زندگی است. اگر این علائم تقریبا هر روز و بیشتر از ۲ هفته ادامه داشته باشند، باید سریعتر به پزشک متخصص مراجعه کنید، چون عدم درمان بهموقع ممکن است عوارضی مانند افکار خودکشی و اقدام به خودکشی به همراه داشته باشد؛ باتوجهبه شیوع بالای این اختلال، در این مقاله از مجله سلامت دکتردکتر به بررسی علائم، دلایل، روشهای تشخیص و درمان آن میپردازیم و در نهایت، راهکارهایی برای پیشگیری از عود دوباره آن ارائه میکنیم.
افسردگی ماژور چیست؟
اختلال افسردگی ماژور یا اساسی (Major Depressive Disorder/ MDD) که به آن افسردگی بالینی نیز میگویند، نوعی اختلال خلقی رایج و شایع است که بارزترین علائم آن، احساس خلقوخوی افسرده مداوم، و ازدستدادن علاقه به فعالیتهایی است که در گذشته دوست داشتید و باعث شوق شما میشدند؛ بههمیندلیل بسیاری از جنبههای زندگی فردی و اجتماعی شما را تحتتأثیر قرار میدهد.
افسردگی بالینی نوعی بیماری مزمن است، اما برخی افراد علائم آن را بهصورت دورهای از چند هفته تا ۱ ماه تجربه میکنند و احتمالاً در طول زندگی بیشتر از ۱ دوره به این اختلال مبتلا میشوند؛ این شرایط با اختلال افسردگی مداوم که همان افسردگی خفیف تا متوسط است و معمولاً حدود ۲ سال طول میکشد، متفاوت است.
افسردگی اساسی علاوهبر تأثیر بر خلقوخو و جنبههای روحی، بر رفتار و عملکردهای مختلف فردی نیز تأثیر میگذارد و علائم آن فراتر از چیزی است که تصور میکنید. بنابراین، این اختلال ممکن است درسخواندن، غذاخوردن، خوابیدن و حتی لذتبردن از معاشرت با دوستان را بسیار سخت کند.
افسردگی ماژور گاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. بنابراین، افرادی که سابقه خانوادگی این اختلال را دارند، بیشتر در معرض خطر هستند. نکته مهم اینکه، متأسفانه برخی از بیماران مبتلا به این نوع افسردگی، هرگز بهصورت کامل درمان نمیشوند و باید یاد بگیرند چطور با این علائم کنار بیایند و عملکرد خود را بهمرور بهبود بخشند.

زیرگروههای افسردگی ماژور
اختلال افسردگی اساسی چندین زیرگروه دارد که رایجترین آنها به شرح زیر هستند:
- اختلال عاطفی فصلی (افسردگی فصلی)؛
- افسردگی قبل و بعد از زایمان؛
- افسردگی آتیپیک یا غیرمعمول.
لازم است بدانید که افراد مبتلا به افسردگی اساسی، اغلب بیماریهای روانی زیر را نیز دارند:
- اختلال مصرف مواد؛
- اختلال هراس؛
- اختلال اضطراب اجتماعی؛
- اختلال وسواس فکری-عملی (OCD).
علائم افسردگی ماژور
تمامی افراد مبتلا به این افسردگی، دقیقأ علائم یکسانی را تجربه نمیکنند، چون علائم هر فرد به شدت اختلال و مدتزمان ابتلا بستگی دارد؛ باایناوصاف، فردی که با این نوع افسردگی زندگی میکند، ممکن است برخی احساسات زیر را بهعنوان علائم افسردگی ماژور تجربه کند:
| دستهبندی افراد | علائم |
| بزرگسالان |
|
| نوجوانان |
|
| افراد مسن | مشابه سایر گروههای سنی |
والدین باید به علائم افسردگی نوجوانان توجه ویژه داشته باشند، چون ممکن است آن را با تغییرات روحی و جسمی دوران بلوغ اشتباه بگیرند؛ در این شرایط عدم تشخیص افسردگی بالینی در نوجوانان ممکن است عوارض جدی مانند اقدام به خودکشی یا اعتیاد به همراه داشته باشد.
علائم افسردگی در افراد مسن (افسردگی سالمندان)، ممکن است علت برخی دردهای جسمی این گروه سنی باشد که با سایر شرایط پزشکی قابلتوضیح نیستند، چون گاهی شرایط پزشکی دیگر، علائم افسردگی اساسی را تقلید میکنند.
باتوجهبه اهمیت تشخیص افسردگی ماژور و شروع بهموقع درمان بهویژه در نوجوانان و افراد مسن، پیشنهاد میشود از خدمات ویزیت حضوری دکتردکتر استفاده کنید و از بهترین روانشناسها و روانپزشکها وقت مشاوره بگیرید.

علتها و عوامل خطر افسردگی ماژور
علت دقیق اختلال افسردگی اساسی ناشناخته است، اما محققان معتقدند که عوامل ژنتیکی و محیطی ممکن است مهمترین علت افسردگی ماژور و محرک آن باشند، علاوهبر این، سابقه خانوادگی ابتلا به افسردگی نیز احتمال ابتلا به این اختلال را در افراد افزایش میدهد؛ به عبارت سادهتر ، ترکیبی از ژنتیک، استرس ناشی از عوامل محیطی و تغییرات هورمونی بر شیمی مغز تأثیر میگذارند و در نتیجه توانایی شما در حفظ خلقوخو کاهش پیدا میکند.

شیمی مغز
نظریههای اخیر نشان دادهاند که اختلالات مدارهای عصبی پیچیدهتر مغز باعث عدم تعادل ثانویه انتقالدهندهای عصبی زیر میشود و این عدم تعادل در ابتلا به افسردگی نقش دارد:
- سروتونین؛
- نوراپینفرین؛
- دوپامین.
جنسیت
زنان تقریبا ۲ برابر بیشتر از مردان در معرض خطر افسردگی ماژور قرار دارند. تحقیقات نشان دادهاند که عوامل خطر این افسردگی تأثیر بیشتری بر زنان دارد و همین موضوع نیز علت مهم تفاوت نرخ ابتلای زنان در مقایسه با مردان است.
عوامل موثر در افسردگی زنان
- مسئولیت خانه و فرزندان؛
- استرس در محل کار و تبعیضهای جنسیتی؛
- تلاش برای ایجاد تعادل بین زندگی خانوادگی و شغلی؛
- مراقبت از والدین مسن یا بیمار؛
- بهتنهاییبزرگکردن فرزندان.
سن
افراد در دهه دوم زندگی خود بیشتر از دیگران در معرض خطر ابتلا به افسردگی ماژور هستند، چون باید تصمیمهای بسیاری مهمی در این دهه بگیرند که شامل تحصیل در دانشگاه، اشتغال، استقلال یا ازدواج و فرزندآوری است.

سابقه خانوادگی و ژنتیک
کسانی که یکی از اعضای درجه یک خانواده آنها (مادر، پدر، خواهر یا برادر) مبتلا به افسردگی باشند، حدود ۲ تا ۳ برابر بیشتر از دیگران در معرض خطر ابتلا به افسردگی اساسی قرار دارند؛ مطالعات روی دوقلوها نشان دادهاند که در اکثر موارد، حدود ۵۰٪ علت افسردگی ماژور ژنتیکی و ۵۰٪ غیرژنتیکی و ناشی از عوامل روانی یا جسمی است.
تروما و آسیبهای دوران کودکی
تروماها و آسیبهای زیر در دوران کودکی خطر ابتلا به افسردگی بالینی در آینده را افزایش میدهند:
- آزار جسمی شدید؛
- آزار جنسی؛
- بیتوجهی عاطفی و جسمی؛
- استرس شدید؛
- تعارض با دوستان و خانواده؛
- ازدستدادن والدین در سن پایین.
رویدادهای پُراسترس زندگی
رویدادهای پُراسترس و ناراحتکننده زندگی بزرگترین عامل خطر شروع افسردگی ماژور بهویژه در میانسالی هستند، چون نحوه درک و تحلیل آسیبپذیری در برابر رویدادهای زندگی و واکنش به آنها در سنین محتلف متفاوت است؛ رویدادهایی زیر در طول زندگی باعث تجربه علائم انواع افسردگی خواهند شد:
- نداشتن روابط بینفردی نزدیک؛
- بعداز طلاق یا جدایی عاطفی؛
- بعداز فوت شریک زندگی یا مرگ یکی از عزیزان؛
- تغییر شغل یا ازدستدادن شغل؛
- تغییرات مهم در زندگی مانند نقل مکان یا فارغالتحصیلی؛
- عدم حمایت خانواده یا همکاران؛
- بازنشستگی؛
- تعارضات شخصی در رابطه با فرد مهم زندگی شخصی یا مافوق در محل کار؛
- سوءاستفاده جنسی، جسمی یا عاطفی.
بیماریهای جسمی مزمن
برخی بیماریها مانند سرطان، تیروئید و بیماریهای مزمن بهدلیل سختیهای دوره درمان باعث افزایش خطر ابتلا به افسردگی میشوند.
مصرف برخی داروها
برخی داروهای زیر ممکن است خطر ابتلا به این نوع افسردگی را افزایش دهند:
- داروهای ضدویروس؛
- کورتیکواستروئیدها؛
- داروهای هورمونی.
افرادی که ۳ دارو از گروههای بالا را مصرف میکنند، بیشتر در معرض خطر هستند.
انزوای اجتماعی و عوامل اقتصادی
مشکلات زیر معمولاً باعث انزوای اجتماعی میشود و در کنار عوامل اقتصادی، خطر ابتلا به افسردگی ماژور را افزایش میدهند:
- مشکلات روابط خانوادگی؛
- مشکلات اساسی در محل کار؛
- مشکلات مالی؛
- تنها زندگیکردن افراد بهویژه سالمندان.
سابقه ابتلا به انواع دیگر افسردگی
افراد زیر بیشتر در معرض خطر ابتلا به این نوع افسردگی قرار دارند:
- استرس مزمن؛
- سابقه ابتلا به افسردگی سایکوتیک، ماژور، مینور و انواع دیگر افسردگیها.
سوءمصرف الکل و مواد مخدر
سوءمصرف مواد مخدر و الکل نیز با تأثیراتی که روی شیمی مغز دارند، خطر ابتلا به افسردگی را افزایش میدهند.

میزان شیوع افسردگی بالینی یا ماژور
افسردگی بالینی یکی از شایعترین اختلالات روانی است و طبق آخرین آمار، حدود ۵٪ تا ۱۷٪ از افراد در مقطعی از زندگی خود علائم آن را تجربه میکنند، اما برخی افراد بیشتر در معرض خطر هستند.
چه افرادی بیشتر در معرض افسردگی ماژور قرار دارند؟
طبق آمار موسسه ملی سلامت روان آمریکا، افراد از هر جنسیتی در گروههای سنی مختلف ممکن است به افسردگی ماژور مبتلا شوند، اما افراد با شرایط زیر بیشتر در معرض خطر قرار دارند:
- کسانی که در دوران کودکی تروماهایی مانند آزار جنسی و جسمی داشتهاند.
- افرادی که در طول زندگی رویدادهای استرسزایی تجربه کردهاند.
- کسانی که تنها زندگی میکنند، بهویژه اگر در سنین میانسالی یا کهنسالی باشند.
- افرادی که تعارض بین اعضای خانواده آنها شدید است.
- شاغلینی که مجبور به تحمل محیطکاری نامناسب یا رفتارهای مدیران بالادست هستند.
روشهای تشخیص افسردگی ماژور
روانپزشک یا متخصص سلامت روان معمولا اختلال افسردگی اساسی را از روی علائم، احساسات و رفتارهای بیمار تشخیص خواهد داد. در جلسه مشاوره، پزشک سؤالات خاصی از شما میپرسد و ممکن است تست افسردگی ماژور نیز انجام دهید. با انجام این تست در کنار مشاهده و بررسی علائم، پزشک تشخیص میدهد که آیا به اختلال افسردگی مبتلا هستید یا بیماری دیگری دارید که علائم افسردگی را تقلید میکند.
بررسی علائم
برای تشخیص اختلال افسردگی ماژور، باید حداقل ۵ مورد از علائم این بیماری را بهمدت ۲ هفته و تقریباً هر روز در بیشتر ساعات تجربه کنید، بهطوری که فعالیتهای روزانه شما را مختل کنند. بنابراین، بررسی علائم، اولین قدم در تشخیص افسردگی اساسی است، چون بسیاری افراد ممکن است علائمی را تجربه کنند که مربوط به نوع دیگری از اختلال روانی مانند افسردگی مینور یا حتی برخی بیماریهایی است که علائم افسردگی را تقلید میکنند. پزشک متخصص درباره علائمی که تجربه میکنید سؤالاتی میپرسد، این سؤالات معمولاً شامل احساس شما درباره موارد زیر هستند:
- کارهای موردعلاقه در گذشته و میزان علاقه فعلی شما به آنها؛
- روابط اجتماعی؛
- روابط خانوادگی؛
- رویدادهای استرسزای اخیر؛
- وضعیت تحصیلی یا شغلی؛
- افکار درباره موضوعات مختلف؛
- نحوه واکنش به شرایط؛
- تجربه خستگی، ناراحتی، ناامیدی و یأس در بیشتر طول روز؛
- وضعیت خواب (کمخوابی یا خواب زیاد)؛
- تغییرات اشتها (اشتهانداشتن یا غذا خوردن زیاد و افزایش وزن)؛
- میزان تمرکز در کارهای مختلف؛
- تجربه احساس گناه بیمورد، پوچی، شکست یا احساس بیارزشبودن؛
- تغییرات حرکتی (سایکوموتور) مانند کُندشدن حرکات و کُند صحبتکردن یا برعکس، بیقراری و ناآرامی جسمی؛
- داشتن افکار خودکشی یا اقدام برای خودکشی؛
- افکار آسیب به دیگران؛
- توانایی مراقبت از خود؛
- زمان شروع علائم و مدت آنها؛
- نحوه تاثیر علائم بر زندگی شخصی، کاری و فعالیتهای روزانه.
مهمترین روش تشخیص این نوع افسردگی، بررسی تخصصی علائم است، چون اصلیترین بخش تفاوت افسردگی ماژور و مینور در نوع و شدت علائمی است که فرد تجربه میکند.

بررسی سابقه پزشکی
سابقه اختلال دوقطبی، افسردگی فصلی و موارد دیگری مانند هیپومانیا یا شیدایی باعث افزایش خطر ابتلا به افسردگی ماژور میشوند. بنابراین، پزشک متخصص سابقه پزشکی شخصی شما را بررسی خواهد کرد.
توجه به سابقه مصرف مواد
همانطور که در بخشهای قبلی اشاره شد، سوءمصرف مواد مخدر و الکل نیز خطر ابتلا به این نوع افسردگی را افزایش میدهند. بنابراین، پزشک درباره میزان مصرف آنها سؤالاتی میپرسد.
بررسی سابقه خانوادگی
پزشک متخصص علاوهبر بررسی علائم و مشاهده بالینی، سؤالاتی درباره سابقه خانوادگی ابتلا به انواع اختلال افسردگی میپرسد، چون یکی از علتهای ابتلا به افسردگی ماژور، ژنها هستند.
آزمایش خون
آزمایش خون، تصویربرداری یا آزمایش دیگری وجود ندارد که با انجام آن افسردگی ماژور تشخیص داده شود، پزشک متخصص معمولاً آزمایش خون را با هدف تشخیص بیماریهای دیگری تجویز میکند که علائم افسردگی را تقلید میکنند؛ مثلاً علائم برخی بیماریها و مشکلات زیر مشابه علائم افسردگی هستند:
- کمکاری تیروئید؛
- سکته مغزی؛
- مصرف برخی داروها بهویژه داروهای استروئیدی؛
- مصرف یا سوءمصرف الکل یا مواد مخدر.
تست افسردگی ماژور و پرسشنامهها
پزشک متخصص از معیارهای علائم افسردگی ذکرشده در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ویرایش پنجم (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders) که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا در سال ۲۰۱۳ منتشر شده است بهعنوان مرجع و تست تشخیص افسردگی استفاده میکند. این تست بهصورت اختصار DSM-5 نامیده میشود و معیارهای خاصی را برای تشخیص اختلالات، ازجمله علائم و مدتزمان آنها با هدف کمک به ارزیابی عینی افسردگی ارائه میکند.
در این آزمون، اختلالات براساس طول عمر رشدی، از اختلالات عصبی-رشدی شروع شده و به اختلالات عصبی-شناختی ختم میشوند. بنابراین، با انجام آن، انواع افسردگی قابلتشخیص خواهد بود.
معیارهای اصلی DSM-5 برای تأیید افسردگی به شرح زیر هستند:
- تغییر در عملکرد قبلی؛
- ادامهداشتن علائم بهمدت ۲ هفته یا بیشتر؛
- داشتن مهمترین علائم افسردگی اساسی شامل ازدستدادن علاقه یا تغییرات خلقوخو؛
- تداوم تجربه حداقل ۵ یا تعداد بیشتری از علائم افسردگی اساسی در مدت ۲ هفته گذشته.

روشهای درمان افسردگی ماژور
روشهای درمان افسردگی ماژور شامل مصرف دارو در کنار رواندرمانی و تغییر سبک زندگی است تا علائم بهمرور کاهش پیدا کنند. برخی از افرادی که علائم افسردگی شدید یا افکار خودکشی دارند و ممکن است به خودشان یا دیگران آسیب بزنند، اغلب در بیمارستان بستری میشوند. روشهای درمان این نوع افسردگی به شرح زیر هستند:
مصرف داروها
پزشک متخصص داروهای ضدافسردگی زیر را برای درمان تجویز میکند:
مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs)
اکثر محققان معتقدند که افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، سطح پایینی از سروتونین دارند و به همین دلیل نیز مهارکنندهها اغلب بهعنوان داروی افسردگی ماژور تجویز میشوند. این داروها با کمک به مهار تجزیه سروتونین در مغز باعث افزایش این نوع انتقالدهنده عصبی خواهند شد و چون سروتونین مسئول بهبود خلقوخو است، بنابراین افزایش آن در مغز باعث کاهش علائم افسردگی اساسی میشود. برخی از انواع SSRIs به شرح زیر هستند:
- فلوکسیتین؛
- سیتالوپرام.
لازم است بدانید که مصرف خودسرانه داروهای ضدافسردگی عوارض خطرناکی دارد و نباید بدون تجویز پزشک متخصص از آنها بهعنوان روش درمان قطعی افسردگی ماژور استفاده کنید.
مهارکنندههای بازجذب سروتونین-نوراپینفرین (SNRIs)
این مهارکنندهها نوع دیگری از داروهای ضدافسردگی و مشابه SSRIs هستند و بر سروتونین و نوراپینفرین تأثیر میگذارند که به مدیریت پاسخ جنگ و گریز کمک خواهد کرد.
داروهای ضدافسردگی سهحلقهای
داروهای ضدافسردگی سهحلقهای مانند بوپروپیون معمولاً زمانی تجویز میشوند که مهارکنندهها آنچنان مؤثر نباشند، چون این داروها عوارض جانبی متعددی مانند افزایش وزن و خوابآلودگی دارند و به همین دلیل بعداز مصرف داروهای SSRI و SNRI تجویز خواهند شد.
نکته مهم اینکه، برخی از داروهای ضدافسردگی در دوران بارداری و شیردهی ایمن نیستند و باید زیر نظر پزشک متخصص مصرف شوند.

رواندرمانی یا گفتاردرمانی
تکنیکهای رواندرمانی زیر در کنار مصرف دارو یکی از روشهای مؤثر است و ترکیب آنها معمولاً بهعنوان درمان قطعی افسردگی ماژور شناخته میشود:
درمان شناختی-رفتاری (CBT)
یکی از رایجترین روشهای رواندرمانی اختلالات افسردگی، CBT است، در این روش، فرد با کمک رواندرمانگر نحوه برخورد با احساسات و مدیریت آنها را آموزش میبیند؛ خلاصه مراحل درمان شناختی-رفتاری به شرح زیر است:
- شناسایی افکار منفی و تحریفشده توسط ذهن؛
- اصلاح الگوهای فکری ناکارآمد؛
- کاهش رفتارهای اجتنابی و انزوا؛
- آموزش نحوه برخورد با موقعیتهای استرسزا و چگونگی پاسخ ذهن و بدن؛
- افزایش فعالیتهای روزانه و شرکت در برنامههای مختلف؛
- تلاش برای یافتن کارهای لذتبخش جدید.
درمان بینفردی (IPT)
این روش بر رفع مشکلات ارتباطی و اجتماعی متمرکز است، چون افراد مبتلا به افسردگی در دورهای از زندگی خود انزوای اجتماعی را انتخاب میکنند و بهعبارتی ایزوله میشوند؛ IPT بهویژه زمانی که افسردگی با مشکلات رابطه عاطفی یا تغییرات مهم زندگی مانند موارد زیر مرتبط باشد، تأثیر بیشتری در درمان دارد و حداقل باید در ۱۲ تا ۱۶ جلسه شرکت کنید:
- سوگ ازدستدادن عزیزان؛
- تعارضهای خانوادگی یا عاطفی؛
- تغییرات مهم زندگی مانند مهاجرت، ازدواج، تولد فرزند و طلاق؛
- احساس تنهایی و انزوای اجتماعی.
درمان مبتنیبر آگاهی (MBCT)
MBCT ترکیبی از ذهنآگاهی و درمان شناختی-رفتاری است که هدف اصلی آن به شرح زیر است:
- کاهش نشخوار فکری؛
- پیشگیری از عود علائم افسردگی؛
- افزایش آگاهی نسبت به احساسات و افکار.
رواندرمانی پویشی (Psychodynamic Therapy)
در این روش درمان افسردگی ماژور، ریشههای عاطفی و تعارضهای ناخودآگاه زیر بررسی میشوند:
- تجربههای کودکی؛
- وابستگی عاطفی؛
- عزتنفس؛
- الگوهای ارتباطی تکرارشونده؛
- تعارضهای حلنشده.
درمان مبتنیبر پذیرش و تعهد (ACT)
درمان مبتنیبر پذیرش و تعهد بهعنوان موج سوم درمانهای شناختی-رفتاری، جدیدترین روش درمان افسردگی ماژور است و هدف آن به شرح زیر است:
- پذیرش احساسات منفی بهجای جنگیدن مداوم با آنها؛
- انجام رفتارهای معنادار با وجود خلقوخوی بد؛
- تمرکز روی ارزشهای شخصی.
روشهای مختلف رواندرمانی که بررسی شدند، بهصورت زیر به درمان افسردگی کمک میکند:
- سازگار شدن با بحرانها یا رویدادهای استرسزا؛
- تلاش برای دستیابی به دیدگاهی متعادل از موقعیتهای خاص؛
- رفتار براساس ارزشها و نه براساس احساسات و خلقوخو؛
- پیدا کردن راههای بهتر برای مقابله با چالشها؛
- افزایش عزتنفس؛
- بازیابی احساس رضایت و کنترل زندگی.

درمان با تشنج الکتریکی یا الکتروشوک (ECT)
در افسردگی ماژور شدید که به سایر روشهای درمان پاسخ نداده است، درمان تشنج الکتریکی تجویز خواهد شد؛ این روش درمانی با عبور جریان الکتریکی خفیف از مغز انجام شده و باعث تشنج کوتاه میشود.
تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال (TMS)
TMS نوعی روش درمانی غیرتهاجمی برای تحریک سلولهای عصبی مغز با استفاده از میدان مغناطیسی است، در این روش، پالسهای مغناطیسی ازطریق دستگاهی روی سر به بخشهای خاصی از مغز ارسال میشوند تا فعالیت آن ناحیه را بهبود دهند. تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال در درمان افسردگی ماژور بهویژه در موارد مقاوم به درمان بیشترین کاربرد را دارد.
تحریک عصب واگ (VNS)
در روش VNS با تحریک الکتریکی عصب واگ، فعالیت برخی از مدارهای مغزی مرتبط با خلقوخو تغییر مییابد و روش درمان مناسبی برای افراد مبتلا به افسردگی ماژور با شرایط ویژه زیر است:
- مقاوم به درمان؛
- افسردگی شدید یا مزمن.
بنابراین، روش VNS تنها زمانی تجویز میشود که فرد به مصرف داروهای ضدافسردگی متفاوت پاسخ ندهد یا روشهای رواندرمانی موثر نباشند.

تغییر سبک زندگی
علاوهبر مصرف دارو و شرکت در جلسات رواندرمانی، ایجاد تغییرات زیر در عادات روزانه کمک بزرگی در درمان افسردگی اساسی هستند:
تغییرات رژیم غذایی
هیچ غذایی نمیتواند افسردگی را درمان کند، اما غذاهای مغذی برای ذهن و بدن مفید هستند و ازاینطریق به سلامت روان کمک میکنند. بنابراین، غذاهای زیر را به رژیم غذایی خود اضافه کنید:
- غذاهای حاوی اسیدهای چرب امگا ۳ مانند ماهی سالمون؛
- غذاهای غنی از ویتامینهای گروه B مانند لوبیا و غلات؛
- غذاهای حاوی منیزیم مانند آجیلها و دانهها.
در کنار مصرف مواد غذایی مغذی، باید مصرف غذاهای فوقفرآوریشده و فستفودی را محدود و بهمرور قطع کنید.
ورزش منظم
افسردگی اساسی معمولاً باعث احساس خستگی زیاد میشود، در این شرایط ورزشکردن سخت، و گاهی آزاردهنده است، اما فعالیت بدنی بهویژه در فضای آزاد و زیر نور خورشید، خلقوخو را تقویت میکند و باعث ایجاد حس بهتری در وجود شما میشود.
خواب کافی
خواب کافی شبانه بین ۷ تا ۹ ساعت برای کاهش علائم افسردگی بالینی یا ماژور حیاتی است، چون تحریکپذیری بیشتر، افزایش حساسیت و خلقوخوی بد با کمخوابیدن و خواب بیکیفیت مرتبط هستند.
خودداری از مصرف الکل
الکل ماده سرکوبکننده سیستم عصبی است و علائم افسردگی را بدتر میکند. بنابراین، از مصرف آن خودداری کنید.

عوارض افسردگی ماژور
این افسردگی در صورت عدم درمان بهموقع بهشدت بر عملکرد روزانه و کیفیت زندگی شما تأثیر میگذارد و عوارض خطرناکی به شرح زیر دارد:
- اقدام به خودکشی؛
- آسیب به دیگران؛
- ابتلا به اختلالات اضطرابی؛
- اختلال مصرف مواد؛
- رفتارهای خودتخریبی بهعنوان مکانیسم مقابله با علائم؛
- مشکلات مدیریت و درمان بیماریهای زمینهای مانند دیابت، فشار خون بالا، بیماری عروق کرونر قلب و بیماری انسدادی مزمن ریوی (COPD).
دوره درمان افسردگی ماژور چقدر است؟
دوره درمان افسردگی ماژور از فردی به فرد دیگر متفاوت است، چون به عوامل متعددی مانند شدت علائم، مدت ابتلا به افسردگی و روشهای درمان بستگی دارد. بنابراین، برخی افراد ممکن است در مدت ۱ تا ۲ هفته بعداز شروع داروهای افسردگی، متوجه بهبود علائم شوند، اما بهبودی در فرد دیگری حدود ۲ تا ۳ ماه زمان ببرد. در بیشتر موارد، بسیاری از بیماران با شرکت در ۱۰ تا ۱۵ جلسه رواندرمانی بهبودی قابلتوجهی مشاهده میکنند.
پیشگیری و مدیریت افسردگی ماژور
افرادی که یک بار افسردگی ماژور را تجربه کرده باشند با احتمال بیشتری در معرض خطر عود علائم قرار دارند؛ در این شرایط، آگاهی از عوامل محرک یا علل افسردگی اساسی و ادامه مصرف داروهای ضدافسردگی با شرکت در دورههای رواندرمانی بهترین راهکار برای جلوگیری از تجربه مجدد علائم این اختلال روانی است. روش قطعی برای پیشگیری از افسردگی اساسی وجود ندارد و تنها با اقدامات زیر میتوانید میزان خطر آن را کاهش دهید:
- خواب باکیفیت (معمولا ۷ تا ۹ ساعت برای بزرگسالان)؛
- داشتن برنامه خواب منظم و دقیق (بیدارشدن و خوابیدن در ساعت مشخص)؛
- مدیریت استرس با مکانیسمهای مقابله سالم؛
- تمرینات ورزشی منظم مانند پیادهوری، دوچرخهسواری و شنا؛
- مدیتیشن و یوگا یا تمرینهای ذهنآگاهی؛
- تمرینهای آرامسازی؛
- اصلاح رژیم غذایی؛
- گسترش دایره روابط سالم و خودداری از انزوای اجتماعی؛
- وقتگذراندن با افراد مهم زندگی؛
- مدیریت بیماریهای زمینهای پزشکی یا روانی؛
- خودداری از مصرف الکل و مواد مخدر؛
- مدیریت شغل و کاهش فرسودگی شغلی؛
- مراجعه زودهنگام به پزشک متخصص با تجربه اولین علائم.

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟
با تجربه علائم شایع افسردگی باید به پزشک متخصص مراجعه کنید، اما گاهی شرایط اورژانسی است و نیاز به درمان فوری دارد، چون برخی از علائم افسردگی شدید بسیار خطرناک و تهدیدکننده زندگی هستند و طبق آمار حدود دو سوم افراد مبتلا به افسردگی ماژور افکار خودکشی دارند و حدود ۱۰٪ تا ۱۵٪ آنها نیز اقدام به خودکشی میکنند؛ در این شرایط و با تجربه هرکدام از علائم این نوع افسردگی باید هرچه سریعتر از پزشک متخصص وقت ویزیت حضوری بگیرید.
کلام آخر دکتردکتر
افسردگی ماژور بهشدت بر کیفیت زندگی تأثیر گذاشته و با علائمی مانند خلقوخوی بد و افسرده و همچنین ازدستدادن علاقه به کارهایی که در گذشته از آن لذت میبردید ممکن است باعث انزوای اجتماعی و تداوم احساس پوچی، بیارزشبودن و ناامیدی شود. این اختلال روانی قابلکنترل و درمان است و مراجعه به روانپزشک یا روانشناس اولین قدم برای تشخیص و شروع درمان خواهد بود. بنابراین، پیشنهاد میشود از خدمات ویزیت حضوری دکتردکتر برای گرفتن وقت از بهترین پزشک متخصص استفاده کنید تا علاوهبر درمان اصولی، از عوارض جدی مانند آسیب به دیگران، افکار خودکشی و اقدام به خودکشی جلوگیری شود.
