غده هیپوفیز یکی از مهمترین غدد بدن است که باوجود اندازه بسیار کوچکش، نقش فرمانده اصلی غدد درونریز را بر عهده دارد. بسیاری از غدد دیگر بدن، از تیروئید گرفته تا غدد فوقکلیوی، بهطور مستقیم با هیپوفیز تعامل دارند. بنابراین باتوجهبه اهمیت این غده کوچک، پیشنهاد میکنیم این مقاله را بخوانید تا بدانید غده هیپوفیز چیست، چه هورمونهایی را ترشح میکند و چه بیماریهایی ممکن است بر عملکرد آن تأثیر بگذارند.
غده هیپوفیز چیست؟
بسیاری از افراد با غدههای نامآشنایی مانند تیروئید یا غدد لنفاوی تاحدودی آشنایی دارند؛ اما چند درصد از آنها میدانند غده هیپوفیز چیست؟ چه کاری در بدن انجام میدهد و چرا تا این اندازه برای بدن مهم است؟
هیپوفیز (Pituitary Gland) غده کوچکی در مغز است که علاوهبر تولید و کنترل تعداد زیادی از هورمونهای ضروری بدن، فرایندهایی ازجمله رشد، متابولیسم، فشار خون و تولیدمثل را مدیریت میکند. جالب است بدانید که هیپوفیز از یک نخود هم کوچکتر است اما آن را «غده فرمانده» مینامند! دلیلش این است که به سایر غدد درونریز بدن فرمان میدهد چه کاری انجام دهند و چقدر هورمون تولید کنند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در عملکرد هیپوفیز بر کل سیستم هورمونی بدن تأثیر میگذارد.
غده هیپوفیز کجاست؟
غده هیپوفیز در قاعده مغز، پشت پل بینی و درست زیر هیپوتالاموس، درون یک فرورفتگی در استخوان اسفنوئید بهنام زین ترکی (Sella Turcica) یا حفره هیپوفیزی قرار گرفته است. این حفره با لایهای از سختشامه (دورا ماتر) پوشیده شده است و از بالا به نوعی ساختار فیبروزی بهنام دیافراگم زین (Diaphragma Sellae) منتهی میشود. ساقه هیپوفیز (اینفوندیبولوم) که هیپوفیز را به هیپوتالاموس متصل میکند، دقیقاً از مرکز دهانه دیافراگم زین عبور میکند.
یک غده هیپوفیز سالم تقریباً بهاندازه یک نخود است و کمتر از یک گرم وزن دارد. در افراد جوان، عرض هیپوفیز بهطور متوسط حدود ۱۲میلیمتر (۱٫۲۵سانتیمتر) است، قطر قدامیخلفی (AP) آن ۸ میلیمتر و ارتفاع آن ۹میلیمتر است. بااینحال، اندازه آن بهشکل قابلتوجهی باتوجهبه سن، جنس و وضعیت هورمونی (مثل بارداری) تغییر میکند.
هیپوفیز دارای دو بخش اصلی یا لوب است: لوب قدامی (جلویی) و لوب خلفی (پشتی). هر لوب عملکردها و بافتهای مختلفی دارد. لوب قدامی بزرگتر از لوب خلفی است و حدود ۸۰ درصد از کل وزن هیپوفیز را تشکیل میدهد.
هیپوفیز قدامی
هیپوفیز قدامی (آدنو هیپوفیز) بزرگترین بخش این غده است و از سلولهای اپیتلیال تولیدکننده هورمون تشکیل شده است. دور آن با کپسول فیبری نازکی احاطه شده است که تیغههای ظریف آن به داخل غده کشیده شدهاند.
هیپوفیز قدامی ازطریق رگهای خونی به هیپوتالاموس متصل میشود. وظیفه این بخش، تولید و آزادسازی بیشتر هورمونهای هیپوفیز بهاستثنای اکسیتوسین و هورمون ضدادراری (ADH) است. سه بخش اصلی هیپوفیز قدامی عبارتاند از:
پارس دیستالیس
پارس دیستالیس (Pars Distalis) بزرگترین بخش هیپوفیز قدامی است که از دیواره قدامی کیسه راتکه (Rathke Pouch) در دوران جنینی نشئت گرفته است. این بخش از طنابها و تودههایی از سلولهای اپیتلیال تشکیل شده است. هر گروه از این سلولها هورمونهای تروفیک ویژهای را ترشح میکنند که بر غدد و اندامهای مختلف بدن اثر میگذارند.
پارس توبرالیس
این بخش قسمت قدامی ساقه هیپوفیز را احاطه کرده است. قسمت عمده سیستم پرتال هیپوفیزی در ناحیه پارس توبرالیس (Pars Tuberalis) و ساقه اینفاندیبولار قرار دارد.
پارس اینترمدیا
بخش پارس اینترمدیا (Pars Intermedia) لایه نازکی از سلولهای اپیتلیال بین پارس دیستالیس و نوروهیپوفیز است. این بخش از دیواره خلفیِ کیسه راتکه نشئت میگیرد و شامل بقایای مجرای این کیسه است که گاهی باعث ایجاد کیستهای شکاف راتکه میشوند. شکاف راتکه نوعی شکاف درونغدهای است که بین پارس اینترمدیا و نوروهیپوفیز قرار دارد و اندازه آن در افراد مختلف متغیر است.

هیپوفیز خلفی
هیپوفیز خلفی یا نوروهیپوفیز، از بافت عصبی تشکیل شده است و عمدتاً شامل پایانههای نورونهای ترشحی بدون میلین (فاقد پوشش عایق چربی) است. این بخش ازطریق یک مسیر عصبی مستقیم به هیپوتالاموس متصل میشود.
برخلاف هیپوفیز قدامی، نوروهیپوفیز هورمون تولید نمیکند. دو هورمون اصلی آن یعنی اکسیتوسین و هورمون ضدادراری در هیپوتالاموس ساخته میشوند. این هورمونها سپس بهسمت پایین حرکت میکنند و در پایانههای عصبی هیپوفیز خلفی ذخیره میشوند تا درصورت نیاز از آنجا به داخل خون منتشر شوند.
هورمونهای غده هیپوفیز چه هورمونهایی هستند؟
تا اینجا دانستیم که یکی از عملکردهای اصلی غده هیپوفیز، تنظیم هورمونهای بدن است. حال شاید بپرسید نام هورمون غده هیپوفیز چیست. باید گفت هیپوفیز فقط یک هورمون تولید نمیکند. علاوهبر آن، هورمونهای غده هیپوفیز در بخش قدامی و خلفی با یکدیگر متفاوت هستند. در ادامه، درباره هورمونهایی که این غده تولید، ذخیره و آزاد میکند صحبت میکنیم.
هورمونهای لوب قدامی
لوب قدامی هیپوفیز خودش هورمون تولید میکند. برخی از مهمترین این هورمونها عبارتاند از:
هورمون رشد (GH)
این هورمون در کودکان باعث تحریک رشد و افزایش قد آنها میشود. در بزرگسالان به حفظ سلامت عضلات و استخوانها کمک میکند و بر توزیع چربی اثر میگذارد. علاوهبر آن، این هورمون در افزایش متابولیسم شما نقش دارد.
پرولاکتین (PRL)
پس از زایمان، هورمون پرولاکتین فرایند تولید شیر را در پستان مادر تحریک میکند. علاوهبر آن، این هورمون بر باروری و عملکردهای جنسی در بزرگسالان نیز تأثیر میگذارد.
آدرنوکورتیکوتروپیک (ACTH)
هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک یا کورتیکوتروپین در نحوه واکنش بدن به استرس نقش دارد. این هورمون غدد فوقکلیوی را برای تولید کورتیزول (هورمون استرس) که برای تنظیم متابولیسم، حفظ فشار خون، تنظیم سطح قند خون و کاهش التهاب ضروری است، تحریک میکند.
TSH و کنترل تیروئید
غده هیپوفیز هورمون محرک تیروئید (TSH) را که مهمترین هورمون تنظیمکننده فعالیت غده تیروئید است، تولید میکند. TSH با اتصال به گیرندههای سطح سلولهای تیروئید، این غده را تحریک میکند تا هورمونهای تیروئیدی T3 (ترییدوتیرونین) و T4 (تیروکسین) را تولید کند. این دو هورمون نقش اساسی در تنظیم متابولیسم بدن، سطح انرژی، دمای بدن، رشد و عملکرد سیستم عصبی دارند.
LH و FSH و نقش آنها در باروری
اگر برای چکاپ باروری به پزشک مراجعه کرده باشید، احتمالاً میدانید آزمایش FSH چیست و چه هورمونی را اندازهگیری میکند. هورمون محرک فولیکول (FSH) یکی از هورمونهای هیپوفیز است که در باروری نقش مهمی دارد. این هورمون در مردان، تولید اسپرم را تحریک میکند و در زنان، تخمدانها را برای تولید استروژن تحریک میکند. بنابراین، این هورمون بهعنوان یک هورمون گنادوتروپیک یا هورمون محرک غدد جنسی شناخته میشود.
هورمون مهم دیگر، هورمون لوتئینهکننده (LH) است. این هورمون تحریککننده تخمکگذاری در زنان و تولید تستوسترون در مردان است. همچنین، بهدلیل نقشی که در کنترل عملکرد تخمدانها و بیضهها دارد، بهعنوان یک هورمون گنادوتروپیک شناخته میشود.
هورمونهای لوب خلفی
لوب خلفی هیپوفیز خودش هورمون تولید نمیکند، اما دو هورمون تولیدشده در هیپوتالاموس را ذخیره و آزاد میکند که عبارتاند از:
هورمون ضد ادراری (ADH)
هورمون ضدادراری یا وازوپرسین، تعادل آب و الکترولیتهای بدن بهویژه سدیم را تنظیم میکند. هورمون ADH با افزایش بازجذب آب در کلیهها حجم ادرار را کاهش میدهد تا از کمآبی بدن جلوگیری شود.
اکسیتوسین
این هورمون نیز در هیپوتالاموس ساخته میشود و هیپوفیز خلفی آن را ذخیره و آزاد میکند. اکسیتوسین چند عملکرد مهم در بدن دارد:
- کمک به پیشرفت روند زایمان با ارسال سیگنالهایی به رحم برای انقباض؛
- کمک به جریانیافتن شیر مادر در هنگام شیردهی؛
- ایجاد احساس نزدیکی و پیوند عاطفی بین مادر، پدر و نوزاد؛
- کمک به حرکت اسپرم در دستگاه تناسلی مردان.
ارتباط غده هیپوفیز با سایر غدد درونریز
غده هیپوفیز بهعنوان فرمانده سیستم غدد درونریز، فعالیت سایر غدد را هماهنگ و تنظیم میکند. بدون عملکرد صحیح هیپوفیز، تعادل هورمونی کل بدن به هم میریزد. بیایید ببینیم ارتباط بین غدههای مختلف بدن با غده هیپوفیز چیست.
ارتباط غده هیپوفیز با تیروئید
غده هیپوفیز با تولید هورمون TSH تیروئید را وادار به تولید هورمونهای T3 و T4 میکند. اگر سطح این هورمونها در خون کاهش یابد، هیپوفیز با ترشح TSH بیشتر به سلولهای تیروئید اعلام میکند که هورمونهای بیشتری تولید کنند. برعکس، وقتی این هورمونها افزایش مییابند، هیپوفیز TSH کمتری تولید میکند تا فعالیت تیروئید برای تولید هورمون کمتر شود.
ارتباط غده هیپوفیز با غدد فوقکلیوی
غده هیپوفیز با ترشح هورمون ACTH، قشر غدد فوقکلیوی (آدرنال) را برای تولید کورتیزول تحریک میکند. هورمون کورتیزول در مدیریت استرس، تنظیم فشار خون و متابولیسم نقش حیاتی دارد. این سیستم ازطریق مکانیسم بازخورد منفی تنظیم میشود: هنگامی که سطح کورتیزول در خون افزایش مییابد، هیپوفیز سیگنالهایی دریافت میکند مبنیبر اینکه تولید ACTH را کاهش دهد. بهاینترتیب، تولید کورتیزول در محدوده متعادل حفظ میشود. این موضوع ارتباط بین استرس و غده هیپوفیز را بهخوبی نشان میدهد.
ارتباط غده هیپوفیز با تخمدان و بیضه
غده هیپوفیز با ترشح دو هورمون FSH و LH فعالیت غدد جنسی شامل تخمدانها در زنان و بیضهها در مردان را تنظیم میکند. این هورمونها در تخمدان باعث رشد فولیکولها، تخمکگذاری و ترشح هورمونهای استروژن و پروژسترون میشوند. در بیضهها نیز تولید اسپرم و ترشح هورمون تستوسترون را تحریک میکنند. هورمونهای جنسی یعنی استروژن، پروژسترون و تستوسترون ازطریق بازخورد منفی ترشح هورمونهای هیپوفیز را تنظیم میکنند و بهاینترتیب، تعادل هورمونی بدن پایدار میماند.
اختلالات و بیماریهای غده هیپوفیز
چندین بیماری بر عملکرد غده هیپوفیز اثر میگذارند یا خودشان تحتتأثیر عملکرد هیپوفیز قرار میگیرند. برخی از اختلالات و بیماریهای مرتبط با غده هیپوفیز شامل موارد زیر هستند:
کمکاری هیپوفیز
کمکاری هیپوفیز (Hypopituitarism) وضعیتی است که در آن، هیپوفیز قادر به تولید هورمونهای کافی نیست. در بیشتر موارد، کمکاری هیپوفیز با کمبود یک هورمون همراه است؛ اما اگر شامل کمبود بیش از یک هورمون باشد، آن را پانهیپوپیتویتاریسم میگویند و معمولاً پس از جراحی هیپوفیز یا پرتودرمانی مغز رخ میدهد. بهطور کلی، کمکاری هیپوفیز اغلب بهخاطر آسیب به این غده یا هیپوتالاموس ایجاد میشود.
برخی از اختلالاتی که بهخاطر کمکاری هیپوفیز ایجاد میشوند عبارتاند از:
کمبود هورمون رشد
زمانی رخ میدهد که هیپوفیز هورمون رشد (GH) کافی تولید نمیکند. این مشکل در کودکان باعث اختلال رشد، کوتاهی قد و بلوغ دیررس میشود. در بزرگسالان معمولاً به کاهش توده عضلانی، افزایش چربی بدن، خستگی و مشکلات متابولیکی میانجامد.
دیابت بیمزه مرکزی
زمانی رخ میدهد که هیپوفیز هورمون ضدادراری کافی تولید نمیکند. درنتیجه، کلیهها نمیتوانند آب را بهخوبی بازجذب کنند و بدن مقدار زیادی ادرار رقیق تولید میکند که باعث تشنگی شدید فرد میشود.
هیپوگنادیسم مرکزی
این وضعیت زمانی رخ میدهد که هیپوفیز هورمون لوتئینهکننده (LH) و هورمون محرک فولیکول (FSH) کافی تولید نمیکند. این مشکل باعث اختلال در عملکرد جنسی، اختلال قاعدگی، ناباروری، کاهش میل جنسی و در بلندمدت پوکی استخوان میشود.
نارسایی مرکزی آدرنال
هنگامی که هیپوفیز هورمون ACTH کافی تولید نمیکند، سطح تولید کورتیزول در غدد فوقکلیوی کاهش مییابد. از عوارض کمبود کورتیزول میتوان به خستگی شدید، افت فشار خون، کاهش وزن و بحران آدرنال (در موارد حاد) اشاره کرد.
کمکاری مرکزی تیروئید
این وضعیت زمانی رخ میدهد که هیپوفیز هورمون محرک تیروئید (TSH) کافی تولید نمیکند. در این حالت، سطح هورمونهای تیروئیدی کاهش مییابد و علائمی مانند خستگی، افزایش وزن، حساسیت به سرما و افسردگی در فرد ظاهر میشود.
پرکاری هیپوفیز
پرکاری هیپوفیز (Hyperpituitarism) زمانی رخ میدهد که غده هیپوفیز یک یا چند هورمون را بیش از حد تولید کند. شایعترین علت آن، آدنوم عملکردی هیپوفیز (تومور خوشخیم ترشحکننده هورمون) است.
برخی از مهمترین بیماریهای مرتبط با پرکاری هیپوفیز عبارتاند از:
آکرومگالی
هنگامی که هیپوفیز در سنین بزرگسالی هورمون رشد زیادی را ترشح میکند، باعث رشد غیرطبیعی و تدریجی استخوانها و بافتها ازجمله دستها، پاها، فک، ابروها و برخی اندامهای داخلی میشود. این وضعیت ممکن است با مشکلات متابولیکی، درد مفاصل و افزایش خطر بیماریهای قلبی همراه باشد.
ژیگانتیسم
ژیگانتیسم به وضعیتی گفته میشود که در آن کودک یا نوجوان رشد بسیار سریع و قد بسیار بلند غیرطبیعی دارد. این اختلال معمولاً بهدلیل ترشح بیش از حد هورمون رشد در کودکی یا نوجوانی رخ میدهد. ممکن است کودکان مبتلا به ژیگانتیسم در آینده اندامهای نامتناسبی داشته باشند.
سندرم کوشینگ
این اختلال زمانی اتفاق میافتد که هیپوفیز هورمون ACTH را در مقادیر زیاد ترشح میکند. افزایش این هورمون باعث تحریک غدد فوقکلیوی میشود و آنها نیز کورتیزول اضافی تولید میکنند. علائم آن شامل افزایش سریع وزن بهویژه در صورت و شکم، فشار خون بالا، ضعف عضلانی و افزایش قند خون است که ممکن است به دیابت نوع ۲ منجر شود.
هایپرپرولاکتینمی
این بیماری زمانی رخ میدهد که نوعی تومور خوشخیم روی غده هیپوفیز رشد میکند و مقدار زیادی هورمون پرولاکتین تولید میکند. در زنان، افزایش بیش از حد پرولاکتین ممکن است عملکرد طبیعی تخمدانها را مختل کند که با علائمی مانند تغییر در چرخه قاعدگی، مشکلات باروری، تولید و ترشح شیر از پستانها (بدون اینکه در دوران شیردهی باشند) و کاهش میل جنسی همراه است.
در مردان، پرولاکتین بالا میتواند تولید تستوسترون را کاهش دهد که با علائمی ازجمله اختلال نعوظ، کاهش میل جنسی، اختلال در تولید اسپرم مناسب و ناباروری و ژینکوماستی (بزرگشدن یا رشد غیرطبیعی بافت پستان در مردان) همراه است.
نکته مهم: افزایش سطح پرولاکتین خون (هایپرپرولاکتینمی) همیشه ناشی از تومور نیست. گاهی داروهای ضدافسردگی یا ضدروانپریشی باعث افزایش این هورمون میشوند.
تومور غده هیپوفیز
آدنوم هیپوفیز یک توده خوشخیم (غیرسرطانی) در غده هیپوفیز است. این تودهها حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد همه تومورهای درونجمجمهای را تشکیل میدهند.
آدنومهای هیپوفیز معمولاً رشد آهستهای دارند، اما اگر بیش از حد بزرگ شوند، ممکن است به ساختارهای اطراف ازجمله عصب بینایی فشار وارد کنند. این مشکل باعث اختلالات بینایی بهویژه ازدسترفتن دید محیطی میشود. در موارد نادر، آدنومهای بزرگ هیپوفیز ممکن است دچار خونریزی داخلی شوند.
دو دسته آدنوم هیپوفیز وجود دارد:
- آدنومهای عملکردی یا ترشحکننده: هورمونهای هیپوفیزی را بیش از حد ترشح میکنند؛
- آدنومهای غیرعملکردی یا غیرترشحکننده: هیچ هورمونی ترشح نمیکنند.
آدنومهای عملکردی ازنظر نوع هورمونی که ترشح میکنند در دستهبندیهای مختلفی قرار میگیرند. رایجترین آنها پرولاکتینوما است که پرولاکتین اضافی ترشح میکند. معمولاً این اختلال را میتوان با دارو درمان کرد.
سندرم زین خالی
سندرم زین خالی (Empty Sella Syndrome) یک اختلال نادر است که در آن، غده هیپوفیز بهدلیل مشکلات مربوط به زین ترکی، یعنی ساختار استخوانی در قاعده مغز که هیپوفیز را در بر میگیرد و از آن محافظت میکند، صاف میشود یا کوچک میشود. زین خالی یک تشخیص رادیولوژیک است؛ یعنی در بسیاری از موارد شبیه یک بیماری ظاهر نمیشود و ممکن است پزشک بهشکل اتفاقی آن را در عکسهای رادیولوژی کشف کند. گاهی اوقات ممکن است سندرم زین خالی علائمی مانند اختلالات هورمونی، سردردهای مکرر و تغییرات بینایی داشته باشد. بااینحال، اگر سطح هورمونهای هیپوفیز در محدوده طبیعی باشد، معمولاً جای نگرانی نیست.
علائم اختلالات غده هیپوفیز
در اختلالات غده هیپوفیز، علائم ممکن است هم بهدلیل بزرگشدن توده یا آدنوم هیپوفیز ایجاد شوند و هم در نتیجهی کاهش یا افزایش ترشح هورمونها بروز کنند. به همین دلیل، نشانههای این اختلالات معمولاً در دو گروه علائم مربوط به فشار تومور و علائم هورمونی بررسی میشوند.
علائم بزرگشدن غده هیپوفیز
بزرگشدن غده هیپوفیز که معمولاً بهدلیل رشد آدنومهای خوشخیم رخ میدهد، به بافتهای اطراف فشار وارد میکند. دراینصورت، ممکن است باعث بروز علائمی شود که بیشتر به اندازه توده و محل آن مربوطاند. برخی از علائم بزرگشدن غده هیپوفیز عبارتاند از:
- سردرد؛
- احساس فشار در ناحیه سر؛
- اختلالات بینایی؛
- کاهش دید محیطی؛
- گاهی دوبینی.
علائم مربوط به تغییرات هورمونی
اختلال در ترشح هورمونهای هیپوفیز ممکن است بهصورت کمکاری یا پرکاری هورمونی ظاهر شود. بسته به اینکه کدام هورمون درگیر شده باشد، علائم زیر دیده میشود:
- ناباروری در زنان و مردان؛
- نامنظمشدن قاعدگی؛
- قطع قاعدگی؛
- ترشح شیر از پستان بدون بارداری؛
- کاهش یا افزایش وزن بدون علت مشخص؛
- اختلال در رشد کودکان؛
- رشد بیش از حد در کودکان؛
- بزرگشدن دستها و پاها در بزرگسالان؛
- خستگی؛
- افسردگی یا اضطراب؛
- کاهش میل جنسی.
این علائم جدی هستند و بهتر است بهموقع آنها را پیگیری کنید. اگر احساس میکنید هریک از علائم بالا را دارید، بهترین کار مراجعه به پزشک دارای تخصص غدد است. میتوانید قبل از مراجعه حضوری به مطب پزشک، ابتدا در سامانه نوبتدهی آنلاین دکتردکتر نوبت بگیرید تا در وقت و هزینههای خود صرفهجویی کنید.
روشهای تشخیص بیماریهای غده هیپوفیز
بسیاری از اختلالات غده هیپوفیز علائمی دارند که ممکن است با بیماریهای مربوط به غدد دیگر یا بیماریهای غیرغددی اشتباه گرفته شوند. به همین دلیل، تشخیص قطعی اختلالات هیپوفیز بهصورت ترکیبی از ارزیابی بالینی، آزمایشهای هورمونی پایه و پویا، روشهای تصویربرداری و تستهای مربوط به بینایی انجام میشود.
۱. آزمایش خون هورمونی برای کمکاری هیپوفیز
هنگامی که پزشک به کمبود یک یا چند هورمون هیپوفیز قدامی مشکوک باشد، ارزیابی هورمونی انجام میدهد. این آزمایشها ترکیبی از ارزیابی هورمونهای خود هیپوفیز و هورمونهای غدد درونریز دیگری که هیپوفیز آنها را کنترل میکند هستند. با بررسی همزمان این هورمونها پزشک میتواند تشخیص دهد که آیا مشکل از هیپوفیز است یا غدد دیگر.
تست کمبود هورمون TSH
در این آزمایش خون، هورمونهای TSH و T4 آزاد بررسی میشوند تا با بررسی همزمان سطح آنها، مشخص شود که بیمار به کمکاری تیروئید اولیه (مشکل از تیروئید) مبتلاست یا کمکاری تیروئید مرکزی (مشکل از هیپوفیز (ثانویه) یا هیپوتالاموس (ثالثیه)).
اگر مشکل از تیروئید باشد، سطح Free T4 پایین و سطح TSH بالاست. درحالیکه در کمکاری تیروئید مرکزی که مشکل از هیپوفیز یا هیپوتالاموس است، سطح fT4 معمولاً پایین یا بهشکل نامتناسبی طبیعی است. برخلاف کمکاری تیروئید اولیه، در کمکاری تیروئید مرکزی، TSH بهتنهایی شاخص مناسبی برای تشخیص یا پیگیری نیست. بنابراین، اگر با وجود طبیعیبودن T4 آزاد، پزشک به کمکاری تیروئید مرکزی شک قوی داشته باشد، احتمالاً تست تحریک با TRH (تیروتروپین) را درخواست میکند.
تست کمبود هورمون رشد
هورمون رشد (GH) بهصورت پالسی ترشح میشود و به همین دلیل، در بیشتر ساعات روز سطح آن بالا و پایین میرود. درنتیجه، اندازهگیری سطح پایه این هورمون، ارزش تشخیص چندانی ندارد. پزشک برای بررسی دقیق هورمون رشد از تستهای تحریکی شامل موارد زیر استفاده میکند:
الف) تست تحمل انسولین (ITT): استاندارد طلایی برای ارزیابی ذخایر هورمون GH است. برای انجام آن، انسولین را بهصورت وریدی به بیمار تزریق میکنند تا قند خون بهشکل کنترلشده و عمدی کاهش یابد (هیپوگلیسمی) و ترشح GH و کورتیزول تحریک شود. درصورتیکه سطح این هورمون پس از تحریک افزایش نیابد، نشانه کمکاری هیپوفیز است.
نکته: تست ITT بهدلیل احتمال هیپوگلیسمی شدید خطرناک است و باید در محیط بیمارستان و تحت نظارت دقیق انجام شود.
ب) تست تحریک با گلوکاگون: ازآنجاکه تست ITT برای افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری، صرع، کمکاری تیروئید، پانهیپوپیتویتاریسم شدید، هیپوآدرنالیسم و سالمندان بالای ۶۰ سال خطرناک است، پزشکان تزریق عضلانی یا زیرجلدی گلوکاگون را ترجیح میدهند.
پ) تست GHRH-Arginine: در این تست، ترکیبی از هورمون آزادکننده هورمون رشد و آرژنین بهصورت وریدی به بیمار تزریق میشود. برای تشخیص کمبود هورمون رشد در بزرگسالان ایمنتر و مطمئنتر است.
تست کمبود هورمون ACTH
این تست برای اندازهگیری سطح کورتیزول صبحگاهی در حدود ساعت ۹ صبح بهصورت ناشتا انجام میشود. سطوح پایین آن مشکوک به هیپوآدرنالیسم مرکزی است. ازآنجاکه این هورمون هم بهصورت پالسی ترشح میشود، از تستهای تحریکی زیر برای تشخیص دقیق استفاده میکنند:
الف) تست تحریک ACTH با سیناکتن (Synacthen): در این تست، سیناکتن را بهصورت وریدی تزریق میکنند و کورتیزول را در سه زمان با فاصله ۳۰ دقیقه از هم اندازه میگیرند. معمولاً برای کمبود مزمن ACTH بهتر از موارد حاد عمل میکند. همچنین، ممکن است نارسایی آدرنال با افزایش تدریجی کورتیزول را تشخیص ندهد.
ب) تست تحمل انسولین: این تست برای تشخیص کمبود ACTH هم کاربرد دارد. اگر بیمار به کمکاری تیروئید اولیه مبتلا نباشد، با ایجاد هیپوگلیسمی کافی تحت نظارت پزشک در بیمارستان میتوان پاسخ کورتیزول را برای ارزیابی ذخیره این هورمون بررسی کرد. در افرادی که این تست برایشان خطرناک است، گلوکاگون جایگزین مناسبتری جهت تحریک تولید ACTH است.
پ) تست متیراپون (Metyrrapone): متیراپون تولید هورمونهای آدرنال را مهار میکند. اگر فرد سالم باشد بعد از تحریک باید ACTH را در مقادیر زیاد تولید کند. درصورت پاسخندادن هیپوفیز و افزایش سطح ACTH، پزشک بیماریهای مربوط به کمبود هورمون ACTH را تشخیص میدهد.
تست کمبود هورمونهای گنادوتروفین
ارزیابی کمبود گنادوتروفین در دختران پیش از بلوغ و در پسران بعد از ۳ تا ۶ ماهگی تا قبل از بلوغ دشوار است، زیرا سطح این هورمونها با مرحله بلوغ تغییر میکند و در دختران، چرخه قاعدگی هم روی آن اثر میگذارد.
برای بررسی دقیقتر، گاهی پزشک از تست تحریک با GnRH استفاده میکند. بااینحال، این تست بیشتر برای بررسی یا تأیید بلوغ زودرس به کار میرود، نه تشخیص کمبود گنادوتروفین. در کودکان سالمی که وارد بلوغ شدهاند، بعد از تحریک با GnRH معمولاً درعرض ۲۰ دقیقه باید سطح LH و FSH حداقل دو برابر شود و پاسخ LH اغلب بیشتر است. درحالیکه در کودکان قبل از بلوغ و در بیمارانی که کمبود کامل گنادوتروفین دارند، افزایش LH و FSH بسیار کم است یا اصلاً دیده نمیشود.
نکته مهم این است که اگر پاسخ تست در حد بینابینی باشد، پزشک نمیتواند با اطمینان تشخیص دهد که کودک واقعاً کمبود گنادوتروفین دارد یا فقط دچار تأخیر ساده در بلوغ شده است.
در بیشتر افراد بالغ، برای تشخیص کمبود گنادوتروفین، معمولاً اندازهگیری سطح پایه هورمونهای LH و FSH و هورمونهای جنسی (تستوسترون در مردان، استرادیول در زنان) کافی است و نیازی به تست تحریکی بالا نیست.
۲. آزمایش خون هورمونی برای پرکاری هیپوفیز
در مواردی که پزشک به ترشح بیش از حد هورمونهای هیپوفیز قدامی مشکوک باشد، آزمایشهای هدفمندی را برای تأیید تشخیص و تعیین نوع آدنوم انجام میدهد:
تست پرولاکتین
اندازهگیری سرمی پرولاکتین باید حداقل در دو نوبت و در شرایط استراحت انجام شود تا شرایطی مانند استرس، غذا، خواب REM و نوسانات روزانه (کاهش در ظهر و افزایش در عصر) روی نتیجه آزمایش تأثیر نگذارد. بااینحال، اگر سطح پرولاکتین بالاتر از μg/L ۲۰۰ باشد، معمولاً نیازی به انجام نوبت بعدی نیست.
تست بیماری کوشینگ (افزایش بیش از حد ACTH)
ازآنجاکه ترشح کورتیزول در طول شبانهروز نوسان دارد، معمولاً پزشک برای تأیید یا رد سندرم کوشینگ از یک یا چند تست غربالگری زیر استفاده میکند:
- تست سرکوب با یک میلیگرم دگزامتازون (DST). در این روش، بیمار حدود ساعت ۱۱ شب یک دُز میلیگرمی دگزامتازون خوراکی میخورد و صبح روز بعد کورتیزول خون او اندازهگیری میشود. اگر فرد سالم باشد دگزامتازون باید ترشح کورتیزول را سرکوب کند؛
- اندازهگیری کورتیزول بزاقی در ساعات پایانی شب؛
- اندازهگیری کورتیزول آزاد ادرار ۲۴ساعته.
پس از تأیید افزایش کورتیزول، سطح ACTH پلاسما اندازهگیری میشود. اگر سطح آن پایین باشد، افزایش کورتیزول احتمالاً مستقل از ACTH و ناشی از مشکل در غده آدرنال است. اگر طبیعی یا بالا باشد، افزایش کورتیزول به ACTH وابسته است و ممکن است منشأ آن پرکاری هیپوفیز باشد. برای تأیید اینکه ACTH از هیپوفیز ترشح میشود یا منبع دیگری هم دارد، MRI هیپوفیز و گاهی نمونهگیری از سینوسهای پتروزال پیشنهاد میشود.
نکته: سندرم کوشینگ به افزایش کورتیزول با هر علتی مربوط است، اما بیماری کوشینگ بهشکل خاص به افزایش ACTH ناشی از تومور هیپوفیز اشاره دارد.
تست تشخیص آکرومگالی (افزایش بیش از حد GH)
آکرومگالی معمولاً براثر ترشح بیشازحد هورمون رشد از آدنوم هیپوفیز ایجاد میشود. ارزیابی آزمایشگاهی شامل تستهای زیر است:
- IGF-1 سرم: بهترین تست غربالگری اولیه است و باید براساس محدوده مرجع متناسب با سن و جنس تطبیق داده شود. در دوران بلوغ بهطور طبیعی بالاتر است؛
- IGFBP-3: ممکن است بهعنوان آزمایش کمکی بهویژه در کودکان انجام شود. بااینحال، این تست اصلی تشخیص آکرومگالی نیست؛
- تست تحمل گلوکز خوراکی (OGTT): تست تأییدی برای افزایش غیرطبیعی هورمون رشد است. پس از مصرف محلول حاوی ۷۵گرم گلوکز، حدود دو ساعت بعد GH در فرد سالم کاهش مییابد، اما در آکرومگالی بهاندازه کافی سرکوب نمیشود.
تست پرکاری هیپوفیز در تولید گنادوتروفینها
این ارزیابی شامل اندازهگیری پایه LH و FSH همراه با هورمونهای جنسی (تستوسترون یا استرادیول) است. درصورتیکه پزشک به بلوغ زودرس مرکزی شک داشته باشد، ممکن است از تست تحریک GnRH یا آنالوگ آن مانند لوپرورلین استفاده کند. افزایش واضح LH و غلبه بر FSH، نشاندهنده بلوغ زودرس مرکزی است. درمقابل، در بلوغ زودرسی که به گنادوتروفین ارتباطی ندارد، سطح استروئیدهای جنسی بالاست، ولی LH و FSH پایین یا در محدوده پیشازبلوغ باقی میمانند.
۳. آزمایش هورمونهای هیپوفیز خلفی
هیپوفیز خلفی هورمون ضدادراری (ADH یا وازوپرسین) و اکسیتوسین را ذخیره و آزاد میکند. مهمترین اختلال مرتبط با کمبود ADH، دیابت بیمزه مرکزی (Central Diabetes Insipidus) است که امروزه «کمبود آرژینینوازوپرسین» نامیده میشود. تستهای مربوط به آن شامل موارد زیر هستند:
ارزیابی اولیه
اندازهگیری گلوکز و سدیم خون، اسمولاریته پلاسما (غلظت ذرات محلول در آن)، اسمولاریته ادرار و حجم ادرار ۲۴ساعته است؛ همچنین، عللی مانند دیابت شیرین، هیپرکلسمی و هیپوکالمی باید رد شوند؛
تست محرومیت از آب
روش سنتی برای تشخیص دیابت مرکزی از دیابت بیمزه نفروژنیک و پرنوشی اولیه (Primary Polydipsia) است. در این روش، بیمار تحت نظارت پزشکی باید از ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۱۶:۳۰ بعدازظهر از مصرف هرگونه مایعات خودداری کند. در ابتدای تست، و سپس، بهصورت ساعتی وزن بیمار را اندازهگیری میکنند. درصورت کاهش بیش از ۳ تا ۵ درصد وزن بدن، بروز علائم کمآبی شدید یا رسیدن سطح سدیم و اسمولالیته پلاسما به محدود خطرناک، تست باید متوقف شود.
بعد از مرحله محرومیت از آب، بیمار میتواند مایعات مصرف کند. سپس پزشک یک آنالوگ مصنوعی ADH بهنام دسموپرسین (DDAVP) را بهصورت تزریق عضلانی/ وریدی یا داخل بینی برای بیمار تجویز میکند. بررسی پاسخ ادرار نشان میدهد که آیا بیمار به دیابت بیمزه مرکزی مبتلاست یا دیابت بیمزه نفروژنیک. در دیابت بیمزه مرکزی، حجم ادرار کم میشود، ولی اسمولالیته آن بهطور واضح افزایش مییابد. در دیابت بیمزه نفروژنیک، پاسخ به DDAVP ضعیف یا بینتیجه است. اگر مشکل پرنوشی اولیه باشد، ادرار معمولاً در همان مرحله محرومیت از آب تغلیظ میشود.
نکته ایمنی: این تست باید تحت پایش دقیق پزشکی انجام شود. پس از تجویز دسموپرسین مصرف مایعات باید کنترل شود، زیرا نوشیدن بیش از حد آب ممکن است به هیپوناترمی بیمار بینجامد. در مراکز مجهز، تستهای دقیقتری نسبت به تست محرومیت از آب انجام میشود؛ مثلاً میتوان به تست اندازهگیری کوپپتین پس از تحریک با سالین هیپرتونیک یا آرژینین اشاره کرد.
۴. MRI مغز و هیپوفیز
برای تشخیص تومورها و سایر ضایعات ناحیه سلا (Sella) در هیپوفیز و بررسی اثر آنها بر ساختارهای اطراف، بهویژه کیاسمای بینایی، سینوس کاورنوس و عروق مجاور، از اسکن MRI اختصاصی هیپوفیز استفاده میکنند. معمولاً تصاویر قبل و پس از تزریق مادهی کنتراست تهیه میشوند.
MRI پویای هیپوفیز با گادولینیوم
در این روش، تصاویر متوالی بلافاصله پس از تزریق ماده کنتراست گادولینیوم ثبت میشوند. تفاوت سرعت جذب این ماده در بافت طبیعی و تومور به شناسایی میکروآدنومها کمک میکند. این روش بهویژه در بررسی بیماری کوشینگ هیپوفیزی مفید است، اگرچه MRI طبیعی بیماری را کاملاً رد نمیکند.
MRI حین جراحی
این روش که iMRI نامیده میشود، فقط در برخی مراکز تخصصی در دسترس است. پزشک در حین جراحی تومورهای بزرگ یا پیچیده از اسکنهای آنی MRI استفاده میکند تا محل بافت باقیمانده و میزان برداشت تومور را ارزیابی کند.
MRI باز
برای بیمارانی که دچار ترس از فضای بسته هستند یا افرادی که در دستگاه MRI معمولی جا نمیگیرند، دستگاه MRI باز مناسبتر است. بااینحال، ممکن است دستگاههای MRI باز وضوح دستگاههای MRI اختصاصی برای هیپوفیز را نداشته باشند و ضایعات بسیار کوچک را نادیده بگیرند.
نکته: MRI بهتنهایی عملکرد هورمونی تومور را مشخص نمیکند و یافتههای آن باید درکنار علائم و آزمایشهای هورمونی تفسیر شوند. پیش از تزریق گادولینیوم نیز وضعیت کلیه و سایر موارد منع مصرف بررسی میشود.
۵. ارزیابی بینایی
ازآنجاکه غده هیپوفیز در نزدیکی کیاسما (بخشی از مغز که اعصاب بینایی در آنجا به هم برخورد میکنند) و مسیرهای بینایی قرار دارد، تومورهای این ناحیه ممکن است باعث تاری دید، کاهش حدت بینایی یا اختلال در میدان دید (کاهش دید محیطی دوطرفه) شوند. ارزیابی بینایی بهویژه در ضایعات نزدیک یا در تماس با کیاسمای بینایی بسیار مهم است.
مهمترین تستهای بینایی شامل موارد زیر هستند:
- تست میدان بینایی (Visual Field Test): برای شناسایی اختلال دید محیطی که ترجیحاً با پریمتری خودکار انجام میشود؛
- سنجش حدت بینایی (Visual Acuity Test): برای اندازهگیری وضوح دید هر چشم؛
- بررسی دید رنگی و واکنش مردمکها: برای شناسایی اختلال عملکرد عصب بینایی؛
- معاینه عصب بینایی و ته چشم: برای بررسی رنگپریدگی یا سایر نشانههای آسیب مزمن عصب بینایی؛
- بررسی حرکات چشم: برای تشخیص فلج اعصاب حرکتی چشم و دوبینی بهویژه درصورت گسترش تومور به سینوس کاورنوس؛
- تصویربرداری OCT: برای اندازهگیری لایه رشتههای عصبی شبکیه و ارزیابی آسیب ساختاری مسیر بینایی.
نتایج این آزمایشها علاوهبر ارزیابی اولیه، برای مقایسه وضعیت بینایی پیش و پس از درمان نیز به کار میروند.
درمان بیماریهای غده هیپوفیز
درمان اختلالات هیپوفیز براساس نوع بیماری، میزان کمبود یا افزایش هورمونها، اندازه و محل ضایعه، علائم بیمار و شرایطی مانند بارداری یا ابتلا به سرطان تعیین میشود. گزینههای درمانی ممکن است شامل دارودرمانی، جراحی، پرتودرمانی و جایگزینی هورمونها باشند. پاسخ بیمار نیز با آزمایشهای هورمونی، تصویربرداری و ارزیابی علائم بهطور منظم پایش میشود. برخی از روشهای درمان اختلالات هیپوفیز عبارتاند از:
درمان جایگزینی هورمونی
درصورتیکه هیپوفیز یک یا چند هورمون را بهاندازه کافی تولید نکند، هورمون یا داروی جایگزین آن تجویز میشود. مثلاً میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- گلوکوکورتیکوئیدهایی مانند هیدروکورتیزون برای کمبود ACTH؛
- داروهایی مثل لووتیروکسین برای کمبود TSH؛
- داروهایی نظیر دسموپرسین برای درمان دیابت بیمزه مرکزی درصورت کمبود ADH؛
- تستوسترون برای مردان و استروژن همراه با پروژسترون برای زنان درصورت کمبود گنادوتروفینها که البته به شرایط بیمار بستگی دارد؛
- تجویز هورمون رشد برای کمبود GH.
درصورت تمایل به باروری، ممکن است بهجای هورمونهای جنسی از گنادوتروفینها یا روشهای درمانی دیگری استفاده شود.
نکته: در بیمارانی که بهشکل همزمان به کمبود ACTH و TSH مبتلا هستند، معمولاً درمان کمبود کورتیزول پیش از شروع دوره درمان با لووتیروکسین انجام میشود؛ زیرا هورمون تیروئید بدون پوشش گلوکوکورتیکوئیدی ممکن است بحران آدرنال ایجاد کند.
درمان دارویی تومورهای هیپوفیز
بسته به نوع هورمونی که بیش از حد ترشح میشود، ممکن است پزشک داروهای زیر را برای بیمار تجویز کند:
- آگونیستهای دوپامین شامل کابرگولین یا بروموکریپتین که درمان اصلی پرولاکتینوما هستند. این داروها معمولاً سطح پرولاکتین و اندازه تومورهای هیپوفیزی ترشحکننده آن را کاهش میدهند. ممکن است برای بعضی بیماران مبتلا به آکرومگالی هم تجویز شود؛
- آنالوگهای سوماتواستاتین شامل اکتروتاید، لانرئوتاید یا پاسیروتاید که برای مهار ترشح هورمون GH و درمان آکرومگالی مؤثرند؛
- آگونیست گیرنده هورمون رشد مثل پگویسومانت که با مهار اثر این هورمون، سطح IGF-1 را کاهش میدهد. بااینحال، بهشکل مستقیم در کاهش ترشح GH یا اندازه تومور ترشحکننده آن نقش ندارد؛
- داروهای مهارکننده تولید کورتیزول، داروهای مؤثر بر ترشح ACTH یا آنتاگونیست گیرنده گلوکوکورتیکوئید برای بیماری کوشینگ.
انتخاب دارو به نوع تومور، شدت بیماری، پاسخ به جراحی و شرایط فردی بیمار بستگی دارد و درمان حتماً باید تحتنظر پزشک متخصص غدد انجام شود.
جراحی تومور هیپوفیز
در بعضی موارد، جراحی تومور بهترین گزینه درمانی است. هدف از جراحی، برداشتن ایمن بیشترین مقدار ممکن از تومور، کنترل ترشح بیش از حد هورمونها، کاهش فشار بر مسیرهای بینایی و درعینحال، حفظ عملکرد طبیعی هیپوفیز است. جراحی بهویژه در تومورهای مربوط به آکرومگالی و کوشینگ بهعنوان درمان خط اول محسوب میشود. علاوهبر آن، اگر تومورها درحالرشد باشند یا بهاندازهای بزرگ باشند که بر بینایی و ساختارهای اطراف فشار وارد کنند ممکن است جراحی ضروری باشد.
جراحی آندوسکوپیک ترانساسفنوئیدال از راه بینی
در این روش تخصصی کمتهاجمی، جراح با کمک لوله آندوسکوپ از راه بینی و سینوس اسفنوئید به ناحیه هیپوفیز دسترسی پیدا میکند. با این روش پزشک میتواند بدون ایجاد برش در جمجمه تومور را بردارد یا کوچک کند. در مقایسه با جراحی باز، جراحی از راه بینی با درد و خونریزی کمتری همراه است و بیمار سریعتر بهبود مییابد.
بااینحال، این روش ممکن است با عوارضی مانند نشت مایع مغزی_نخاعی، عفونت و کاهش عملکرد هیپوفیز همراه باشد. درنتیجه، پزشک پس از جراحی بیمار را ازنظر وضعیت هورمونی، سدیم خون و بینایی تحت پایش قرار میدهد. در تومورهای بسیار بزرگ، ممکن است برداشتن کامل تومور امکانپذیر نباشد و پزشک از درمانهای تکمیلی برای بیمار استفاده کند.
پرتودرمانی تومورهای هیپوفیز
گاهی برای کنترل رشد تومورهای باقیمانده یا عودکرده و کاهش ترشح بیش از حد هورمونها، باید پرتودرمانی انجام شود. پزشکان معمولاً زمانی این گزینه تکمیلی را در نظر میگیرند که دارودرمانی و جراحی مؤثر نباشد یا تومور بهطور کامل برداشته نشود یا از بین نرود. بهندرت مواردی پیش میآید که پرتودرمانی جایگزین جراحی شود.
روشهای اصلی پرتودرمانی عبارتاند از:
- رادیوسرجری استریوتاکتیک مانند گاما نایف (Gamma Knife): در این روش، پرتو متمرکز و دقیقی را معمولاً در یک جلسه به تومور میرسانند. بیشتر برای تومورهای کوچک و دارای فاصله ایمن از مسیرهای بینایی مناسب است؛
- پرتودرمانی خارجی: در این روش، دز پرتو در چند جلسه تقسیم میشود و چند هفته زمان میبرد. این روش ممکن است برای تومورهای بزرگتر یا ضایعات نزدیک به ساختارهای حساس مناسبتر باشد.
روشهای جدید پرتودرمانی میزان تابش به بافتهای سالم را کاهش میدهند اما حذف کامل این خطر ممکن نیست. مهمترین عارضه دیررس آن کمکاری هیپوفیز است؛ همچنین احتمال آسیب مسیرهای بینایی، اختلالات شناختی یا عروقی و بهندرت ایجاد تومور ثانویه وجود دارد.
پس از پرتودرمانی، بهمدت دو سال باید هر ۳ تا ۶ ماه اسکنهای دقیق ازجمله سیتیاسکن یا MRI انجام دهید. بعد از آن، سالی یکبار کافی است. همچنین، هر سال باید آزمایش غده هیپوفیز، بینایی و خون را تکرار کنید.
عوارض درماننکردن بیماریهای هیپوفیز
درصورتیکه بیماریهای هیپوفیز تشخیص داده نشوند یا پس از تشخیص برای درمان آنها اقدام نکنید، بسته به نوع اختلال و شدت بیماری ممکن است عوارض زیر ایجاد شوند:
ناباروری
کمبود هورمونهای LH و FSH ممکن است باعث اختلال قاعدگی یا قطع آن، کاهش تخمکگذاری، کاهش تولید اسپرم، کاهش میل جنسی و ناباروری شود.
اختلال رشد
بیتوجهی به درمان کمبود هورمون رشد در کودکان، ممکن است باعث تأخیر آنها در رشد یا کوتاهی قد آنها شود. اگر هورمونهای رشد بیش از حد ترشح شوند، ممکن است به ژیگانتیسم در کودکان و آکرومگالی در بزرگسالان بینجامد.
مشکلات تیروئیدی
کاهش ترشح TSH از هیپوفیز، باعث کمکاری تیروئید مرکزی میشود که با خستگی، افزایش وزن، تحملناپذیری نسبت به سرما، یبوست، کندی ضربان قلب و برخی علائم دیگر همراه است.
اختلال فشار خون و متابولیسم
افزایش GH یا ACTH و کورتیزول ممکن است باعث ابتلای فرد به فشار خون بالا، دیابت، افزایش چربی خون و بیماریهای قلبی_عروقی شود. کمبود این هورمونها هم با افت فشار خون، کاهش قند خون و در موارد حاد، بحران آدرنال همراه است.
کلام آخر دکتردکتر
در این مقاله درباره غده هیپوفیز و نقش بسیار مهم آن بهعنوان فرمانده غدد درونریز صحبت کردیم. این غده کوچک بسیاری از فرایندهای هورمونی بدن ما را تنظیم میکند و بر رشد، باروری، متابولیسم، فشار خون، بینایی و عملکرد سایر غدد بدن اثر میگذارد. ازآنجاکه اختلالات هیپوفیز در بسیاری موارد مبهماند و با علائم بیماریهای دیگر اشتباه گرفته میشوند، تشخیص دقیق و زودهنگام آنها اهمیت بسیار زیادی دارد.
درصورتیکه علائمی مانند سردرد مداوم، تغییرات غیرعادی در وزن یا رشد، بینظمی قاعدگی، کاهش میل جنسی و سایر علائم گفتهشده در این مطلب را دارید، به متخصص غدد مراجعه کنید. سامانه دکتردکتر به شما امکان میدهد برای نوبت حضوری، مشاوره آنلاین و حتی تهیه دارو بهصورت آنلاین بهراحتی و فقط با چند کلیک اقدام کنید.











