ترومای کودکی چیست؟ علائم، اثرات در بزرگسالی و روش‌های درمان

تررما کودکی چیست؟
اشتراک گذاری 7 نظر

 

روانشناسان تخمین می‌زنند که 46 درصد از کودکان در مقطعی از زندگی خود دچار ترومای کودکی می‌شوند. اگرچه بچه‌ها در برابر اتفاقات انعطاف‌پذیر هستند اما بعضی از آسیب‌های دوران کودکی می‌تواند تأثیر مادام العمر داشته باشند. این به این معنا نیست که اگر کودک تجربه‌ای وحشتناک را تحمل کرد، برای همیشه از نظر عاطفی دچار زخم روحی می‌شود. اما تشخیص اینکه چه زمانی یک کودک برای مقابله با تروما به کمک حرفه ای نیاز دارد مهم است. این در حالیست که مداخله زودهنگام توسط دکتر روانشناس می‌تواند از اثرات مداوم تروما در دوران بزرگسالی جلوگیری کند. در این مقاله از مجله سلامت دکتردکتر به بررسی اینکه تروما کودکی چیست؟ علائم و درمان آن می‌پردازیم؛ با ما همراه باشید.

اگر سوالی درباره ترومای کودکی دارید، می‌توانید در انتهای همین مطلب و در بخش نظرات بنویسید تا پزشک پاسخ دهد.

سرفصل‌ها نمایش بیشتر

ترومای دوران کودکی یا ترومای بچگی چیست؟

ترومای کودکی (childhood trauma) تجربه‌ای است که حس ترس را در کودک برمی‌انگیزد و معمولاً خشونت‌آمیز، خطرناک یا تهدید کننده است. از این تروما به عنوان تجربیات نامطلوب دوران کودکی یا ACE نیز نام می‌برند. اتفاقات مختلفی می‌تواند منجر به تروما شود. برای مثال آزار جسمی یا جنسی برای کودکان آسیب‌زا است. همچنین رویدادهای غیر منتظره‌ای مثل تصادف رانندگی، بلایای طبیعی (مثل طوفان، سیل یا زلزله)، از دست دادن یک عزیز یا ابتلا به بیماری شدید، آسیب‌های روانی به روان کودک وارد می‌کنند. در مقاله تروما چیست به طور کامل به بررسی این اختلال پرداخته‌ایم

ترومای دوران کودکی حتی ممکن است شامل تجربیاتی باشد که مستقیماً برای کودک رخ نمی‌دهد بلکه شاهد وقوع آن‌ها است. به عنوان مثال، تماشای یکی از عزیزان در حال تحمل یک بیماری سخت یا تماشای اخبار خشونت‌آمیز می‌تواند دلیلی بر ایجاد ترومای کودکی باشد. برای شناسایی و درمان این بیماری بهتر است با دکتر روانشناس مشورت کنید.

از کجا بفهمیم تروما داریم؟ (نشانه های تروما در رفتار)

روان‌زخم یکی از ملموس‌ترین و در‌عین‌حال مرموزترین تجربه‌های انسانی است. ما اغلب تصور می‌کنیم تروما برای آنهایی‌ست که از جنگی جان سالم به در برده‌اند یا تصادفی سنگین را پشت‌سر گذاشته‌اند؛ کمتر کسی از ما از تأثیر تروماتیک رفتارهای سمی و نادیده‌انگاری‌های کودکی باخبریم و آن رفتارهای ناشی از آسیب را ویژگی شخصیتی خود می‌دانیم.

در این بخش می‌گوییم در زندگی روزمره، نمود ظاهری و رفتاری ترومای دوران کودکی چیست.

همیشه گوش‌به‌زنگ و آماده‌باش هستید

آیا همیشه ناخودآگاه فضایی امن را برای نشستن انتخاب می‌کنید؟ مثلا دوست دارید پشت‌تان دیوار یا دری بسته باشد؟ یا با هر صدای ناگهانی به‌شدت از جا می‌پرید؟

افرادی که تروما را تجربه کرده‌اند، سیستم عصبی‌شان در وضعیت بقا قفل می‌شود. آن‌ها مدام درحال اسکن‌کردن محیط برای پیدا‌کردن خطرات احتمالی هستند. این رفتار به‌صورت اضطراب مزمن، بی‌اعتمادی به دیگران و ناتوانی در آرام‌شدن (حتی در محیط‌های امن) تجلی پیدا می‌کند.

مشاوره آنلاین و تلفنی دکتر روانشناسی

رفتارهای مهرطلبی افراطی دارید و برای جلب رضایت دیگران می‌کوشید

پاسخ سیستم عصبی به تروما فقط جنگ یا گریز نیست؛ گاهی پاسخ ما تسلیم و دلجویی است.

اگر تروما ناشی از پدرو مادر طردکننده یا محیطی ناامن باشد، فرد در بزرگسالی یاد می‌گیرد که برای حفظ امنیت خود، مدام دیگران را راضی نگه دارد. نه گفتن برای این افراد شبیه تهدید جانی است! آنان نیازهای خود را سرکوب می‌کنند تا تأیید دیگران را دریافت کنند.

کمال‌گرایی افراطی و اعتیاد به کار پیدا می‌کنید

بسیاری از رفتارهای تحسین‌شده در جامعه، ریشه در تروما دارند. فردی که در گذشته حس بی‌ارزشی را تجربه کرده، ممکن است سخت کار کند و به‌دنبال دستاوردهایی بدود که ارزش او را ثابت کنند. او می‌جنگد تا با موفقیت‌هایش به خود و دنیای اطراف خود ثابت کند که کافی است. دست‌روی‌دست‌ گذاشتن برای این افراد مساوی‌ست با رویارویی با احساسات دردناک درونشان.

درگیر اجتناب و انزواطلبی شده‌اید

یکی از نشانه‌های ترومای کودکی، دوری از هرچیزی است که یادآور درد گذشته باشد. این اجتناب ممکن است به‌شکل قطع رابطه با دوستان، نرفتن به مکان‌های خاص یا حتی دوری از بحث‌های عمیق عاطفی باشد. فرد ترجیح می‌دهد تنها بماند تا اینکه ریسک آسیب‌دیدن مجدد را بپذیرد.

کرختی عاطفی یا گسستگی

گاهی ذهن برای محافظت از خود در برابر درد شدید، دکمه‌ قطع اتصال را می‌فشارد. فرد در ظاهر آرام است، اما حس می‌کند درون بدنش حضور ندارد یا محیط اطرافش واقعی نیست. این افراد معمولا می‌گویند: «احساس می‌کنم دارم فیلم زندگی خودم را تماشا می‌کنم». فراموشی بخش‌هایی از خاطرات گذشته نیز از نشانه‌های بارز این وضعیت است.

واکنش‌های احساسی شدید و غیرقابل پیش‌بینی

تحریک‌پذیری شدید، عصبانیت سریع یا گریه ناگهانی برای مسائل به‌ظاهر کوچک از نشانه‌های رفتاری تروما هستند. محرک‌ها همچون جرقه‌ای، انبار باروت تروماهای قدیمی را منفجر می‌کنند و رفتار فرد با حجم اتفاقی که افتاده، هیچ تناسبی ندارد.

انواع ترومای کودکی که نادیده گرفته می‌شوند

وقتی از ترومای کودکی حرف می‌زنیم، اغلب ذهن‌مان به‌سمت اتفاقات هولناک و قابل‌مشاهده می‌رود، مثل سوءاستفادۀ جسمی یا حوادث دیگر. پزشکان و روان‌شناسان گروهی از روان‌زخم‌ها را در دستۀ ترومای خاموش می‌گنجانند. اینها علائم بیرونی آشکار ندارند، اما سیستم عصبی کودک را تغییر می‌دهند و بعدها به‌شکل اضطراب مزمن، افسردگی و مشکلات ارتباطی ظاهر می‌شوند.

روان‌شناسی مدرن می‌گوید: آسیب روانی کودک همیشه ناشی از کارهای بدی که در حقش انجام شده نیست، بلکه گاهی به خاطر کارهای خوبی‌ست که هرگز در حقش انجام نشده است.

غفلت عاطفی از کودک عامل ترومای کودکی

این تروما نتیجۀ نادیده‌انگاری، بی‌ارزش‌شماری یا سرکوب مداوم احساسات کودک توسط والدین است. وقتی کودک غمگین، خشمگین یا مضطرب با جملاتی مثل «چیزی نیست»، «بزرگش نکن» یا بی‌توجهی مطلق روبه‌رو می‌شود، یاد می‌گیرد که احساسات او ارزشی ندارند. این تروما هیچ ردی به جا نمی‌گذارد، اما ریشۀ احساس پوچی در بزرگسالی است.

والدین‌زدگی یا تعویض نقش‌ها 

واژۀ والدین‌زدگی عجیب به نظر می‌رسد، بگذارید بگوییم ارتباطش با ترومای کودکی چیست.

والدین‌زدگی زمانی رخ می‌دهد که کودک به‌دلیل ضعف روحی، اعتیاد، بیماری یا طلاق والدین مجبور می‌شود از همان کودکی نقش یک فرد بزرگسال را بازی کند. این کودکان مسئولیت آرام‌کردن جو خانه، آشپزی، مراقبت از خواهر و برادر کوچک‌تر را به دوش می‌کشند و حتی ممکن است سنگ صبور غم‌های پدر و مادر باشند. این کودک حق «کودک‌بودن» را نداشته و به‌دنبال این تروما، در بزرگسالی با اضطراب کنترل‌گری شدید دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

پدیده فرزند طلایی و کمال‌گرایی تحمیلی

در نگاه اول، تشویق کردن کودک خوب است؛ اما وقتی محبت و توجه والدین مشروط به دستاوردهای کودک (نمره‌ بیست، اول شدن در مسابقات، رفتار بی‌نقص) باشد، تروما شکل می‌گیرد. کودک در این ساختار یاد می‌گیرد که خودش به خودی خود ارزشی ندارد و فقط تا زمانی دوست‌داشتنی است که «کامل» باشد. این موضوع در بزرگسالی به سندرم فرسودگی شغلی و هراس از شکست منجر می‌شود.

تنش‌های مزمن و پنهان در خانه

بسیاری از والدین تصور می‌کنند چون جلوی بچه دعوای فیزیکی نمی‌کنند، در واقع آسیبی هم به او نمی‌رسانند. غافل از اینکه کودکان اتمسفر سنگین سردی، قهر‌های طولانی‌مدت، کنایه‌ها و اضطراب‌های پنهان والدین را به‌سرعت می‌فهمند و جذب می‌کنند. این تنش‌های زیرپوستی منجر به ترومای کودکی می‌شود و سیستم عصبی کودک را در حالت گوش‌به‌زنگی مداوم نگه می‌دارد.

مقایسه مداوم و طردشدگی پنهان کودک

می‌پرسید پر‌آسیب‌ترین ترومای کودکی چیست؟ مقایسۀ کودک با خواهر، برادر یا همسالانش، حتی با هدف انگیزه‌بخشی! این رفتار در مغز کودک دقیقا در ناحیه‌اش پردازش می‌شود که کودک درد جسمانی را پردازش می‌کند. این ترومای کودکی حس طردشدگی را در عمق جان کودک می‌نشاند.

انتظارات غیرواقع‌بینانه دلیل ترومای بچگی!

شاید بپرسید ربط انتظار از کودک و ترومای بچگی چیست. انتظار داشتن از یک کودک ۷ساله برای اینکه مثل یک بزرگسال منطقی رفتار کند، احساساتش را کاملا کنترل کند و خطا نکند، زمینۀ ایجاد تروما است. این بی‌توجهی به محدودیت‌های تکاملی و بیولوژیکی سن کودک، او را با احساس گناه مزمن بزرگ می‌کند.

عوارض و اثرات ترومای کودکی در بزرگسالی

وقوع رویدادهای سخت و دردناک برای کودک می‌تواند آسیب‌هایی جدی برای او ایجاد کند و بر نحوه رشد مغزش تأثیر بگذارند. نباید از کنار این آسیب‌ها به راحتی گذشت چرا که عواقب مادام العمری از نظر جسمی، ذهنی و اجتماعی روی کودگ خواهد گذاشت. در ادامه ابعاد مختلف این آسیب را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

اثرات سلامت جسمانی

هنگامی که کودک یک رویداد آسیب زا را تجربه می‌کند، ممکن است  رشد فیزیکی طبیعی او دچار اختلال شود. استرس می‌تواند رشد سیستم ایمنی و عصبی مرکزی او را مختل کرده و نگذارد تا پتانسیل واقعی او نمایان شود. در این زمینه در سال 2015 گزارشی در مجله آمریکایی طب پیشگیری منتشر شد که بر اساس آن، هر چه کودک تجربیات نامطلوب بیشتری داشته باشد، خطر ابتلا به بیماری‌های مزمن در مراحل بعدی زندگی او بیشتر می‌شود. بیماری‌هایی مثل آسم، بیماری عروق کرونر قلب، دیابت و سکته از جمله این بیماری‌ها هستند.

البته این مجله در سال 2019 به منظور بروزرسانی یافته‌های قبلی خود 134 مقاله دیگر در این زمینه را بررسی و به گزارش خود اضافه کرد. بر این اساس و طبق آخرین یافته‌ها، قرار گرفتن در معرض تجربیات نامطلوب در دوران کودکی خطر ابتلا به چندین بیماری مختلف مانند بیماری‌های خودایمنی، بیماری‌های ریوی، بیماری‌های قلبی عروقی و سرطان را در دوران بزرگسالی افزایش می‌دهد.

تاثیرات سلامت روان

آسیب‌های دوران کودکی همچنین بر سلامت روان او تأثیر می‌گذارد. اثرات روانشناختی این تجارب می‌تواند شامل موارد مسائل کنترل خشم، افسردگی، پریشانی احساسی، سطوح بالای استرس، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یا اختلالات روان پریشی باشد. کودکانی که در معرض آسیب‌های پیچیده قرار می‌گیرند حتی ممکن است حالتی به نام “جدایی” را تجربه کنند؛ جدایی شامل جدایی ذهنی خود از تجربه است. به این معنا که آن‌ها ممکن است تصور کنند خارج از بدن خود هستند و آن را از جایی دیگر تماشا می‌کنند یا ممکن است حافظه خود را از دست بدهند و در نتیجه شکاف حافظه ایجاد شود.

تحقیقات منتشر شده در Psychiatric Times همچنین اشاره می‌کند که شیوع اقدام به خودکشی در بزرگسالانی که در کودکی آسیب‌هایی مانند آزار فیزیکی، آزار جنسی و خشونت خانگی والدین را تجربه کرده‌اند، به‌طور قابل‌توجهی بیشتر است. ازار کودکان توسط افراد پدوفیلی یکی دیگر از مسائلی است که سلامت روان کودک را به خطر می‌اندازد اطلاعات بیشتر در مورد این بیماری را در  مقاله‌ای به عنوان پدوفیلی چیست منتشر کرده‌ایم.

تاثیر بر روابط

رابطه کودک با مراقبان خود برای سلامت عاطفی و جسمی او حیاتی است. وابستگی کودکان به مراقبان خود می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا یاد بگیرند به دیگران اعتماد کنند، احساسات را مدیریت کنند و با دنیای اطراف خود تعامل مثبت داشته باشند.

با این حال، وقتی کودک ضربه‌ای را تجربه می‌کند که به او می‌آموزد که نمی‌تواند به آن مراقب اعتماد کند یا به او تکیه کند، احتمالاً معتقد است که دنیای اطراف او مکانی ترسناک است و همه مردم خطرناک هستند. این درس، ایجاد روابط را در طول دوران کودکی و بزرگسالی او بسیار دشوار می‌کند. همچنین کودکانی که تحت آسیب‌های روحی هستند احتمالاً در بزرگسالی با مشکلاتی در روابط عاشقانه دست و پنجه نرم می‌کنند. یک مطالعه در سال 2017 در مجله روانشناسی خانواده نشان داد که همسرانی که سابقه کودک آزاری دارند، ازدواج‌های رضایت بخش کمتری را حتی در روزهای اول ازدواجشان تجربه می‌کنند.

علائم ترومای کودکی

سایر تاثیرات تروما کودکی

گاهی اوقات تأثیر آسیب‌های دوران کودکی فراتر از سلامت جسمی یا روانی و روابط است. به عنوان مثال، برخی از مطالعات تجربیات نامطلوب دوران کودکی را با افزایش خطر تبدیل شدن به یک مجرم جنایی در سن 35 سالگی مرتبط می‌دانند، که اغلب مرتکب جرائمی جدی و خشن می‌شوند. اثرات دیگر می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • افزایش تحریک پذیری و عکس العمل نشان دادن بیش از حد؛
  • درگیر شدن در رفتارهای پرخطر (مانند رانندگی با سرعت بالا یا رابطه جنسی ناایمن)؛
  • ناتوانی در برنامه‌ریزی یا آمادگی برای آینده؛
  • افزایش خطر آسیب به خود؛
  • عدم کنترل تکانه؛
  • عزت نفس پایین؛
  • مشکل در حل مسئله یا استدلال.

کودکانی که رویدادهای آسیب‌زا را تجربه می‌کنند، ممکن است توانایی کمتری در تربیت فرزندان خود در آینده داشته باشند و از اختلالات شخصیتی مانند اختلال شخصیت وابسته در آینده رنج ببرند.

رابطه ترومای کودکی و PTSD

حدود 15 درصد از دختران و 6 درصد از پسران به دنبال یک رویداد آسیب‌زا دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) می‌شوند. ممکن است از هر چیزی که آن‌ها را به یاد تروما می‌اندازد اجتناب کنند یا اینکه تروما را در بازی خود دوباره اجرا کنند. گاهی اوقات کودکان بر این باورند که علائم هشداردهنده پیش بینی رویداد آسیب‌زا را از دست داده‌اند. اما گاهی در تلاش برای جلوگیری از آسیب‌های مجدد، آن‌ها در جستجوی نشانه‌هایی مبنی بر اینکه اتفاق بدی دوباره رخ خواهد داد، بیش از حد هوشیار می‌شوند.

کودکان مبتلا به PTSD همچنین ممکن است مشکل تمرکز داشته باشند، بیشتر احساس افسردگی یا اضطراب کنند، دوست داشتن دیگران برایشان سخت باشد، خشم و پرخاشگری بیش از حد یا مشکلاتی در مدرسه داشته باشند. همچنین این کودکان در بیشتر موارد مشکل خواب دارند، علاقه خود به فعالیت‌هایی که زمانی از آن‌ها لذت می‌بردند را از دست می‌دهند و به نوعی ارتباط خود را با واقعیت قطع می‌کنند.

حتی کودکانی که دچار PTSD نمی‌شوند هم ممکن است پس از یک تجربه آسیب زا مشکلات عاطفی و رفتاری را از خود بروز دهند. در اینجا مواردی وجود دارد که باید در طول هفته‌ها و ماه‌ها پس از یک رویداد ناراحت کننده مراقبشان باشید:

  • کنترل خشم؛
  • نقص توجه و تمرکز؛
  • تغییر در اشتها؛
  • ایجاد ترس‌های جدید؛
  • افزایش نگرانی در مورد مرگ یا ایمنی؛
  • تحریک پذیری؛
  • از دست دادن علاقه به فعالیت‌های عادی؛
  • مشکلات خواب؛
  • غمگینی؛
  • امتناع از مدرسه؛
  • شکایات جسمی مانند سردرد و معده درد.

ترومای درمان نشده دوران کودکی

روش‌های علمی درمان تروما کودکی (تراپی و خود مراقبتی)

اگر در کودکی دچار تروما شده‌اید و هنوز نیاز به بهبودی دارید، اقدامات متعددی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید تا به شما در مقابله بهتر کمک کند. به عنوان مثال بهتر است وقت خود را با افرادی بگذرانید که از شما حمایت می‌کنند. یک برنامه منظم برای خوردن و خوابیدن و همه کارهای روتین خود داشته باشید. سعی کنید فعالیت بدنی را حتما در برنامه روزانه خود قرار دهید. از الکل و مواد مخدر پرهیز کنید. صحبت با یک متخصص سلامت روان نیز می‌تواند به شما در شروع بهبودی کمک کند.

گزینه‌های درمانی ممکن است شامل تعدادی از درمان‌های مبتنی بر آسیب باشد، مانند درمان پردازش شناختی (CPT)، درمان شناختی رفتاری متمرکز بر تروما (TF-CBT)، حساسیت زدایی از حرکات چشم و پردازش مجدد (EMDR) و درمان پذیرش و تعهد (ACT). قبل از انتخاب پزشک بهتر است اطلاعاتی درباره این‌که تخصص روانشناسی چیست کسب کنید. درمان ممکن است شامل یکی از موارد زیر باشد.

چگونه به کودکانی که تروما را تجربه کرده‌اند، کمک کنیم؟

حمایت اجتماعی می‌تواند برای کاهش تأثیر آسیب‌های روانی بر کودک، به خصوص تا آنجا که خطر افکار خودکشی را کاهش می‌دهد، کلیدی باشد. کودک را تشویق کنید تا در مورد احساسات خود صحبت کرده و آن‌ها را تأیید کند. به او کمک کنید تا بفهمد که مقصر نیست. به سوالاتش صادقانه پاسخ دهید. به او اطمینان دهید که هر کاری که می‌توانید برای ایمن نگه داشتن او انجام خواهید داد. تا جایی که ممکن است به یک برنامه روزانه پایبند باشید. صبور باشید زیرا هر کودکی سرعت بهبودی مخصوص به خودش را دارد.

بسته به سن و نیاز کودک، ممکن است برای خدماتی مانند رفتار درمانی شناختی، بازی درمانی یا خانواده درمانی ارجاع داده شود. در برخی موارد، مانند زمانی که تشخیص PTSD وجود دارد، دارو نیز ممکن است گزینه‌ای برای کمک به درمان علائم آن‌ها باشد.

ترومای کودکی را جدی بگیرید

در حالی که داشتن سطحی از پریشانی پس از یک رویداد آسیب زا طبیعی است، اما این حقیقت دور از ذهن نیست که کودکان بتوانند بعد از مدتی به عملکرد سالم بازگردند؛ چرا که برخی از بچه‌ها کمتر از دیگران تحت تأثیر شرایط قرار می‌گیرند. اما اگر ترومای دوران کودکی اثرات منفی در فرد ایجاد کرده باشد، هیچ وقت برای کمک گرفتن دیر نیست. چه نوجوانی باشید که بیش از یک دهه پیش مورد آزار و اذیت قرار گرفته و چه بزرگسالی که حتی 40 سال پیش دچار ترومای کودکی شده‌اید هرگز برای دریافت کمک دیر نیست. درمان تروما همچنان می تواند موثر و مفید باشد. شما می‌توانید با استفاده از سیستم نوبت دهی آنلاین از بهترین دکتر روانشناس نوبت ویزیت بگیرید و به راحتی درمان خود را آغاز کنید.

در انتهای این مطلب از شما می‌خواهیم تا اگر تجربه‌ای از مواجهه با ترومای کودکی و درمان آن دارید، با ما و دیگر خوانندگان مجله دکتردکتر به اشتراک بگذارید. همچنین منتظر شنیدن نظراتتان هستیم.

منابع

verywellmind.com

apa

health.harvard

healthline

سوالات متداول

آیا ترومای کودکی خود به خود درمان می‌شود؟
معمولا ترومای کودکی خودبه‌خود درمان نمی‌شود. این آسیب‌ها در سیستم عصبی باقی می‌مانند. بهبود آنها نیازمند آگاهی، روان‌درمانی تخصصی و شفابخشی آگاهانه است.
شایع‌ترین علائم ترومای کودکی در روابط عاطفی چیست؟

 

برچسب‌ها:
محتوای این مقاله صرفا برای افزایش اطلاعات عمومی شماست و به منزله تجویز پزشکی نیست.
اشتراک گذاری
فاطمه شعبانی
نویسنده: فاطمه شعبانی
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

7 دیدگاه در “ترومای کودکی چیست؟ علائم، اثرات در بزرگسالی و روش‌های درمان
  • وارد جزیات نمیشم ولی تو سن ۵_۱۱ سالگی توسط پدرم تنبیه جسمی و روانی میشدم که هرچی بزرگتر میشدم از تنبیه جسمی کاسته میشد و تمرکز بیشتر روی آزار های روانی مثل تحقیر کردن و داد زدن و فحاشی و غیره میرفت، و وقتی حدودا نه یا ده سالم بود فهمیدم که پدرم مرتکب خیانت هم دارد میشود و همچنان تا الان که من ۱۳ سالم شده است ادامه دارد و مادرم هم از این موضوع اطلاع داشت اما بخاطر من و برادر کوچکترم از طلاق گرفتن اجتناب میکرد…
    من همیشه معدل بالایی تو مقاطع تحصیلیم داشتم و دارم اما هنوز هم سر ۱۹ هایی که ۲۰ نشدند توسط پدرم تحقیر میشم….
    جزییات بسیار زیاد دیگری هم هستند که قادر نیستم در قالب یک دیدگاه کوتاه تایپ کنم و فقط میخواستم بدونم که آیا راه درمانی برای آزادی از این حس گناهی که برای وجود داشتن بر روی پشتم احساس میکنم و هر روز ذره ذره وجودم را تجزیه میکند میشناسید؟…

    پاسخ
    • سلام عزیزم
      بله که درمان دارد
      به روانپزشکی مراجعه کنید که رواندرمانگر هم باشد
      مشکل شما کاملا قابل حل هست

      پاسخ
  • ممنون از مطالب خوبتون
    من دقیقا یادم نمیاد چه اتفاقی در گذشته برام افتاده
    اما همیشه بخاطر اینکه من بیشتر به نقاشی علاقه داشتم اطرافیان منو مسخره می کردند و جمله های سرزنش گرانه می زدند. پدر و مادرم منو مجبور می کردند از دیگران یاد بگیرم . بخاطر همین احساس ناکافی بودن می کنم و نمی تونم با دیگران ارتباط برقرار کنم. ترس های الکی و اضطراب بیش از حد بعضی وقت ها دلم می خواد ماه ها تو خونه بمونم.

    پاسخ
  • لعنت به این پدر و مادر بیخیال من ،یادمه بابام منو با موتور تویه کوچه خلوت گذاشت بعد چندین دقیقه دوتا مرد با موتور بهم حمله کردن میخواستن منو بدزدن که بابام پیچید جلوشون و نجاتم داد تو ۶ سالگی این اتفاق برام افتاد الان که ۲۰ سالمه هنوز یادم نرفته و وقتی یادم میاد افسردگی میگیرم که چرا بابام منو تو اون کوچه خلوت ول کرد الآنم نسبت به همه مشکوک و بی اعتماد شدم و ترجیح میدم به سایه خودمم اعتماد نکنم،خیلی اون موضوع بهم ضربه زد هیچوقت یادم نمیرع ،…

    پاسخ
    • سلام عزیزم
      ممنون از اینکه تجربه و خاطره خودتون رو با ما به اشتراک گذاشتین
      به این حالت اختلال اضطراب پس از حادثه میگن که هم درمان روان درمانی داره و هم درمان دارویی

      پاسخ
  • سلام. پسر5ساله بودم، دخترخاله ام(15ساله) با من (بازی) میکرد.
    الان 40ساله هستم. زندگیم فقط ( بازی) شده.
    چه کنم؟

    پاسخ
    • منظورازبازی چیه ؟میشه بیشتر توضیح بدید‌سپاس

      پاسخ