گاهی ممکن است فکر کنیم که حرف میزنیم، اما شنیده نمیشویم یا محبت میکنیم، اما آن گرما و محبتی که انتظارش را داریم از دیگران دریافت نمیکنیم. گاهی حتی در نزدیکترین روابط هم ممکن است احساس مبهمی از دوستداشتنینبودن همراه ما باشد. خیلی اوقات، چنین احساساتی مربوط به لحظه اکنون و اینجا نیستند و به سالهای دور در کودکی ما برمیگردند. اگر نیازهای عاطفی و هیجانی ما در کودکی بهقدر کافی برآورده نشده باشند، احتمال دارد دچار «طرحواره محرومیت هیجانی» شده باشیم. اما محرومیت هیجانی چه نشانهها و دلایلی دارد و چطور درمان میشود؟ پاسخ به این پرسشها را در ادامه این مطلب جذاب از دکتردکتر خواهید یافت.
طرحواره محرومیت هیجانی چیست؟
طرحواره محرومیت هیجانی (Emotional Deprivation Schema) یعنی فرد در عمق ذهنش باور دارد که هیچکس نیازهای عاطفیش (مثل درکشدن، محبت، حمایت و همدلی) را نمیفهمد و به آنها پاسخ درستی نمیدهد. افرادی که طرحواره محرومیت هیجانی دارند، احساس میکنند نیازهایشان بیشازاندازه است یا دیگران از برآوردهکردن این نیازها خسته و کلافه میشوند.
اغلب افرادی که از طرحواره محرومیت هیجانی در رنج هستند، تلاش میکنند خود را فردی قوی و مستقل نشان دهند؛ اما از درون احساس عمیقی از تنهایی، پوچی یا دیدهنشدن دارند. از چنین افرادی ممکن است عبارات و اصطلاحاتی مثل «هیچکس منو درک نمیکنه!» یا «دستم نمک نداره!» را زیاد بشنوید. این افراد باور دارند که بهاندازهای که از نظر احساسی و عاطفی به دیگران محبت میکنند، علاقهای دریافت نمیکنند.
همچنین، این افراد اغلب از دیگران کمک نمیخواهند؛ چون فکر نمیکنند که دیگران میتوانند از آنها مراقبت و حمایت کنند. این افراد باور عمیقی دارند مبنی بر اینکه هیچکس برای کمککردن و برطرفکردن نیازهای عاطفی آنها آماده نیست و خودشان باید همهچیز را بهتنهایی مدیریت کنند.
افراد دچار طرحواره محرومیت هیجانی اغلب در کودکی والد یا مراقبی داشتهاند که از نظر عاطفی سرد، پرمشغله یا کمتوجه بوده است و بهاندازه کافی پاسخگوی احساسات و نیازهای آنها نبوده است. محرومیت کودک از سه نیاز کلیدی باعث شکلگیری طرحواره محرومیت هیجانی میشود. دکتر جو وایت (Jo White)، طرحوارهدرمانگر و سوپروایزر طرحوارهدرمانی در این خصوص میگوید:
The emotional deprivation schema is an expectation that no one will provide emotional support or understand the individual. There are three main areas of deprivation: Deprivation of nurturance: The absence of affection, warmth and attention. Deprivation of empathy: The absence of understanding and attunement. Deprivation of protection: The absence of direction, strength and guidance. Your client may have experienced deprivation of one, two or all three of these needs.
طرحواره محرومیت هیجانی به این انتظار [یا باور] اشاره دارد که هیچکس نیازهای عاطفی فرد را برآورده نمیکند و او را درک یا حمایت نمیکند. این محرومیت در سه زمینه اصلی دیده میشود:
۱. محرومیت از مراقبت و محبت: نبود محبت، گرمی عاطفی و توجه؛
۲. محرومیت از همدلی: نبود درک، همدلی و توجه به احساسات و نیازهای عاطفی؛
۳. محرومیت از حمایت: نبود جهتدهی، احساس قدرتمندی و راهنمایی کافی [برای مواجهه با مشکلات].
فرد ممکن است در [دوران کودکی یا روابط اولیه خود]، از برآوردهشدن یک، دو یا سه مورد از این نیازها محروم بوده باشد.
کودکی که از سه نیاز مراقبت، همدلی و حمایت محروم باشد، کمکم یاد میگیرد که خودش هم نیازهایش را جدی نگیرد و انتظار زیادی از دیگران نداشته باشد. چنین فردی در بزرگسالی این احساسات را همیشه با خود به دوش میکشد.
در واقع، انواع طرحواره محرومیت هیجانی اغلب در سالهای اولیه زندگی و کودکی شکل میگیرند؛ اما فرد ممکن است در بزرگسالی هم وارد روابطی شود که زخمهای عمیق کودکیش را دوباره فعال میکنند.
سه نوع اصلی محرومیت هیجانی چیست؟
طرحواره محرومیت هیجانی مثل طرحوارههای ناسازگار دیگر، اغلب در سه سبک تسلیم، اجتناب و جبران افراطی دیده میشوند. این سبکها در واقع شیوههایی هستند که فرد برای کنارآمدن با دردها و نیازهای عاطفی برآوردهنشده خود پیش میگیرد. در ادامه، سه سبک اصلی محرومیت هیجانی و ویژگیهای هرکدام را بهطور خلاصه بررسی میکنیم.
طرحواره محرومیت هیجانی در سبک تسلیم
فردی که دچار طرحواره محرومیت هیجانی در سبک تسلیم است، اغلب محرومیت عاطفی را بخشی از واقعیت زندگی روابطش میبیند. چنین فردی انتظار زیادی از دیگران برای دریافت محبت، توجه یا حمایت ندارد؛ بنابراین، اغلب اوقات جذب افرادی میشود که از نظر عاطفی سرد و کمتوجه هستند یا بیشازاندازه درگیر کارشان شدهاند. در واقع، فرد تسلیم این باور شده است که هیچکس قرار نیست به او محبت کند یا برایش وقت بگذارد.
چنین فردی مشکلی با عدم دریافت عشق و محبت از شریک عاطفی یا اطرافیانش ندارد؛ چون سردی عاطفی برایش آشناست و با تجربیات گذشته او همخوانی دارد. در نتیجه، فرد ممکن است نیازهای عاطفیش را کوچک بشمارد و از دیگران انتظار زیادی نداشته باشند.

طرحواره محرومیت هیجانی در سبک اجتناب
فردی که دچار طرحواره محرومیت هیجانی در سبک اجتناب است، بهکل تلاش میکند با نیازهای عاطفی و احساسات ناخوشایندش روبهرو نشود. چنین فردی از هر نوع رابطه صمیمانهای اجتناب میکند تا مجدد احساس طردشدن، تنهایی یا برآوردهنشدن نیازهای عاطفی را تجربه نکند.
چنین فردی خود را مستقل و بینیاز نشان میدهد و ترجیح میدهد مشکلات و نیازهایش را بهتنهایی مدیریت کند. او در کل از احساسات و نیازهایش حرف نمیزند و همیشه فاصله عاطفی خود را با دیگران حفظ میکند.
طرحواره محرومیت هیجانی در سبک جبران افراطی
فردی که دچار طرحواره محرومیت هیجانی در سبک جبران افراطی است، تلاش میکند بهشکل افراطی نیازهای عاطفی برآوردهنشده خود را از دیگران طلب کند. چنین فردی ممکن است به محبت، توجه و حمایت دیگران وابستگی بیشازاندازهای پیدا کند و دائم از بقیه بپرسد که «آیا او را دوست دارند؟» یا «به او اهمیت میدهند؟»
فردی که سبک جبران افراطی را پیش میگیرد، در روابط خود توقع زیادی برای دریافت توجه و محبت دارد. اگر این فرد بهاندازه کافی از دیگران محبت و حمایت نبیند، ممکن است بهشدت ناراحت یا عصبانی شود. در واقع، رفتارهای افراطی چنین فردی تلاشهای بیهودهای برای پرکردن خلا عاطفی عمیقی است که درون خودش احساس میکند. این خلا باعث میشود فرد بیشازحد به رابطه و دریافت محبت از دیگران وابسته شود و در نهایت، دیگران را از خودش دلزده و دلسرد کند.
نشانههای طرحواره محرومیت هیجانی چیست؟
طرحواره محرومیت هیجانی ممکن است به انواع مختلف در افکار، احساسات و باورهای شخص بروز پیدا کند؛ بعضی از مهمترین نشانههای این طرحواره شامل این موارد هستند.
- احساس تنهایی و خلا عاطفی: حتی وقتی فرد در رابطه است یا آدمهای زیادی دورش را گرفتهاند، باز هم احساس میکند چیزی در زندگی عاطفیش کم است.
- احساس درکنشدن: فرد تصور میکند دیگران احساسات و دنیای درونی او را درک نمیکنند و کسی نیست که به حرفهایش گوش بدهد و آنها را بفهمد.
- دشواری در بیان نیازهای عاطفی: ممکن است فرد نیاز به محبت، توجه یا حمایت داشته باشد؛ اما درخواستکردن برایش سخت باشد و حتی احساس کند نیازهایش برای دیگران «زیادی» یا «دستوپاگیر» است. او اکثر اوقات خودش را بهاصطلاح «سربار» دیگران میبیند.
- پنهانکردن احساسات و آسیبپذیری: فرد یاد گرفته احساساتش را بروز ندهد و همهچیز را خودش مدیریت کند. او تبدیل به آدمی میشود که همیشه باید «قوی» و «حامی دیگران» باشد، اما در ظاهر نشان میدهد که نیازی به حمایتشدن ندارد.
- دشواری در شناخت و بیان احساسات: فرد نمیتواند احساسات خودش را درست تشخیص بدهد یا مدام آنها را سرکوب میکند. گاهی هم فرد با منطق و تحلیل درباره احساساتش حرف میزند تا از مواجهه با احساسات عمیق و نیازهای عاطفی خود فاصله بگیرد.
- برقراری رابطه با افرادی که در دسترس نیستند: فرد ناخودآگاه جذب کسانی میشود که سرد، کمتوجه یا از نظر عاطفی دور هستند؛ چون فقط رابطهای برایش آشناست که در آن محبت و حمایتی نمیگیرد.
- ترس از صمیمیت و نزدیکشدن: فرد گاهی برای اینکه دوباره ناامید یا دلخور نشود، از رابطه عاطفی عمیق فاصله میگیرد و استقلال زیاد را به صمیمیت با دیگران ترجیح میدهد.
- احساس بیارزشبودن یا دوستداشتنینبودن: باورهایی مثل «نیازهام مهم نیست» یا «کسی واقعا به فکر من نیست» میتواند بهمرور زمان روی احساس عزتنفس، اعتمادبهنفس و کیفیت روابط فرد اثر منفی بگذارد.
- دشواری در درخواست محبت از دیگران: فرد ممکن است مرتب از دیگران حمایت کند، اما برای دریافت محبت و حمایت متقابل چیزی نخواهد؛ چون از کودکی یاد گرفته که روی بقیه حساب باز نکند.
- کنارهگیری یا خودکفایی افراطی: فرد خیلی اوقات با جملاتی مثل «خودم از پسش برمیام» یا «به کسی نیاز ندارم» ترسهای عمیقش از برآوردهنشدن نیازهای عاطفی را میپوشاند.
- خشم و دلخوری هنگام برآوردهنشدن نیازها: در بعضی افراد، محرومیت هیجانی بهشکل جبران افراطی خودش را نشان میدهد؛ یعنی فرد توقع بیشازاندازه از روابط دارد و وقتی طرف مقابل درست مطابق انتظار او عمل نمیکند، بسیار عصبانی یا حتی طلبکار میشود.
علت شکلگیری طرحواره محرومیت هیجانی چیست؟
هر عاملی که باعث شود سه نیاز اصلی به مراقبت، همدلی و حمایت بهخصوص در کودکی برآورده نشوند، زمینهساز شکلگیری طرحواره محرومیت هیجانی میشود. فهرست زیر به چند مورد از اصلیترین دلایل شکلگیری طرحواره محرومیت هیجانی اشاره میکند.
- بیتوجهی عاطفی در کودکی: اگر نیازهای عاطفی کودک مثل محبت، توجه، همدلی و حمایت بارها نادیده گرفته شوند، فرد به این باور میرسد که هیچکس قرار نیست نیازهای احساسی و هیجانی او را برآورده کنند. نتیجه این وضعیت کودک خجالتی است که قادر نیست نیازهایش را در هیچ موقعیتی ابراز کند.
- برآوردهنشدن نیاز به محبت و توجه: اگر کودک بهاندازه کافی آغوش، محبت، تشویق و توجه دریافت نکند، ممکن است در بزرگسالی هم با این پیشفرض زندگی کند که نیازهای عاطفیش بیپاسخ میمانند.
- نبود همدلی و درک عاطفی: وقتی احساسات کودک جدی گرفته نمیشوند یا کسی تلاش نمیکند دنیای درونی او را بفهمد، ممکن است او هم یاد بگیرد احساساتش را همیشه پنهان کند و درباره نیازهایش حرف نزند.
- نبود راهنمایی و حمایت: اگر کودک بارها در موقعیتهای دشوار یا اضطراببرانگیز بدون راهنمایی، حمایت یا احساس امنیت رها شود، ممکن است این باور در او شکل بگیرد که برای حل مشکلاتش نمیتواند روی دیگران حساب کند و باید همه مشکلات را خودش بهتنهایی به دوش بکشد.
- والد نیازمند: گاهی یک یا هر دو والد خودشان به کمک و حمایت نیاز دارند؛ برای مثال مراقب اولیه کودک ممکن است درگیر بیماری جسمی یا روانی خاصی باشد و کودک مجبور شود نقش «والد» را برعهده بگیرد. در این حالت، او نیازهای خودش را عقب میاندازد و نادیده میگیرد تا به والدش رسیدگی کند.
- تأمین نیازهای مادی بدون توجه به نیازهای عاطفی: بسیاری از والدین نقش اصلی خود را تأمین خانواده از نظر غذا، لباس، مدرسه و امکانات میدانند و توجهی به احساسات کودکشان ندارند. اگر کودک از نظر مادی تأمین باشد، اما محبتی دریافت نکند و نتواند در مورد احساساتش حرف بزند، بهاحتمال قوی درگیر طرحواره محرومیت هیجانی میشود.
- والدین سرد و بیمحبت: گاهی والد حضور فیزیکی دارد؛ اما از نظر احساسی سرد و بیتفاوت است یا بیشازحد درگیر گرفتاریها و مشکلات خودش است و به کودک توجهی ندارد. در این حالت، کودک احساس میکند کسی واقعا او را نمیبیند و نمیفهمد. والدین حتی ممکن است نشانههای خطر مثل پرخاشگری در کودکان برای جلبتوجه را ببینند؛ اما اگر بهقدر کافی آگاه نباشند، با تنبیه بیموقع به شکلگیری پررنگتر الگوهای ناکارآمد در کودک دامن میزنند.
طرحواره محرومیت هیجانی در بزرگسالان چگونه دیده میشود؟
در بزرگسالی، طرحواره محرومیت هیجانی باعث میشود فرد همیشه احساس کند که درک نمیشود یا کسی او را دوست ندارد. چنین فردی ممکن است در ظاهر مستقل و قوی به نظر برسد؛ اما در درون احساس تنهایی، پوچی یا دیدهنشدن کند. چنین فردی دشوار میتواند در مورد نیازها و احساساتش حرف بزند. او عادت کرده که تمام مشکلات را بهتنهایی حل کند و حتی در کارهای ساده هم از کسی کمک نخواهد.
بسیاری از افرادی که دچار طرحواره محرومیت هیجانی هستند، نقش «آدم همهکارتوان، همهچیزتمام و خودکفا» را بازی میکنند و حامی دیگران به نظر میرسند. گاهی هم ممکن است توقع بیشازحدی از دیگران داشته باشند و درصورت برآوردهنشدن تماموکمال این توقعات، دلخور یا عصبانی شوند.
طرحواره محرومیت هیجانی در رابطه عاطفی و ازدواج
طرحواره محرومیت هیجانی در روابط زوجی هم بسیار آسیبزاست. این طرحواره ممکن است باعث شود فرد نتواند بهراحتی نیازهای عاطفی خودش را بیان کند؛ چون آنها را «بیشازحد» یا «زیادی» میبیند. وقتی فرد از نیازهایش حرف نمیزند، همسر یا شریک عاطفی هم متوجه نیازها نمیشود و فرد بعد از مدتی یقین پیدا میکند که باور قدیمیش در مورد دوستداشتنینبودن یا درکنشدن درست است.
افرادی که طرحواره محرومیت هیجانی دارند، خیلی اوقات جذب افرادی میشوند که به خاطر مشغله کاری مدت زیادی از آنها دور هستند یا اغلب اوقات سرد و کمحرفاند؛ چون برای محرومیت هیجانی اینکه فرد مهم زندگی دسترسناپذیر باشد، احساس آشنایی است.
گاهی هم این افراد در سبک جبران افراطی، بیشازحد به رابطه وابسته میشود و دائم بهدنبال توجه، محبت و اطمینانگرفتن از شریک عاطفی هستند. چنین افرادی اگر محبت کافی از شریک خود نبینند، بسیار خشمگین یا دلخور میشوند و حتی ممکن است رابطه را خراب کنند.
تفاوت محرومیت هیجانی و بازداری هیجانی
در طرحوارهدرمانی 18 طرحواره ناسازگار وجود دارند که محرومیت هیجانی یکی از این طرحوارهها و بازداری هیجانی (Emotional Deprivation) طرحواره دیگری است. هر دو طرحواره محرومیت هیجانی و بازداری هیجانی بهخاطر رفعنشدن نیازهای عاطفی به مراقبت، امنیت و پذیرش در روابط مهم زندگی شکل میگیرند. بااینهمه، این دو طرحواره تفاوتهای مهمی هم دارند.
در طرحواره محرومیت هیجانی، فرد عمیقا باور دارد که نیازهای عاطفیش مثل محبت، همدلی، توجه و حمایت از طرف دیگران بهاندازه کافی برآورده نمیشوند. از سویی دیگر، در طرحواره بازداری هیجانی، آزادی برای بیان نیازها و احساسات وجود نداشته است و نیاز کودک به خودانگیختگی و بازی سرکوب شده است.
در طرحواره محرومیت هیجانی فرد فکر میکند که «نیازهایش برای کسی مهم نیست»؛ اما در طرحواره بازداری هیجانی فکر میکند که «احساساتش را نباید به کسی نشان بدهد.» گاهی هم طرحواره محرومیت هیجانی زخم اصلی و اولیه است که باعث میشود کودک به سمت بازداری هیجانی پیش برود؛ یعنی برای مراقبت از خودش یاد بگیرد که نیازها و احساساتش را نادیده بگیرد یا پنهان کند.
در طرحواره بازداری هیجانی، فرد ممکن است محبت، ناراحتی، خشم یا آسیبپذیری خودش را بروز ندهد؛ چون از قضاوتشدن، شرمگینشدن، طردشدن یا ازدستدادن کنترل خود میترسد. بنابراین، میتوانیم بگوییم طرحواره بازداری هیجانی خودش تقویتکننده محرومیت هیجانی است.
وقتی فرد احساساتش را سرکوب میکند و از بیان نیازها یا درخواست حمایت از دیگران خودداری میکند، احتمال برآوردهشدن نیازهای عاطفیش هم کمتر میشود. در نتیجه، احساس محرومیت هیجانی دوباره تقویت میشود و این چرخه ادامه پیدا میکند.
تفاوت طرحواره محرومیت هیجانی با طرحواره رهاشدگی چیست؟
یکی دیگر از طرحوارههای ناسازگار اولیه، طرحواره رهاشدگی (Abandonment Schema) است. طرحواره رهاشدگی هم مثل طرحوارههای محرومیت هیجانی و بازداری هیجانی، به این خاطر ایجاد میشود که کودک نتوانسته روابط امن، پایدار و پذیرنده با افراد مهم زندگیش شکل دهد.
طرحواره محرومیت هیجانی ریشه در ناکامماندن نیاز به مراقبت، همدلی و حمایت است و طرحواره رهاشدگی بیشتر از برآوردهنشدن نیاز به دلبستگی ایمن، ثبات و امنیت در رابطه ناشی میشود. بااینهمه، جنس هر دو دسته نیاز به یک حوزه مشترک، یعنی دلبستگی ایمن و ارتباط امن با دیگران، مربوط میشود؛ به همین دلیل ممکن است این دو طرحواره همزمان در فرد وجود داشته باشند.
در طرحواره محرومیت هیجانی، فرد باور دارد که دیگران محبت و همدلی کافی به او نمیدهند؛ یعنی همیشه دچار کمبود محبت و حمایت عاطفی است. اما در طرحواره رهاشدگی، باور اصلی فرد این است که بالاخره روزی افراد مهم زندگیش او را ترک میکنند و تنها میگذارند؛ یعنی روابطش ناپایدار و بیثبات هستند. اگر بخواهیم سادهتر بگوییم، کسی که طرحواره رهاشدگی دارد، با خودش میگوید «نکنه ترکم کنه!»؛ اما کسی که طرحواره محرومیت هیجانی دارد، با خودش میگوید «حتی اگه کنارم باشه، منو درک نمیکنه و نیازهامو نمیبینه!»
تست طرحواره محرومیت
آزمونها و ابزارهای خودارزیابی زیادی وجود دارند که ویژگیها و جوانب مختلف طرحواره محرومیت هیجانی را میسنجند. طرحوارهدرمانگرها خیلی اوقات از تست معروف پرسشنامه طرحواره یانگ (Young Schema Questionnaire) یا بهاختصار YSQ استفاده میکنند که قادر است وجود 18 طرحواره مختلف از جمله طرحواره محرومیت هیجانی را در فرد ارزیابی کند. جفری یانگ (Jeffrey Young) بنیانگذار اصلی طرحوارهدرمانی است و روی طراحی پرسشنامه طرحواره یانگ نظارت مستقیم داشته است.
در پرسشنامه طرحواره یانگ، جملات و عباراتی وجود دارند که فرد به آنها در مقیاسی 6 درجهای نمره میدهد تا وجود احساسات، افکار و باورهای مرتبط با هر طرحواره در فرد شناسایی شوند. بعضی از گزارههایی که در پرسشنامه طرحواره یانگ وجود طرحواره محرومیت هیجانی را تأیید میکنند، شامل موارد زیر میشوند.
- در بیشتر اوقات کسی را نداشتهام که از من حمایت کند، حرفهایش را با من بزند و عمیقا نگران اتفاقهایی باشد که برایم میافتند.
- بهطور کلی، کسی نبوده که به من عاطفه، محبت و صداقت نشان دهد.
- در اغلب اوقات کسی را نداشتم که واقعا درد دل من را گوش دهد، مرا بفهمد یا اینکه احساسها و نیازهای واقعی مرا درک کند.
- وقتی که نمیدانستم کاری را چگونه انجام دهم، بهندرت شخصی پیدا میشد که مرا نصیحت و راهنمایی کند.
البته به این نکته هم باید توجه داشته باشیم که مثبتبودن پاسخ فرد به این گزارهها لزوما بهمعنای وجود طرحواره محرومیت هیجانی نیست و شدت اثر این باورها روی زندگی هم مهم هستند؛ یعنی فرد ممکن است گاهی احساس درکنشدن داشته باشد، اما شدت آن بهحدی نباشد که بتوان آن را طرحواره محرومیت هیجانی نامید. در اغلب موارد، پرسشنامه طرحواره یانگ در کنار بقیه تستها و آزمونهای مرتبط با طرحوارهدرمانی و زیر نظر طرحوارهدرمانگرهای باتجربه به کار گرفته میشود تا وجود طرحوارههای مختلف در فرد تأیید یا رد شود.
اگر برایتان جالب است بدانید که خودتان یا فرد دیگری در زندگیتان دچار طرحواره محرومیت هیجانی هستید یا خیر، خبر خوبی برایتان داریم. با مراجعه به وبسایت دکتردکتر میتوانید سوابق دهها روانشناس و طرحوارهدرمانگر برجسته ایرانی را بررسی کنید و مناسبترین گزینه را انتخاب کنید. سپس، میتوانید با چند کلیک از متخصص مورد نظر خود نوبت حضوری یا آنلاین بگیرید و در مورد دغدغههایتان با او مشورت داشته باشید.
درمان طرحواره محرومیت هیجانی چگونه انجام میشود؟
درمان محرومیت هیجانی از نقطهای آغاز میشود که فرد یاد بگیرد نیازهای عاطفی خودش را بشناسد، آنها را جدی بگیرد و بدون شرم و خجالت آنها را بیان کند. در طرحوارهدرمانی، درمانگر کمک میکند فرد الگوهای قدیمی باورها و احساساتش را بشناسد و بهتدریج تجربه متفاوتی از محبت، همدلی و حمایت داشته باشد. همچنین، طرحوارهدرمانگر با تکنیکهایی مثل بازوالدینی محدود (Limited Reparenting) به مراجع کمک میکند تا زخمهای هیجانی گذشته را التیام بدهد و از دریچه جدیدی به واقعیت فعلی زندگیش نگاه کند.
علاوهبر این، گفتوگوی همدلانه و کار روی باورهای ریشهای یا برخی تکنیکهای درمان شناختیرفتاری (CBT) هم به کار گرفته میشوند تا چرخه باورها و الگوهای ناکارآمد اصلاح شوند. فردی که در مسیر درمان طرحواره محرومیت هیجانی پیشرفت میکند، کمکم یاد میگیرد نیازهایش را بهصورت سالم مطرح کند، از روابط آسیبزا فاصله بگیرد و با افرادی صمیمی شود که به او محبت و حمایت کافی میدهند.
آیا طرحواره محرومیت هیجانی قابل درمان است؟
بله. طرحواره محرومیت هیجانی بهتنهایی به معنای ابتلا به اختلالات روانی نیست و برخلاف مشکلات بسیار جدیتر سلامت روان مثل اسکیزوفرنی، قابل درمان و قابل مدیریتشدن است. وجود طرحواره محرومیت هیجانی بهمعنای کمبود عاطفی مادامالعمر نیست و فرد با درمان مناسب، میتواند نیازهای هیجانی خودش را بهتر بشناسد، آنها را به شکل سالمتری بیان کند و رابطههایی بسازد که در آنها محبت، همدلی و حمایت عاطفی دوطرفه هستند.
نکته مهم این است که درمان این طرحواره یکشبه اتفاق نمیافتد و به شناخت الگوهای ناکارآمد، اصلاح باورها و هیجانها، تمرین ارتباط سالم و کمکگرفتن از رواندرمانگرها و طرحوارهدرمانگرهای باتجربه احتیاج دارد.
کلام آخر دکتردکتر
گاهی پشت نقاب فردی که خودش را «قوی» و «بینیاز از محبت» نشان میدهد، کودکی زخمی است که بهقدر کافی محبت، همدلی و حمایت دریافت نکرده است. چنین فردی الگوهای ناکارآمدی دارد که به او اجازه نمیدهند نیازهایش را ببیند و از دیگران بهصورت سالم، محبت و حمایت درخواست کند. در این حالت، فرد دچار طرحواره محرومیت هیجانی است.
شناخت این طرحواره به فرد کمک میکند تا بهتدریج با زخمهای کودکی خود کنار بیاید و در زندگی فعلی نیازهای عاطفیاش را به رسمیت بشناسد و روابط رضایتبخشتری با دیگران بسازد. در این راستا، پلتفرم نوبتدهی آنلاین دکتردکتر دسترسی به دهها رواندرمانگر و طرحوارهدرمانگر ایرانی باتجربه را مهیا کرده است تا همه بتوانند در مورد تجربههای ناخوشایند و چالشهای روابط خود با یک فرد متخصص گفتوگو کنند و از او راهنمایی بگیرند.






